Monday, April 18, 2011

هدایت بادهای تغییر به سمت ایران مذهبی های متعصب، پیش بینی آخر زمان را دارند

سرانجام و عاقبت قیام های مختلف در آفریقای شمالی و دیگر قیام های نامعلوم خاورمیانه در این لحظه، گسترش برخی موارد نگران کننده بوده است. روشنفکران و رسانه های لیبرال در حال ترویج این نظر هستند که این قیام ها در درجه اول، ذات و طبیعت سکولار دارند- اما آیا همین طور است؟ با اکراه و بی میلی تصدیق شده است که القاعده و دیگر اسلام گراهای افراطی، از جمله اخوان المسلمین در این قیام ها دست داشته اند. حالا به نظر می رسد که قاهره بعد از سی سال در حال حرکت به سوی برقراری مجدد روابط دیپلماتیک با تهران است؛ چیزی که یک دستاورد سیاسی مهم برای ایران خواهد بود. چنین حرکتی از سوی قاهره باید با تائید نیروهای مسلح مصر و حمایت شدید اخوان المسلمین صورت گرفته باشد.
اخوان المسلمین، حزب سیاسی دارای بهترین سازماندهی در مصر و لیبی است و شعبه هایی هم در سرتاسر خاورمیانه دارد. هدف اصلی اخوان المسلمین، استقرار اسلام به عنوان مذهب دولتی و شریعت به عنوان قانون حاکم است. این فرمول حکومت مطلقه دیکتاتوری برای کنترل همه جنبه های زندگی روزانه افراد است. همان طوری که آیت الله روح الله خمینی در سال ۱۹۷۹ اظهار داشت که در دولت شریعت، اختلاف عقیده مستحق مرگ است. این اندیشه در آشوب های اخیر افغانستان و قتل بی دلیل کارکنان بی گناه سازمان ملل و دیگر شهروندان بر سر سوزاندن قرآن انعکاس یافته است. این اقدامات، ظهور یک رویکرد و برخورد قرن هفتمی است که فرماندهان نظامی ما به عنوان بخشی از استراتژی ضدشورش تا نقطه فرونشاندن آن کنار آمده اند. این چیزی نیست که ما برایش می جنگیم یا چیزی که ارتش خود را وادار به پذیرش آن کنیم.
واقعیتی که هم اکنون اخوان المسلمین در مورد اهداف شان اظهار می دارد، آنقدر معتدل است که باید با شک و تردید زیاد به آن نگریست. رهبران می گویند که آنها از خشونت برای رسیدن به اهدافشان تبری می جویند؛ اعتقاد به دمکراسی چندحزبی؛ تائید حقوق زنان و خودداری از تعمیم تحمیلی قانون شریعت. اما من اعتقاد دارم که بهترین تعریف برای اهداف مهم تازه بیان شده اخوان المسلمین، باید همان « تقیه» باشد. طبق شریعت، دروغ همیشه برای پیشبرد اهداف اسلام جایز است، بخصوص دروغ به غیرمسلمانها.
مورد دیگر برای نگرانی از برقراری روابط با ایران که نباید از آن چشم پوشی کرد این حقیقت است که حمدی حسن، سخنگوی پارلمانی اخوان المسلمین در میتینگ سال ۲۰۰۶، اظهار داشت که اخوان المسلمین علاقه مند به ایجاد یک مصر دارای سلاح هسته ای است. او گفت که آنها آماده اند تا برای داشتن سلاح هسته ای که در مناقشات اعراب-اسرائیل تعیین کننده خواهد بود، گرسنگی بکشند. نمی توان نقش بالقوه ایران را در کمک به مصر برای دستیابی به قابلیت تولید سلاح هسته ای تنزل داد.
بگذارید فراموش نکنیم که اخوان المسلمین روابط نزدیکی با تشکیلات تروریستی حماس و حزب الله دارد؛ هر دوی این تشکیلات از سوی ایران حمایت می شوند و به حذف اسرائیل اختصاص داده شده اند. باید انتظار داشت که تجدید روابط دیپلماتیک بین قاهره و تهران و جریان آزاد سلاح ها و تجهیزات نظامی به غزه، فشار عظیمی به اسرائیل وارد کند. این قطعا به منزله پایان هر شانسی برای سازش سیاسی فلسطین-اسرائیل خواهد بود.
