Saturday, September 25, 2010

انفجار مهاباد، هدف‌ها و نشانه‌ها

 

وزیر کشور ایران، انفجار مهاباد را کار صهیونیسم و آمریکا دانسته و تاکید کرده که عاملان این اقدام هرچه زودتر مجازات می‌شوند. فعالان مدنی کرد بیم دارند که ترور اخیر، احکام اعدام و فضای امنیتی/ نظامی کردستان را تشدید کند.

 

مصطفی محمد نجار، روز جمعه دوم مهر پس از بازدید از مهاباد، از سرنخ‌هایی برای شناسایی عوامل بمب‌گذار در این شهر خبر داد و افزود که  "عاملان این جنایت" به محض دستگیری در جمع مردم مهاباد به مجازات می‌رسند.

بمب‌گذاری روز چهارشنبه ۳۱ شهریور در شهر مهاباد، ۱۲ کشته و ۸۲ زخمی برجای گذاشته است. بیشتر قربانیان این انفجار که در زمان برگزاری رژه نظامی به مناسبت "هفته دفاع مقدس" صورت گرفت، زنان و کودکان عشیره منگور بوده‌اند.

سامان رسول‌پور، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر کرد در گفتگو با دویچه‌وله به بررسی نتایج این انفجار می‌پردازد و تاکید می‌کند که هزینه‌‌ی نهایی هر اقدام تروریستی و مسلحانه در کردستان بر دوش مردم آن و فعالان مدنی خواهد بود.

دویچه‌وله: اولین سوال این است که بمب‌گذاری با این ابعاد در شرایط کنونی آن هم در خطه کردستان چه انگیزه و هدفی داشته است؟

سامان رسول‌پور سامان رسول‌پور: گمانه‌زنی‌های زیادی در مورد عامل این بمب‌گذاری وجود دارد. این‌که این اقدام از سوی احزاب کرد، نیروهای تندروی مذهبی یا سلفی‌ها یا حتی لایه‌های تندروی حاکمیت صورت گرفته یا نه، روشن نیست. اما پیامد این بمب‌گذاری بسیار مشخص است.  نتیجه‌ی مستقیم این بمب‌گذاری، تقویت پایگاه‌ نیروهای امنیتی و نظامی در کردستان و محدودیت فضا برای نیروهای مدنی است. احتمال این هست که کسانی را دستگیر و به سرعت اعدام کنند. می‌توان گفت که عده‌ای سعی دارند فضای کردستان را زاهدانیزه کنند. 

اما چرا در حالی که کردستان در یک سال گذشته به نسبت مناطق دیگر ایران در آرامش به سر برده و کانون جنب و جوش تظاهرات و اعتراض علیه دولت نبوده، صحنه چنین اقدامی به منظور امنیتی کردن فضا می‌شود؟

چند احتمال وجود دارد. کسانی که روی مسئله کردستان شناخت دارند، می‌دانند که احزاب کرد در سه دهه گذشته به هیچ‌وجه دست به بمب‌گذاری نزده‌اند و استراتژی‌آنها بالاخص در دو دهه گذشته این نبوده که در وسط یک شهر عملیات تروریستی انجام دهند. اهداف آنها معمولا خارج از شهر، مناطق مرزی، روستاها یا پاسگاه‌های میان جاده‌ای بوده است. پس از حادثه اخیر، همه احزاب کرد آن را محکوم کرده‌اند. در حالی‌که قبلا اگر مثلا پژاک عملیاتی مسلحانه انجام می‌داد، سایر احزاب در قبال آن موضع نمی‌گرفتند. محکومیت بمب‌گذاری مهاباد توسط همه این احزاب، بی‌سابقه است.

احتمال دیگر این است که سلفی‌ها ( سنی‌های تندرویی که معتقد به جهاد هستند)، دست به بمب‌گذاری زده باشند. اما باید در نظر گرفت که سلفی‌ها در شهر مهاباد پایگاه چندانی ندارند و در شهرهای جنوبی‌تر مانند سنندج، مریوان و جوانرود سازماندهی دارند. بسیار غیرمنطقی هم هست که آنها در یک روز سیاسی، مستقیما به نیروهای مسلح ضربه بزنند. اقدامات پیشین آنها نیز علیه افراد مذهبی مانند نماینده ولی فقیه یا امام جمعه مسجد قبای سنندج بوده است.

احتمال سوم  هم این است که شاید بخش‌هایی از حاکمیت، باندهایی از قدرت این کار را کرده باشند تا فضایی ایجاد شود که آنها نتایج خود را بگیرند.

مثلا چه جریان‌هایی؟ به منظور چه نتیجه‌‌‌ای؟

ببشتر قربانیان این بمب‌گذاری از عشیره منگور بودند. منگورها شبه‌نظامیان کرد وابسته به حاکمیت هستند که در دو دهه گذشته نقش مهمی در سرکوب اعتراض کردها و مقابله مسلحانه با احزاب کرد داشته‌اند. جمهوری اسلامی همواره نگران این بوده که منگورها از همکاری با آن چشم بپوشند و به سایر احزاب کردی بپیوندند. قربانی شدن منگورها در این بمب‌گذاری، احتمال خاتمه همکاری آنها با جمهوری اسلامی را منتفی می‌کند. آنها اینک به شدت ناراحت‌اند و در چند روز گذشته نیز چند بار با مردم خشونت کرده‌اند.

موقعیت و ویژگی مهاباد  چیست؟

اعتراض ‌کردها معمولا از این شهر شروع می‌شود و ممکن است مقدمه اقدامات خشن علیه کردها نیز از همین شهر باشد. پس از اجرای حکم اعدام فعالان کرد در تهران، ما شاهد اعتصاب عمومی در شهرهای کردستان و همبستگی مردم ایران با این اعتصاب بودیم. تروریزه کردن فضای کردستان موجب می‌شود که این همدردی‌ها محتاطانه‌تر شود و فعالیت مدنی سخت‌تر.

شما می‌خواهید بگویید که جریانی مترصد بوده‌ که پاسخ همبستگی با کردها را در هفته دفاع مقدس بدهد و جو رعب ایجاد کند؟

مشخصا نمی‌توان این را گفت اما مجموعه‌ای از احتمالات هست. پررنگ‌‌‌‌کردن فرضیه دست داشتن احزاب کرد در این بمب‌گذاری موجب فشار زیادی به آنها خواهد شد.  این باعث می‌شود که جمهوری اسلامی فشار بر حکومت اقلیم کردستان را بیشتر کند تا آنها  پ ک ک یا پژاک را محدودتر کنند. می‌توان گفت فارغ از این‌که چه کسی این بمب‌گذاری را انجام داده، دست نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی در همه جبهه‌ها برای فشار و سرکوب بازتر می‌شود.

شما شواهدی از شدت گرفتن فشارها یا امنیتی شدن فضا یا تحمیل هزینه‌هایی به مردم معمولی پس از این بمب‌گذاری دارید ؟ 

در همان مراسم تشیع جنازه، منگورها خواسته‌اند به مردم حمله کنند و درگیری‌های پراکنده‌ای روی داده است. من خبر دارم که پس از اعلام عزای عمومی و تعطیلی بازار، اساسا کسی جرات بازکردن مغازه‌اش را نداشته زیرا نیروهای امنیتی و منگورها در سطح مهاباد حضور داشته و آماده خشونت با مردم بوده‌اند.

منگورها در مهاباد، همیشه برای سرکوب اعتراض‌های مدنی و تظاهرات مردم با نیروهای امنیتی و نظامی کار کرده‌اند. آنها حالتی شبیه لباس شخصی‌ها در تهران دارند. در مجموع، فراتر از این انگیزه‌ها وپیامدها، کسانی که بیش از همه تحت فشار قرار می‌گیرند مردم عادی و فعالان مدنی در کردستان هستند.

به‌نظر شما وظیفه عاجل تشکل‌ها و فعالان مدنی در این میان چیست؟

احزاب کردی همگی این اقدام را محکوم کرده‌اند.  فعالان مدنی هم گفته‌اند ما حتی اگر اعتراض به حاکمیت داشته باشیم، از اقدامات تروریستی دفاع نمی‌کنیم. جبهه متحد کرد، سازمان حقوق بشر کردستان و سایر گروه‌ها این عمل را محکوم کرده‌اند.

احتمال این هست که چند نفر را دستگیر کرده  و برای تلافی و در فضای روانی موجود، آنها را قربانی کنند.  درست است که این یک اقدام تروریستی و زشت بوده اما کسانی که بازداشت می‌شوند نباید به فوریت اعدام و مجازات شوند. این منطقی نیست و مجازات فوری آنها یک دلیل سیاسی و با انگیزه‌های امنیتی است. جریان‌های مدافع حقوق بشر باید خواستار روشن شدن ابعاد این ماجرا و تشکیل پرونده حقوقی برای کسانی شوند که در این ارتباط دستگیر می‌شوند.

هدفمندسازی با بنزین 495 تومانی

.

با تولید بنزین در پتروشیمی‌های کشور خرید واردات بنزین 551 تومان به کشور متوقف شد
کلید خوردن تولید بنزین در پتروشیمی‌های کشور و توقف واردات بنزین در عمل امکان اعمال تحریم بنزین و تاثیر گذاری این نوع تحریم را در کوتاه مدت و میان مدت از بین برده است و در عمل کشور دغدغه‌ای از این لحاظ نخواهد داشت و در صورت به مرحله عمل درامدن پروزه‌های مربوط به توسعه ساخت پالایشگاههای بنزین در اینده نزدیک می‌تواند کشور به طور کامل از این نگرانی رهایی پیدا کرده وبه جمع صادرکنندگان جدی بنزین وارد شود.

البته باید توجه داشت به هر شکل تولید بنزین در واحدهای پتروشیمی یک کار ضربتی بوده و ادامه ان در دوره‌ای بلند مدت ممکن نیست زیرا در عمل دو زیان اقتصادی به کشور تحمیل خواهد کرد اول کاهش تولیدات پتورشیمی که طی چند سال اخیر بخش عمده‌ای از صادارت غیر نفتی کشور را شامل شده است به طوریکه در پنج ماهه نخست سال جاری بیش از 11 میلیارد دلار صادرات نفتی کشور بالغ بر 2/ 4 میلیارد دلار صادرات محصولات پتروشیمی بوده است یعنی بیش از 35 درصد که در صورت خروج حتی بخشی از این محصولات از گردونه تولید میزان ارز آوری صادرات غیر نفتی کشور به شدت آسیب خواهد دید و البته از دیگر هزینه‌هایی که این روند دارد مشکلات فنی است که با تغییر روند عادی فعالیت پتروشیمی‌ها ایجاد می‌شود که از آن جمله افزایش فرسودگی تجهیزات این واحدهاست.

اما به هر شکل در حال حاضر بررسی آمارهای واردات بنزین نشان می‌دهد با خودکفایی در تولید در عمل واردات بنزین 551 تومان به کشور متوقف شده است و می‌توان تصور کرد از این طریق دولت از هزینه کردن سالانه بین 3 تا 4 میلیارد دلار برای تامین مازاد نیاز داخلی رهایی پیدا کرده است.

روند واردات بنزین در سالهای اخیر

بررسی روند واردات بنزین در سالهای اخیر نشان می‌دهد دولت از سال 84 تا 88 بین سه تا 5 میلیارد دلار برای واردات بنزین هزینه کرده است و متوسط قیمت هر لیتر بنزین وارداتی طی این سالها معادل 466 تومان بوده است و روند تغییرات قیمت بنزین وارداتی به کشور یک روند صعودی داشته به طوریکه از 381 تومان در سال 84 به 613 تومان در سال 87 افزایش پیدا کرده و در سال 88 همزمان با افت قیمت جهانی نفت دوباره به حدود 435 تومان کاهش پیدا کرده و درنهایت در سال جاری با رشد قیمت‌های نفت در بازارهای جهانی متوسط قیمت هر لیتر بنزین وارداتی کشور به رقمی معادل 551 تومان افزایش پیدا کرده است که البته این رقم در مقایسه با قیمت فوب خلیج فارس که در نیمه اول سال جاری 530 تومان بوده است حدود 20 تومان گرانتر بوده که این مسئله با توجه به تحریم‌هایی که برای خرید بنزین ایجاد محدودیت کرده است قابل توضیح والبته رقم مناسبی است که نشان می‌دهد دولت توانسته است با مدیریت خرید واردات را با قیمتی بسیار مناسب وارد کشور کند.

نکته قابل توجه دیگر در بررسی روند واردات بنزین رشد شدید واردات بنزین در سال 88 است که به رقمی معادل 10 میلیارد لیتر رسیده است که در مقایسه با واردات 4 میلیارد لیتری سال 87 نشان دهنده رشد 154 درصدی دارد که البته با توجه به افت قیمت‌ها و تلاش دولت برای ذخیره سازی بنزین برای دوره افزایش قیمت نفت کاملا عملکرد به جا و مناسبی بوده است.

گمانه زنی قیمت بنزین بعد از هدفمندسازی یارانه ها

اما در کنار بحث واردات بنزین یکی از نکات دیگری که باید به آن پرداخت بحث هدفمندسازی یارانه‌ها است که پیش بینی می‌شود به زودی و در کوتاه ترین فاصله بعد از بازگشت محمود احمدی نژاد از نیویورک کلید بخورد.


در این فرایند همانطور که بارها اعلام شده است در سال نخست دولت با افزایش حاملهای انرژی درآمدی معادل 20 هزار میلیارد تومان کسب و برای توزیع نقدی یارنه و دیگر بخش‌های پیش بینی شده در قانون هزینه کند.

در قانون تاکید شده است که افزایش قیمت حاملهای انرژی در اختیار دولت است ولی سقف قیمت بنزین معادل 90 درصد قیمت فوب خلیج فارس باید باشد که بر اساس آمارهای منتشر شده توسط وزارت نفت متوسط قیمت فوب خلیج فارس در نیمه اول سال جاری معادل 530 تومان بوده و متوسط قیمت بنزین به کشور در حدود 551 تومان که براین اساس می‌توان برآورد کرد قیمت بنزین بر اساس قانون می‌تواند همزمان با هدفمندسازی یارانه‌ها به رقمی بین 480 تا 495 تومان افزایش پیدا کند.

سهم بنزین درهدفمندسازی یارانه ها

این افزایش قیمت با احتساب متوسط مصرف بنزین در نیمه اول سال جاری که در حدود 64 میلیون لیتر در روز بوده است معادل 7/ 5 هزار میلیارد تومان درآمد برای دولت به همراه خواهد یعنی دولت می‌تواند با افزایش قیمت بنزین به سقف تعیین شده توسط قانون معادل 5/ 28 درصد از کل منابع لازم برای اجرای قانون هدفمندسازی را تامین کند.


البته باید توجه داشت با اجرای هدفمندسازی یارنه‌ها در یک دوره کوتاه مدت به طور حتم میزان مصرف کاهش بنزین کاهش پیدا خواهد کرد و دوباره به مرور افزایش پیدا می‌کند بنابراین دولت نمی‌تواند به طور قطع بر میزان درامد براوردی در این زمینه حساب کند شاید بتوان گفت در مقابل بنزین درآمدهای حاصل از افزایش حاملهایی مانند برق و گاز برای دولت قطعی تر خواهد بود ودر صورتی که دولت بخواهد به حدود تعیین شده در قانون عمل کند باید افزایش قیمت‌های پیش بینی شده را در بخش‌هایی مانند گازوئیل، برق و گاز به شدت افزایش دهد تا به تواند رقم 20 هزار میلیارد تومان لازم برای هدفمندسازی یارانه‌ها را از محل فروش حاملهای انرژی کسب کند.

ایران: کرم رایانه ای «استاکس‌نت» حدود۳۰ هزار آی‌پی صنعتی را آلوده کرده است

به دنبال انتشار گزارش‌هایی در باره گسترش یک کرم رایانه‌ای در شبکه‌های رایانه‌ای ایران و به ویژه در مراکز حساس صنعتی این کشور، یک مقام ایرانی از آلودگی حدود ۳۰ هزار آی‌پی ایرانی به این کرم رایانه‌ای خبر داده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، دبیر شورای فن‌آوری اطلاعات وزارت صنایع و معادن ایران گفته است، حدود ۳۰ هزار آی‌پی در کشور به کرم رایانه‌ای استاکس‌نت آلوده‌ شده‌اند.
بیشتر بخوانید:

محمود لیایی با اعلام این خبر گفته است: «هدف‌گیری این ویروس در راستای جنگ الکترونیکی علیه ایران است و این ویروس، اطلاعات مربوط به خطوط تولید را به خارج از کشور منتقل می‌کند».

در اوایل مرداد ماه سال جاری خورشیدی شرکت «سیمنتک»، به عنوان بزرگترین تولیدکننده نرم‌افزارهای ایمنی رایانه‌های شخصی اعلام کرده بود، یک کرم رایانه‌ای خطرناک به نام استاکس‌نت، رایانه‌ها را در ایران مورد حمله قرار داده است.

بر اساس اعلام این شرکت هر چند این کرم رایانه‌ای در کشورهای اندونزی و هند و نیز مناطق دیگر نیز مشاهده شده است، اما ۶۰ درصد رایانه‌هایی که به این کرم آلوده شده‌اند، در ایران قرار دارند.

همچنین گزارش‌های دیگر حاکی از آن است که این کرم رایانه‌ای تاسیسات نیروگاهی و به ویژه نیروگاه هسته‌ای بوشهر را هدف قرار داده است.

در این میان شان مک‌گورک، مدیر مرکز ملی امنیت فضای مجازی آمریکا، روز با ابراز بی‌خبری از منشأ و هدف کرم رایانه‌ای استاکس‌نت گفته است: «استاکس‌نت نه تنها در نیروگاه‌ها دیده شده است، بلکه تأسیسات تصفیه آب و کارخانه‌های شیمیایی که در آن از سامانه‌های زیمنس استفاده می‌شود، هم هدف حمله این کرم رایانه‌ای بوده‌اند».

محمود لیایی، دبیر شورای فن‌آوری اطلاعات وزارت صنایع و معادن ایران هم در این باره گفته است:«سیستم‌های اتوماسیون صنعتی در ایران و بسیاری از کشورها تحت برند اسکادا زیمنس تولید شده‌اند که این سیستم‌ها هدف اصلی این ویروس قرار دارند و حتی اگرآی‌پی‌‌های آلوده از ویروس پاک‌سازی شوند تا زمانی که این ویروس در کل کشور نابود نشود، خطر آن همچنان وجود خواهد داشت».

به گفته وی با فعال شدن کرم‌رایانه‌ای استاکس نت، سیستم‌های اتوماسیون صنعتی در ایران، اطلاعات خط تولید خود را به مرکز اصلی تعیین شده توسط سازندگان این کرم‌رایانه‌ای منتقل می‌کنند و از این اطلاعات برای «ضربه ‌زدن به کشور» استفاده می‌شود.

آقای لیایی بدون نام بردن از کشوری خاص طراحی و انتشار کرم‌رایانه‌ای استاکس‌نت را ناشی از یک «عزم دولتی و سیاسی» دانسته و از تشکیل ستادی با حضور نمایندگان وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های مرتبط خبر داده و گفته است:‌«تخصص و سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای مقابله با ویروس جاسوس در کشور وجود دارد و هم اکنون نیز آنتی ویروس مخصوص برای مقابله با ویروس جاسوس توسط برخی شرکت‌های تولیدی تهیه شده است».

در حالی که شماری از کارشناسان رایانه‌ای هدف از طراحی کرم رایانه‌ای استاکس‌نت را ضربه زدن به تاسیسات هسته‌ای ایران اعلام کرده‌اند، سعید مهدیون، مدیرعامل شرکت فن‌آوری اطلاعات ایران نیز از تشکیل تیمی برای مقابله با این کرم و پاکسازی مراکز آلوده خبر داده است.

روز پنج‌شنبه کوین هوگن، یکی از مدیران ارشد شرکت سیمنتک، در باره منشا این کرم رایانه‌ای گفته بود:‌«این واقعیت که ۶۰ درصد رایانه‌های مورد هدف استاکس‌نت در ایران قرار دارند، نشان می‌دهد هدف از طراحی این کرم رایانه‌ای ضربه زدن به تاسیسات صنعتی ایرانی هستند».

در این میان رضا تقی‌پور، وزیر ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات جمهوری اسلامی نیز با اعلام این که تاکنون خسارت جدی از ناشی از انتشار کرم رایانه‌ای استاکس‌نت گزارش نشده است، از آمادگی تیم‌های عملیاتی این وزارتخانه برای پاکسازی سیستم‌های صنعتی آلوده خبر داده است.

پیشتر نیز معاون ایمنی و حفاظت هسته‌ای سازمان انرژی اتمی ایران کشورهای دیگر به ویژه آمریکا و اسرائیل را به «تهدید سایبری» جمهوری اسلامی متهم کرده و گفته بود:«مقابله با جاسوسی حرفه‌ای و خرابکاری صنعتی موسوم به انفجار خاموش که توسط ایادی و بیگانگان برنامه‌ریزی می‌شود، در عرصه‌های مختلف صنعت هسته‌ای مورد توجه قرار گرفته ‌است».

از سوی دیگر ایالات متحده آمریکا هم اعلام کرده است که سرگرم بررسی کرم رایانه‌ای استاکس‌نت و منشا آن است.

اعتصاب طلافروشان تهران در اعتراض به قانون مالیات بر ارزش افزوده

از تهران گزارش شده که بازار طلافروشان در اعتراض به نحوه دریافت مالیات بر ارزش افزوده، تعطیل شده است، اما سازمان امور مالیاتی می گوید که طلافروشان موظف به اجرای قانون هستند.
علی عسگری، رئیس سازمان امور مالیاتی امروز شنبه ۳ مهر (۲۵ سپتامبر) در یک نشست خبری در اعتراض به تعطیلی بازار طلا فروشان گفته است: "این رسم جدیدی است که اگر گروهی نخواهند در کشور مالیات بپردازند، با اعتصاب و تجمع مسائل خود را مطرح می کنند."
به گفته آقای عسگری "از نظر ما ابهامی در اجرای قانون وجود ندارد، ولی آنها نیز ملاحظاتی دارند که مطرح می کنند."
از دو سال پیش که قانون مالیات بر ارزش افزوده به اجرا گذاشته شد، طلافروشان از جمله بخش هایی بودند که با اجرای آن مخالفت کردند و دولت هم ناچار عقب نشینی کرد و اجرای این قانون را در برخی صنوف برای مدتی به تعلیق در آورد.
مخالفت طلافروشان با نحوه اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در دو سال گذشته ادامه داشته، اما به نظر می رسد که دولت هنوز نتوانسته با آنها به توافق برسد.
ماليات بر ارزش افزوده شیوه ای از مالیات ستانی است که تمامی زنجيره توليد کالا و خدمات را در بر می گيرد و در هر مرحله به نسبت ارزش افزوده ايجاد شده برای کالا و خدمات، ماليات جداگانه دريافت می شود.
این روش جایگزین مالیات بر تولید و فروش خواهد شد و میزان مالیات در آن به جای محصول نهایی در مراحل مختلف محاسبه و دریافت می شود.
به گفته آقای عسگری، سازمان مالیاتی تصمیم گرفته که از قیمت طلا به علاوه اجرت و سود فروش، یکجا مالیات بر ارزش افزوده گرفته شود، اما "اعضای اتحادیه طلا و جواهر معتقدند که قیمت پایه طلا اعمال نشود و فقط بر اجرت و سود، مالیات اخذ شود."
رئیس سازمان امور مالیاتی می گوید که این خواسته طلافروشان قانونی نیست.
چندی پیش نیز بازاریان تهران در اعتراض به افزایش شدید مالیات دست به اعتصاب زده بودند.

واکنش احمدی نژاد به مصاحبه اوباما با بی‌بی‌سی فارسی

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران اظهارات همتای آمریکایی خود در گفت و گوی اختصاصی با تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی را "ناشیانه" خواند و بار دیگر بر گفته های خود در مورد حادثه ۱۱ سپتامبر تأکید کرد.
به گزارش خبرگزاری رسمی ایران، آقای احمدی نژاد امروز شنبه ۳ مهر (۲۵ سپتامبر) بلافاصله پس از بازگشت از نیویورک، در فرودگاه مهرآباد تهران و در جمع خبرنگاران خطاب به دولتمردان آمریکایی گفت: "پدیده ۱۱ سپتامبر را ایجاد کردید و هر ملتی که در برابر شما بایستد و بخواهد استقلال خود را حفظ کند، بلافاصله او را به همراهی با تروریسم متهم می کنید".
این در حالی است که باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا دیروز در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی، طرح این اتهام علیه دولت آمریکا در سخنرانی آقای احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل را به شدت محکوم کرده بود.
او گفته بود: "این سخنان موهن و نفرت انگیز است. به ویژه به این دلیل که آقای احمدی نژاد اینجا در منهتن، تنها در فاصله ای کوتاه از جایی که حادثه اتفاق افتاد چنین حرف هایی می زند، جایی که خانواده ها عزیزانشان را از دست دادند، مردمی از تمام مذاهب و قومیت ها، که این را بزرگترین تراژدی نسلشان قلمداد می کنند. اینکه او چنین چیزی بگوید، قابل توجیه نیست و با واکنشی که ملت ایران در زمان حادثه نشان دادند، در تعارض است."
آقای احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل گفته بود که سه نظریه درباره چگونگی وقوع این حملات وجود دارد که بر اساس یکی از آنها، حملات "توسط بخش هایی از دولت آمریکا و برای ایجاد تغییر در روند نزول اقتصاد آمریکا و سیطره او بر خاورمیانه و همچنین نجات رژیم صهیونیستی" انجام شده است و "اکثریت مردم آمریکا و ملت ها و سیاستمداران بر این باورند."
او امروز هم در تهران گفته است: "این حرف ما حرف جدیدی نبود، ولی وقتی از موضع ملت ایران مطرح شد، عکس العمل های فراوانی داشت، رسانه ها و شخصیت ها حساس شدند و البته به نظر من دولت آمریکا عکس العمل ناشیانه ای نشان داد. اگر واقعا ریگی به کفش آنها نیست، باید [بررسی مجدد حادثه را] بپذیرند".
او گفت دولتمردان آمریکا نباید از دیگران انتظار داشته باشند که همه ادعاهای آنها را بپذیرند.
آقای احمدی نژاد با اشاره به نامه ای که پیش تر در مورد حملات ۱۱ سپتامبر به دبیرکل سازمان ملل نوشته بود گفت: "این حق قانونی ما بود که بخواهیم یک گروه حقیقت یاب تشکیل شود و بررسی کند که واقعا چه کسانی این کار را کردند."
او ظاهرا در اشاره به اظهارات دیروز آقای اوباما گفت: "در کار همه دخالت می کنند، بعد هم وقتی کسی یک سئوال مطرح می کند، بلافاصله توهین می کنند و می خواهند موجودیت آن کشور را زیر سئوال ببرند".
آقای احمدی نژاد افزود: "به آنها نصیحت می کنم که دوران حرف زدن از موضع ابرقدرتی و قلدری با دنیا به پایان رسیده است".
رئیس جمهوری آمریکا در مصاحبه دیروز خود با بی بی سی فارسی در چند مورد به تندی از رفتار و سخنان آقای احمدی نژاد انتقاد کرده و از جمله گفته بود: "اینکه احمدی نژاد به کشور دیگری بیاید و تلویحا بگوید که دلخراش ترین تراژدی ای که تا به حال در اینجا اتفاق افتاده، یعنی حمله ای که ۳۰۰۰ نفر در آن کشته شدند، به شکلی کار دولت این کشور بوده است، نه تنها با عقل سلیم جور در نمی آید، بلکه با معیارهای عرفی جهانی هم که مختص به یک کشور خاص نمی شود و در تمام دنیا مشترک است، سازگار نیست."

گفتگوی اختصاصی خودنویس با زهرا رهنورد

گفتگو با خانم رهنورد به این راحتی‌ها نیست. از نخستین تماس تلفنی با شماره موبایلی که فرد پشت خط گفت «ای کاش من خانم رهنورد بودم» تا زمان گرفتن پاسخ‌های کتبی سوال‌های‌مان تقریبا دو ماه سپری شد. بعضی از سوال‌های «خودنویس» مربوط به همان زمان است. می‌خواستیم به شکل سوال و جواب گفتگو کنیم، اما...
زهرا رهنورد، به عنوان یکی از شاخص‌ترین و رک‌ترین سخنگوهای جنبش سبز شناخته می‌شود. در بسیاری از موارد، «محذورات» میرحسین موسوی را ندارد و از انتقاد به هر نوعی استقبال می‌کند. وقتی ماه‌ها پیش به خاطر طرح سوال‌هایی در باره گذشته انقلاب و «دوران طلایی امام» مورد حمله‌های بیشماری قرار گرفتیم، سخنان خانم رهنورد در گفتگوی‌شان با «روزآنلاین» آب سردی بود بر آتش مخالفان «نقد» و «نق». ایشان طرح سوال و انتقاد را حتی اگر موجب استفاده از سوی رسانه‌های حاکم توتالیتر هم بشود، مفید خوانده بود که طبیعتا بسیاری از تلاش کنندگان برای ایجاد فضای سکوت این بخش از سخنان ایشان را تا حد زیادی نادیده گرفتند.
در همان روزها بود که به واسطه فعالیت گروهی از طرفداران جنبش یا کسانی که خود را مدافع «گمنام» جنبش می‌نامیدند، تهدید شدم. این نکته را از طریق یکی از نزدیکان خانم رهنورد با ایشان در میان گذاشتم و گفتم می‌خواهم با ایشان گفتگو کنم. سوال نخستین من هم از ایشان در همین باره بود.
هدف من، طرح سوال‌هایی بود که بسیاری به دنبال جواب‌شان بوده‌اند، اما مایل بودم این گفتگو، تلفنی می‌بود تا بر اساس هر پاسخ‌شان، سوال بعدی را طرح می‌کردم. در نتیجه، بعد از پاسخ ایشان به آخرین سوال ارسالی، سوال‌های زیادی وجود دارد که از ایشان خواهش می‌کنیم هر زمان که مایل بودند پاسخ دهند.
از ایشان به خاطر پذیرش گفتگو و پاسخ‌های‌شان ممنونیم و امیدواریم باب گفتگو همیشه باز بماند.
همچنین قدردان دوستانی هستیم که زحمت انتقال گفتگو و گرفتن پاسخ را کشیده‌اند.
- در طول ماه‌های  اخیر بارها از سوی کسانی که خود را سبز می‌خوانند تهدید شده‌ام؛ کسانی در فضای آن‌لاین، تلاش گسترده‌ای برای حذف من کرده‌اند. از اهانت تا تهمت گرفته تا ترور شخصیت و اخیرا هم تلاش برای حذف کامل به دلیل تداوم  پرسشگری. به تازگی هم  [چند نفری] تهدید به مرگ را آغاز کرده‌اند . این هماهنگی برای من بسیار جذاب است. چند  ماه پیش یکی از روزنامه‌نگاران دست اندرکار رسانه‌ای سبز، تهدیدم کرد که در فضای آنلاین کاری خواهد کرد که پشیمان شوم و پشیمانی هم سودی نداشته باشد. بنا به گفته تعدادی از فعالان اجتماعی که با این روزنامه‌نگار مرتبطند، گروهی تلاش می‌کنند با حذف و بدنام کردن من، فضا را بر پرسش‌گران تنگ کنند و حذف مرا برای ترساندن بقیه استفاده کنند. به عبارت دیگر، من مثالی برای بقیه باشم. آیا سخنی خطاب به این گروه دارید؟ اگر اینها مدعی سبز بودنند، پس چه فرقی با انصار حزب الله و گروه های فشار دارند؟
  • نقد یک نعمت و یک فرصت برای نقد شونده است. حتی نقد یعنی اینکه نقد کننده هم نقد شود برای او نیز یک فرصت است. همه ما اگر خود را در معرکه نقد قرار دهیم هم رشد فکری و شخصی خواهیم داشت و هم از خود محوری و خودکامگی و نهایتا در بعد سیاسی از دیکتاتوری مصون خواهیم بود. به سخن واضح تر نقد بر شما، نقد بر من، نقد بر موسوی، نقد بر جنبش سبز، نقد بر مردم یعنی همه ما در معرکه نقد قرار بگیریم شانس اصلاحات است برای همه ما. البته یک کاریکاتوریست شیوه نقد خاص خود را دارد که از تند و تیزی و ریشخند مایه می‌گیرد. نقد یک فکاهی نویس به صورت دیگری است، نقد شاعرانه به صورت دیگر و در قلمرو ادبیات شعر و نقد روزنامه نگارانه هم شکل خاص خود را دارد. یک بار آقای گل‌آقا شعری را که درباره جنگ گفته بودم نقد کرد و واژگان "حالا و هلا" را به صورت‌های ریشخندی به کار برد و البته من در آن وقت ناراحت شدم که چرا به تکنیک‌های شعری من نقد طنز گونه می‌شود. من هم در جایی نیشی به او زدم. اما حالا فکر می کنم که تند رفته‌ام و باید از طنز ایشان استقبال  می‌کردم. البته آن موقع کودتایی نشده بود و مردم و حقیر نسبت به حالا وضع آرام تری داشتیم. شاید منتقدین شما، شما را با "کاریکاتور تمساح‌"در سطح بالایی از حق طلبی و نقادی می‌بینند که آنقدر بر آشفته‌اند و از شما انتظار دارند که همچنان دوستدار رفیقان و همراهان و معترض به قدرت خودکامه باشید. اما من به همه دوستان منتقد و معترض از تجربیات خود می‌گویم. خوب است که همه ما از " ان ربکم الا علا " یعنی «فرعون گونه خود را پرستیدن» بپرهیزیم و در معرکه نقد وارد شویم و از  زبان و بیان‌های تخصصی نقد در حوزه‌های فکری و هنری استقبال کنیم.

- طبیعتا خاطره‌های بسیاری از مردم از دوران انقلاب با خاطرات شما متفاوت است. بسیاری «دوران طلایی امام» را جور دیگری می‌بینند بسیاری آرمان های «امام» را برنمی‌تابند به نظر شما تاکید زیاد بر همین چیزها عامل تفرقه نیست؟
  • همه ما خاطرات  فردی مان با هم متفاوت است و در عین حال مشترکاتی هم دارد. آن سال‌ها، سالهای عزت و سر بلندی همراه با خطاها و اشتباهات و تندروی هاست. این سخن من طی سی  سال گذشته است. از  سویی تقدیس عظمت‌ها و از سویی نق زدن برای کاستی‌ها و تند روی‌ها. به عنوان یک روشنفکر منتقد که سر در چاه دانشگاه کرده و ناله‌های خود را در آنجا ضبط کرده، یادمان باشد در تفکرو باورهای مان چهارده معصوم داریم و نه بیشتر. پس هیچ فردی را نباید مطلق کرد اصلا چرا بر اصول و ارزش‌های آزادی‌خواهانه و دمکراتیک توافق نکنیم؟ بر قانون‌گرایی و اینکه  چرا در این مقطع قانون اساسی را  به عنوان محور مشترک خود نپذیریم. با این تکلمه که  قانون اساسی‌ها در هیچ کجای دنیا وحی منزل نیستند و هر از گاهی دوباره بررسی می‌شوند و متمم می‌خورند. اما در عین حال ملتی متکثر از ذوق و سلیقه و فکر و باور و نژاد و فرهنگ و زبانهای متنوع  به  تاریخ پر فراز و نشیب خود فکر می‌کنند و آنقدر بلوغ فکری و شخصیتی دارند که اوج و فرودهای خود را درک کنند و سلیقه‌ها و اندیشه‌های خود را پی‌گیری کنند چرا فکر می‌کنید ایدئولوژی بر بلوغ یک ملت غلبه دارد؟


- بخش بزرگی از طبقه متوسط نگاهی متفاوت به انقلاب دارد. اکثریت خاموش یا همان بخش خاکستری جامعه آنقدر بزرگ است که باید تلاش بیشتری برای جذب آن انجام گیرد. چرا پیام‌های آقای موسوی آنچنان که باید و شاید روی این گروه تاثیر نگذاشته است؟ چرا چنین به نظر می‌رسد که نگرانی عمده آقای موسوی ریزش نیروهای ارزشی است؟
  •  من فکر می‌کنم تمام تجربیات سی ساله ما در این مقطع در انتخابات دهم ریاست جمهوری بار دیگر در معرض نقد و قضاوتمان قرار گرفته است. هر کس حق دارد هر فکر و سلیقه ای داشته باشد و برای آن آرمان پردازی کند و در عمل هم برای تحقق آن تلاش کند. امروز به این نتیجه رسیده‌ایم که شکوه وحدت رنگین کمان ملت شهر فرنگ نیست اما از همه رنگ است. و این تجربه بزرگی است. کثرت در وحدت هم فلسفی است و هم سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، چرا حق نمی‌دهید در این هفت رنگ یا رنگارنگی، موسوی مذهبی دوست‌دار امام خمینی هم صادقانه رنگ خودش را داشته باشد. او که گفته است من در کنار شما هستم یعنی همین رنگی از رنگین کمان اندیشه و فرهنگ و سلیقه و قومیت‌ها و زبان‌ها. در این رنگین کمان از ارزشی‌ترین مذهبی ها تا باورها و نگرشهای دیگر حضور دارند. آزادی و دمکراسی، رنگ بی‌رنگی‌هاست. چرا به موسوی حق ندهیم که به عنوان یک فرد مذهبی و دوستدار امام خمینی از او به نیکی یاد کند؟ البته ما بیش از چهارده معصوم نداریم و هیچ کس هم مطلق نیست اما باید قبول کرد ضمن حفظ حق انتقاد  نسبت به هر فرد سیاسی و مذهبی، امام خمینی فروپاشی یک نظام پوسیده پلیسی و استبدادی وابسته به خارج را رهبری کرد و بخش عظیمی از ملت ما به او باور دارند.


- نگاه شما به آزادی بیان چیست؟ نگاه میر حسین موسوی چطور؟ دوستان زیادی می‌گویند وقتی سایت کلمه بسیاری از کامنت‌های محترمانه را سانسور می‌کند، وقتی آقای موسوی به قدرت برسد چه اتفاقی خواهد افتاد؟
  • هم من و هم موسوی به آزادی قلم، زبان و اندیشه باور داریم و عمده حضورمان در انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز به همین دلیل بوده است. البته من شخصا مایل بوده‌ام نظرات خودم را درباره سعادت ملت در بعد اقتصادی بین المللی و سیاسی و فرهنگی و آزادی‌ها در خارج از چارچوب انتخابات بیان کنم اما در هر حال وضع به این صورت پیش رفت که همه شاهد بودیم. همین جا می‌گویم که من با «سایت کلمه» در ارتباط مستقیم نیستم و شخصا معتقدم نباید کامنت‌ها سانسور شود مگر اینکه شخص پرستی و فردپرستی و فرعون پروری باشد که همیشه در تاریخ کشور ما دیده شده است‌. اگر نقد و راهنمایی در کامنت‌ها باشد که چه بهتر. اما نکته آخر که گفتید اگر موسوی به قدرت برسد چه اتفاقی می افتد‌؟ از اول هم قرار نبود موسوی به قدرت برسد. نکته در همین جاست قرار بود مردم به قدرت برسند. مردم امنیت داشته باشند. مردم به حقوق خود برسند پس قرار نبود و نخواهد بود باز هم فردی به قدرت برسد.


 - گرچه بسیاری از نامه‌های رهبری به آقای موسوی در میان گروهی دست به دست شده اما اکثر مردم از این نامه نگاری ها بی‌اطلاعند. با این حال به نظر می‌رسد تجربه سال های ۶۷ و ۶۸ برای نخست وزیر امام چندان رضایت بخش نبوده به عبارتی قدرت کمتری داشته‌اند . وقتی رییس دولت قدرت کمتری دارد، عملا نمی‌تواند پاسخگوی بسیاری از کارهای دولتش هم باشد. آقای موسوی با چه تصوری باز به میدان آمدند؟ با آنکه نه نیروهای مسلح و نه بسیاری از نیروها وفاداری گذشتگان را نداشتند و عملا نمی‌توانستند در صورت پیروزی با توجه به ساختار حاکمیت کار خاصی از پیش ببرند؟
  • من فکر می‌کنم اگر موسوی یا آقای کروبی در این انتخابات رییس جمهور می‌شدند قطعا رییس جمهور موفقی نبودند چرا  که ساختار انقلاب اسلامی خیلی زود از مسیر سالم خودش خارج شده بود وبسیاری از اتفاقات و انحرافات در این ایام گریبانگیر کشور ما شده است که کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری یکی از آنها و باعث برملا شدن آن شد. من فکر می کنم این اتفاق برای ملت قدم مهمی در دست یابی به دمکراسی و آزادی و قانون‌گرایی است که امیدوارم از طریق جنبش مسالمت جوی اصلاحی تحقق پیدا کند.


- چرا سخن گفتن از وقایع دهه ۶۰ این قدر سخت است؟ قابل درک است که یک گروه  با عملیات تروریستی خود فضا را مخدوش کرده بود، اما آیا می‌توان اسرای یک گروه را به این راحتی در تابستان سال ۶۷ سر به نیست کرد؟ آیا می‌توان پذیرفت که نخست وزیر از این ماجرا بی‌اطلاع بوده؟ آیا سکوت و حتی توجیه این اتفاق به معنی قبول داشتنش نیست؟
  • البته همانطور که شما اشاره کردید جنایات و عملیات تروریستی آن گروه کذایی بر کسی پوشیده نیست. اما انتقام‌جویی طرف مقابل هم خطای بزرگی بوده است و هیچ کج روی قابل قبول یا اغماض نیست. اما به طوری که بارها گفته شده از این جنایت نه آقای خامنه‌ای و نه آقای موسوی هیچ یک اطلاعی نداشته‌اند و در حوزه وظایف شان هم نبوده است .البته سکوت و توجیهی هم در کار نیست و آن اقدامات خارج از چارچوبهای حقوقی و ملاحظات اخلاقی بوده که بارها در نشست‌ها و در پاسخ به سوال کنندگان درباره آن تقبیح شده است، آن اتفاق لکه‌های سیاهی است که به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد.



- آیا هیچگاه به [خاوران] رفته‌اید تا به خانواده‌های کشته شدگان سال‌های ۶۰ و خانواده‌های اقلیت‌های مذهبی که عزیزی را در آنجا به خاک دارند تسلیت بگویید؟ اگر نه فکر می‌کنید کی چنین کنید تا فاصله‌ها کمتر و کمتر شود؟
  • آقای کوثر شما چه فکر می‌کنید؟ کاش ایران بودید و در جریان محیط پلیسی و خفقان قرار می گرفتید! فکر می‌کنید من روی صندلی تابدار با لیوان آب میوه‌ای در دست پا روی پا انداخته ام و دارم کتاب‌های هری پاتر می خوانم یا حسین کرد شبستری را حفظ می‌کنم. فکر می‌کنید شما در سپهر آزادی‌خواهان و ما هم پالکی بی‌خیالان و یا در کنار جنایتکاران هستیم؟ حاشا و کلا که چنین نیست همه ما یک خانواده‌ایم. زندانی داده، دردمند و مصیبت دیده و شناخته و شکنجه شده و هزینه داده. در گورستان‌ها  به سوگ نشسته و در مرگ و شهادت جوانان و عزیزان‌مان داغدارو سیه‌پوش. شما هم سری به ایران بزنید و با ما باشید یا حداقل با خواندن بیوگرافی‌ها و با در جریان قرار گرفتن از مصائب ما از باتوم برقی خوردن‌ها از گاز فلفل اختصاصی برای چشم و ریه‌های مجروح و از بازجویی های خیابانی و ترور شخصیت‌های روزنامه‌ای و دیجیتالی در جریان مصائب ما قرار بگیرید  تا جنبش سبز را تنها نگذارید.

«خبرنامه ی کلمه» منتشر شد

روز پنجشنبه اول ماه مهر، نخستین شماره ی «خبرنامه کلمه» به عنوان «روزنامه ی صبح ایران» در یک صفحه کاغذی منتشر شد و منتشرکنندگان این روزنامه ی زیرزمینی از مردم خواسته اند آن را وسیعا تکثیر و توزیع کنند.
در گزارشی که سایت کلمه در این مورد منتشر کرده، آمده است:

«کلمه» برای همسایه، همکلاسی و همکار
«مردم ایران ما» رسانه ندارند. مخالفان «مردم ایران ما» در این خیال خام اند که امروز همان روزگاری است که معاویه، علی (ع) را به بی نمازی و کفر متهم نمود و عوام الناس را برای چندی در خواب بی خبری نگه داشت.
آنها اگر آنگونه بی پروا شده اند که با خیال آسوده در هفته دفاع مقدس یاران شهید باکری و همت را هتک می کنند. همسر شهید باکری را کتک می زنند و پسرش را دستگیر می کنند. روحانی دلسوزی را که به قدرت شرک آلود تسلیم نمی شود، به چوب تکفیر می رانند. منتقد دلسوزی که استبداد را هشدار می دهد به داغ تهدید و ایرانی آزادی را که مقهور قدرت نامشروعشان نمی شود به عربده ی تهمت بدنام می کنند برای این است که با هزار هزار فریب روی ندانستن «مردم ایران ما» حساب باز کرده اند.
«مردم ایران ما» رسانه ندارند و سهمشان از صدها میلیارد بودجه ی رسانه ای تنها تهمت و دروغ و شرک است.
اما اگر راهی را ببندند «مردم ایران ما» چون جویباری روان راه خود را از میان سنگلاخ ها خواهند یافت.
«مردم ایران ما» حق دارند بدانند. و اگر همه بدانند «سیاه» تا «سبز» از آن بهره می برند.
شمارگان ما معلوم است. ما بی شماریم. برای انتشار و توزیع آن روی شما حساب باز کرده ایم. کارگران در کارخانه ها، دانش آموزان در مدرسه، دانشجویان در دانشگاه، کارمندان در اداره، معلمان در کلاس و همسایه ها در محله ما آن را چاپ کنند و روزنامه ی خود را توزیع کنند. کلمه روزنامه ی همه ی کسانی است که آن را دست به دست می رسانند و سینه به سینه می خوانند.
آنها باید بدانند که اگر با همه دنیایشان به خیال خود تلاش کنند جلوی اطلاع رسانی به مردم را بگیرند ما نیز مانند پدرانمان در دوران خفقان، سینه به سینه به هم خبر خواهیم داد تا مردم کوچه و بازار هم بدانند. و بدانند که دوران حصر و تبعید و محدودیت برای رسیدن قاصد خبری به مقصد گذشته است.

پاسخ احمدی نژاد به سخنان اوباما

رييس جمهوري اسلامي ايران واكنش دولت آمريكا به پيشنهاد وي در خصوص تشكيل كميته حقيقت ياب مستقل براي بررسي حادثه 11 سپتامبر را ' عكس العمل ناشيانه' توصيف و تاكيد كرد: لازم است جعبه سياه 11 سپتامبر بازخواني شود.
   
به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا، ' محمود احمدي نژاد' بعد از ظهر شنبه پس از ورود به تهران در فرودگاه مهرآباد در جمع خبرنگاران تاكيد كرد كه طرح موضوع 11 سپتامبر از سوي ايران در سازمان ملل موضوع جديدي نبود اما چون از موضع ملت ايران مطرح شد، آنان در برابر آن موضع گرفتند.

احمدي نژاد تصريح كرد: دولت‌آمريكا عكس العمل ناشيانه اي در اين زمينه داشت زيرا اگر ريگي به كفش آنها نبود بايد بپذيرند.

وي افزود: اگر آمريكا‌يي ها اسناد قاطعي دارند كه نشان مي‌دهد اين كار تروريست‌ها بوده است، آن را در اختيار گروه حقيقت ياب قرار دهد تا همه در مبارزه با تروريست ها مشاركت كنند.

رييس جمهوري تصريح كرد: توقع اينكه هرچه آمريكا گفت: همه بپذيرند، توقع زياده خواهانه و ناشي از روحيه استكباري است.
احمدي نژاد با بيان اينكه عده قليلي خود را حاكم جهان مي‌دانند و از طرف همه دولت‌ها و ملت‌ها سخن مي‌گويند، گفت: اما هنگامي كه كسي سوال مي‌كند بلافاصله توهين كرده و موجوديت آن كشور را زير سوال مي‌برند.

وي طي توصيه‌اي به دولتمردان آمريكا تصريح كرد دوران سخن گفتن از موضع ابرقدرت به پايان رسيده است.

احمدي‌نژاد ادامه داد اگر جعبه سياه 11 سپتامبر بازخواني شود ريشه بسياري از حوادث امروز منطقه ما آشكار مي‌شود.

23 ماه زندان برای انتقال قطعات اف-5 به ایران

دادگاه فدارال آمریکا یک تبعه بلژیک را به اتهام نقض تحریم ایران به 23 ماه زندان محکوم کرد.

به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری فرانسه، "ژاک موسیو" تبعه بلژیک و ساکن فرانسه متهم به انتقال سلاح از آمریکا به ایران برخلاف تحریم های واشنگتن است.

یک کارمند دادگاه فدرال آمریکا در این باره گفت: این متهم بلژیکی 57 ساله پس از طی 23 ماه زندان، به مدت سه سال تحت مراقبت خواهد بود.

موسیو در ماه اوت 2009 و به هنگام ورود به فرودگاه نیویورک، بازداشت و سه ماه پس از آن، اتهامات خود را پذیرفت.

براساس این گزارش، این تبعه بلژیک براساس اتهامات وارده می بایست به پنج سال حبس محکوم می شد ولی به دلیل همکاری با مقامات آمریکایی، مدت زمان مجازات وی ، کاهش یافت.

دادگاه فدرال آمریکا همچنین پنج اتهام دیگر این تبعه بلژیک را وارد ندانست. در صورت محکومیت وی به این پنج اتهام، او می بایست 10 تا 20 سال در زندان می ماند.

از میان این پنج اتهام می توان به تجارت اسلحه بدون مجوز قانونی، قاچاق و پول شویی اشاره کرد.

محکومیت اصلی این تبعه بلژیکی به دلیل صادرات قطعات هواپیماهای نظامی به ایران از جمله قطعات هواپیماهای اف - 5  است.

رئیس جمهور آرژانتین در سازمان ملل: تهران با محاکمه مقاماتش در کشور ثالث موافقت کند!

به نقل از خبرگزاری فرانسه، "کریستینا کرشنر" به ایران پیشنهاد کرد محاکمه متهمان ایرانی دو انفجار ضد اسرائیلی در پایتخت آرژانتین در کشور ثالثی انجام شود.

وی از ایران خواست تا کشور سومی را به عنوان محل محاکمه اتباع ایرانی متهم به انفجارهای آرژانتین، معین کند.

رئیس جمهور آرژانتین که روز جمعه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد  در نیویورک سخنرانی می کرد؛ از ایران خواست تا توافق مشترکی را با آرژانتین بپذیرد و کشور ثالثی را انتخاب کند تا محاکمه عادلانه ای انجام شود.

وی با اشاره به ماجرای انفجار لاکربی افزود: این نوع از محاکمه ها برای نخستین بار نیست که اجرا می شوند.
در ماجرای انفجار یک فروند هواپیمای مسافربری آمریکایی برفراز منطقه لاکربی اسکاتلند، متهم تبعه لیبی این بمب گذاری، در کشور اسکاتلند محاکمه و به زندان محکوم شد.

آرژانتین از سال ها پیش از ایران می خواهد که تعدادی از اتباع خود را به اتهام مشارکت در دو بمب گذاری در شهر بوینس آیرس، تحویل آرژانتین دهد.

آرژانتین مدعی است که تعدادی ازکارمندان سابق سفارت ایران در بوینس آیرس در دو حمله علیه سفارت اسرائیل در بوینس آیرس در سال 1992 و انجمن یهود آرژانتین (امیا) در سال 1996  مشارکت داشتند. در انفجار نخست 29 نفر کشته شدند و انفجار دوم هم منجر به کشته شدن 85 نفر و زخمی شدن 300 تن دیگر شد. مسئله بمب گذاری در انجمن یهود آرژانتین به پرونده امیا نیز معروف شد.

دادستانی آرژانتین، ایران را به دخالت در این بمب گذاری ها متهم می کند.

ایران تاکنون ضمن رد دخالت در ماجرای بمب گذاری مراکز وابسته به اسرائیل در آرژانتین، با تسلیم اتباع خود به آرژانتین مخالفت کرده است.

هدف از انفجارهای آرژانتین

براساس متن منتشر شده در سایت ویکیپدیا، برخلاف نظر دادستانی آرژانتین درباره اتهام زنی به اتباع ایرانی درباره انفجارهای امیا، بسیاری از تحلیل گران معتقدند که انفجار مرکز یهودیان در آرژانتین به دست خود یهودیان صهیونیست انجام شد و آنان دو هدف را از این حادثه دنبال می کردند. اول دادن نسبت اتهام به جمهوری اسلامی ایران و نیز حزب الله لبنان که هر دو از دشمنان واقعی اسرائیل هستند و دوم پیش گیری از مهاجرت یهودیان اسراییل به کشور آرژانتین به دلیل اوج گرفتن انتفاضه توسط فلسطینیان.

متهمان چه کسانی هستند؟

دادستانی آرژانتین جمعی از اتباع و مقامات ارشد ایرانی را متهم به دخالت در بمب گذاری های این کشور می داند. این افراد شامل ‌اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهور وقت)، علی‌اکبر ولایتی (وزیر خارجه وقت) ، علی فلاحیان (وزیر اطلاعات وقت)،  محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه)،  احمدرضا اصغری (دبیر سوم پیشین سفارت ایران در آرژانتین)،  احمد وحیدی (فرمانده سابق نیروی قدس سپاه)،  محسن ربانی (رایزن فرهنگی پیشین سفارت  ایران ) و عماد مغنیه (رئیس وقت ستاد عملیات ویژه حزب الله لبنان) هستند.

دولت آرژانتین اسامی این افراد را برای صدور حکم جلب بین المللی در اختیار پلیس بین الملل قرار داد که این نهاد تنها با صدور حکم جلب برای علی فلاحیان، محسن رضائی، احمد وحیدی، محسن ربانی و احمدرضا اصغری موافقت کرد.

ناگفته نماند که این افراد در زمانی متهم شدند که یک قاضی آرژانتینی به نام "گالیانو" عهده دار پرونده بود . در اثنای رسیدگی او به پرونده ، اتهام رشوه خواری او ثابت و معلوم شد که از تشکل های یهدوی آرژانتین ، پول گرفته است. گالیانو برکنار شد و پرونده به حالت عادی بازگشت اما بعد از تغییر و تحولات سیاسی در آرژانیتن ، بار دیگر ، ایران متهم به بمب گذاری شد!

نوه خمینی به درجه اجتهاد رسید

در آغاز سال تحصیلی جدید حجت الاسلام سیدحسن خمینی، تدریس خارج از اصول فقه را در حوزه علمیه آغاز کرد.
به گزارش «پارلمان‌نیوز»،سید مرتضی ابطحی از نویسندگان وبلاگ تورجان نوشت: سال جدید تحصیلی حوزه امسال نیز با پوشش خوب خبری از شنبه آغاز شد. البته بعضی از استادان مانند آیت الله العظمی وحید خراسانی درس را از روز چهارشنبه هفته گذشته آغاز کرده بودند. معمولا در سنت حوزه روز چهارشنبه روز آغازین بوده است
و این روز را «یوم الشروع» می‌گویند. اما به هر حال سال تحصیلی به طور رسمی از روز شنبه آغاز شد.
یکی از اخبار جالب توجه این روزهای حوزه، خبر آغاز درس خارج اصول فقه حاج حسن آقای خمینی است. حاج حسن آقا که تا پارسال به تدریس کتاب‌های رسائل و مکاسب شیخ انصاری و کفایه آخوند خراسانی برای طلاب سال‌های هفتم تا دهم حوزه مشغول بودند و پیش از آن نیز در دهه هفتاد برای طلاب دوره مقدمات تدریس می‌کردند، از امسال وارد تدریس در عالی ترین دوره حوزه شدند با آغاز تدریس سید حسن آقا در مقطع خارج در مدرسه دارالشفا، مدیران حوزه نیز عملا بر اجتهاد وی صحه گذارده اند، چرا که تدریس درس خارج در چنین مدارسی احتیاج به تأیید مدرک اجتهاد استادان از سوی مدیران حوزه دارد.

پاسخ های مشروح محسن رضایی به 20 سوال از ناگفته های جنگ


 قداست دفاع ممکن است مانع گفتن همه حقایق شود؛ در پشت جبهه اختلاف سیاسی وجود داشت؛ انتقاد ازتحریف ها و حملات به دوران دفاع مقدس؛ معامله ایران و اسرائیل شایعه بود؛ حمله به ایران ساده نخواهد بود؛ یک پیشنهاد برای دریافت غرامات جنگ و ... از جمله محورهای گفتگوی مشروح محسن رضایی با خبرگزاری مهر به مناسبت هفته دفاع مقدس است.
محسن رضایی فرمانده سپاه در دوران جنگ  که از سال 1360 تا 1376 فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر عهده داشته است، می گوید رفته رفته زمان انتشار ناگفته های جنگ فرا رسیده اما خودش همچنان از بیان آن پرهیز دارد.
 
او هم اکنون دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام است و در این گفتگو از انتشار خاطرات و ناگفته هایش پیرامون جنگ خبر می دهد.
وی در پاسخ به سوالی از دوعضو کابینه یاد کرد که پذیرش قطعنامه شورای امنیت مبنی برتوقف جنگ را در جلسه هیئت دولت شکست ایران مطرح کرده اند و زمانی که از او خواسته شد نام آن دو را بگوید از قول سرلشکر فیروزآبادی نام بهزاد نبوی و خاتمی را بر زبان آورد.
در آخر مصاحبه از او خواستیم نظرش را در باره دادگاه کهریزک بگوید که از پاسخ دادن امتناع کرد و با خنده گفت: یکباره درباره سران فتنه هم بپرسید! محسن رضایی در این مصاحبه هرگونه ارتباط مدیریتی با روزنامه ملت ما را تکذیب کرده است.
مصاحبه با دبیرمجمع تشخصیص مصلحت نظام در ساختمان دبیرخانه مجمع انجام شد. رضایی مصاحبه با مهر را در میان چند ملاقات انجام داد و پیش از حضور خبرنگاران مهر، او در اتاقش در حال صحبت با داوود دانش جعفری وزیر اقتصاد دولت نهم بود.
وی در آغاز مصاحبه گفت: در 8 ماه گذشته با هیچ خبرگزاری مصاحبه انجام نداده و این نخستین مصاحبه او در چند ماه گذشته است که  با خبرگزاری مهر انجام می شود.
مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام را و فرمانده اسبق سپاه به مناسبت هفته دفاع مقدس را در پی می خوانید:
به عنوان نخستین سوال بفرمائید آیا هنوز ناگفته های جنگ باقی است و چرا همچنان مسائلی از جنگ ناگفته مانده است؟
معمولا بیان ناگفته ها در کشورهای مختلف پیرامون وقایع مهم امری مرسوم  و طبیعی است به همین دلیل در کشورهای دنیا قانونی  وجود دارد که هر 30 سال یک بار اسناد محرمانه و پشت صحنه را منتشر می کنند.
هر حادثه ای معمولا ناگفته هایی دارد جنگ ایران و عراق از وقایع مهم جهان که دارای ناگفته هایی است از این قاعده مستثنی نیست. الان بعد از 20 سال که از جنگ گذشته فضا و شرایط برای گفته شدن مسائل پشت صحنه آماده تر است.
البته برخی از مسئولان کشور در خاطرات، کتابها و ... وقایع آن دوره را مطرح کرده اند. اما من بنا به دلایل خاصی تاکنون کمترین مسائل را از جنگ بیان کرده ام و دو سه سالی است که آرام آرام این کار را شروع کرده ام و مسائلی را که تا قبل از آن به آن ورود پیدا نمی کردم را طرح می کنم.
فکر می کنم در سالهای آینده اسناد و مدارک بیشتری در ارتباط با جنگ منتشر شود که محدودیت های قبلی امنیتی و سیاسی آنها برطرف شده باشد.
آیا مستند سازی که پیرامون اسناد جنگ باید صورت بگیرد و اخیرا برآن تاکید کردید در راستای همین اسنادی است که اشاره داشتید ؟
مستند سازی یک علم است روش ها و قواعد خاص خود را دارد و اگر درباره جنگ ایران وعراق از آن استفاده شود پایه تاریخ واقعی دفاع مقدس محسوب می شود. هر چه مستند سازی قوی تر باشد تاریخ صحیح تر و درست تر و کامل تر نوشته و بهتر منتقل می شود البته مستند تنها نوشته یا اسناد مکتوب نیست بلکه مستندات جنگ می تواند مجموعه بزرگی از آثار مکتوب، خاطرات، عکس، آثار باقیمانده از جنگ مثل تجهیزات و وسایل غنیمت مانده، فیلم های پراکنده و خودجوش باشد.
در حقیقت یک عکس می تواند به تنهایی به اندازه یک کتاب با انسان حرف بزند. لذا همه توجهات نباید به سمت اسناد مکتوب و دست نوشته ها برود. برخی مواقع آثاردیگری وجود دارد که هرکدام دریایی از پیام قراردارد. به این دلیل مستند سازی آثارجنگ تهیه یک مجموعه وسیع از آثار است که اگر امروزه گردآوری و ثبت نشود ممکن است در 10 سال آینده منابع این آثار از بین برود.

 

به نظر شما عدم تمرکز و فقدان متولی باعث جمع آوری نشدن مستندات جنگ شده است؟
تمرکز هم در جمع آوری موثر است. قبلا چنین متولی وجود نداشت اما در چند سال گذشته ستاد کل نیروهای مسلح برنامه ریزی خوبی کرده و ارتش و سپاه نیز از طریق بنیاد حفظ آثار، اقداماتی انجام داده اند.
به نظر شما در رابطه با حفظ وضعیت طبیعی مناطق جنگی اقدام مناسبی صورت گرفته است؟ چراکه به نظر می رسد رفته رفته این مناطق در حال مصنوعی شدن است!
البته یک بخشی از مستندات جنگ، مناطق جنگی است که خودش یک سند محسوب می شود و اگر این فضا به صورت واقعی نگه داشته شود مانند بخش هایی از خرمشهر و قصرشیرین یک سند بسیار مهمی خواهند بود.
پیرامون توجه به مسائل فرهنگی همچون مناطق دفاع مقدس در طرح آمایش سرزمینی که در مجمع مورد بررسی قرار گرفته است چه اقداماتی صورت گرفته است؟
در بحث سیاست های کلی فرهنگی حفظ آثار جنگ و توجه به فرهنگ، اندیشه و سیره امام در معماری و آموزش و ایرانگردی و روحیه ایثارگری و انتقال آن به نسل های بعدی جزء تاکیدات است. مصادیق آن در مناطق کشور باید در برنامه ریزی دیده شود.
در رابطه با پایان جنگ همواره مسائلی مطرح بوده که این اقدام سیاسی بوده یا نظامی! نظر شما به عنوان یکی از حاضران در مدیریت جنگ در آن مقطع چیست؟
همانطور که آیات ناسخ و منسوخ داشته ، کلام رهبران دینی که پایین تر از کلام خدا هستند نیز می تواند ناسخ و منسوخ داشته باشند اما ناسخ و منسوخی که خودشان تصمیم گرفته باشند، نه آنکه چیزی به آنها تحمیل شود. حضرت امام در شرایط تلخی یک تصمیم تاریخی گرفتند هم آگاهانه و هم با پذیرفتن همه پیامدهای این تصمیم گیری ایشان بخاطر مصلحت اسلام و انقلاب اسلامی قطعنامه را در آن شرایط پذیرفتند و به آن با تعبیر، جام زهر گفتند، و این یک تصمیم تاریخی امام بود. خود ماها جزء کسانی بودیم که موافق پذیرش قطعنامه نبودیم. کما اینکه امام درنامه شان نوشتند که بنده جزء معدود فرماندهانی بودم که می گویم جنگ باید ادامه پیدا کند.
چرا عده ای شما را متهم می کنند شما از موافقان پذیرش قطعنامه بودید ؟
انگیزه های سیاسی است. در نامه امام هم آمده که نوشته جزء معدود فرماندهان هستند که می گوید باید جنگ ادامه یابد. ولی حوادث بعدی که اتفاق افتاد معلوم شد که امام یک تصمیم گیری فوق العاده مهم و تاریخی در آن شرایط گرفته است. این تصمیم گیری امام باعث شد که از فجایع بعدی جلوگیری شود و در حقیقت جنگ به نفع ایران تمام شود. آن جام زهری که امام نوشید خدای متعال آن را تبدیل به پیروزی برای ایران درهفته های بعد کرد و لذا یکماه بعد امام فرمودند ما دراین جنگ حتی یک لحظه هم نادم و پشیمان نیستیم، این جمله امام تعبیر جام زهر را منسوخ کرد.
اگرهمان شرایط و نتیجه ای که باعث شد امام جام زهر بنوشد اگرجنگ با آن نتیجه تمام می شد ما در جنگ