برنارد لوئیس –مورخ- در مصاحبه اخیرش شرح می دهد که ما نباید تلاش کنیم تا دمکراسی سبک غربی را به کشورهای خاورمیانه تحمیل کنیم و نباید با عجله انتخابات فرمایشی برگزار کنیم. من با هر دو پیشنهاد موافقم. ما باید به خاطر بسپاریم که همین انتخابات فرمایشی بود که حماس را در غزه و حزب الله را در لبنان سرکار آورد.
آقای لویس راجع به ایران فکر می کند که ایالات متحده نباید به دلیل «بی ارزش بودن آخوندهای حکمران در نظر مردم ایران» اقدام نظامی علیه رژیم آیت الله علی خامنه ای و رئیس جمهور محمود احمدی نژاد انجام دهد. او به این بهانه مشترک استناد می کند که «این حمله به رژیم هدیه ای را می دهد که در حال حاضر دارای آن نیست- یعنی میهن پرستی ایرانی». این توجیه به مدت ۲۵ سال است که از سوی روشنفکران به عنوان بهانه ای برای عدم اقدام نظامی علیه ایران استفاده شده است. این توجیه فقط به ایران اجازه داده است تا قوی تر شود و اقدامات جسورانه تری برای تجاوز به ایالات متحده انجام دهد.
اما آقای لویس در مورد این واقعیت چیزی نمی گوید که ایران چندین بار در طول سی و یکسال گذشته به ایالات متحده اعلام جنگ کرده است و باعث از دست رفتن جان هزاران آمریکایی- نظامی و پرسنل غیرنظامی- و مجروج شدن دهها هزار نفر از آنان شده است. پیشنهاد وی به جای اقدام نظامی «امیدواری» به موثر بودن جنبش سبز است. آقای لوئیس می گوید که فکر نمی کند اگر ایران اتمی شود، بتوان جلویش را گرفت. او به درستی به این نکته اشاره می کند که استراتژی نابودی اطمینان متقابل که در مورد شوروی داشتیم، در مورد ایران جواب نمی دهد چون «آخوندها، مذهبی های متعصب دارای باور به آخر زمان هستند.»
«در اسلام یک سناریوی آخر زمان وجود دارد و آنها فکر می کنند که این سناریو در حال شروع شدن است و یا همین حالا هم شروع شده است.» قطعا رئیس جمهور احمدی نژاد رند هم همین طور فکر می کند. او عضوی از یک فرقه کوچک افراطی مشهور به «حجتیه» است که اعتقاد دارند افراد می توانند نقش کلیدی در ایجاد هرج و مرج جهانی ایفا کنند تا این آشفتگی و هرج و مرج منجر به بازگشت «امام دوازدهم غائب» شود. آقای احمدی نژاد باور دارد که انتخاب شده تا این مرد باشد.
ما بارها گفتیم که ایران مجهز به سلاح هسته ای، غیرقابل قبول است. نیروهای اپوزیسیون انقلاب سبز در ایران برای رسیدن به موفقیت به حمایت قابل ملاحظه خارجی نیاز دارند. فرمولی که ما در حال استفاده از آن در لیبی هستیم در ایران جواب نمی دهد. اما ما نباید اغفال شویم که اپوزیسیون به رهبری میرحسین موسوی آزادی سبک غربی و دمکراسی خواهد آورد. بلکه کاملا برعکس، آقای موسوی دیدگاه هایش را خیلی شفاف بیان کرده است: بازگشت به «حکومت ناب الهی» آیت الله خمینی. باید رهبر جدید پیدا کرد.
با این حال ما به طرحی برای قیام اپوزیسیون ایران در آینده نزدیک نیاز داریم که با اجرای استراتژی طرح ضربتی برای نابودی زیرساخت های هسته ای ایران- به عنوان اولویت اول- هماهنگ باشد. حمایت از اپوزیسیون می تواند مشروط به اجرای همزمان استراتژی طرح ضربتی باشد. جایگزین اقدام نظامی، پذیرش یک ایران هسته ای با باور به آخر زمان است.
* از: ژنرال جیمز ای.لیونز / در: واشنگتن تایمز
ژنرال لیونز پیش از بازنشستگی از نیروی دریایی فرمانده نیروهای امریکا در منطقه پاسیفیک را برعهده داشت و همچنین مدتی نیز نماینده ارشد ارتش امریکا در سازمان ملل بود. عکس: آرم اخوان المسلمین

0 Kommentare: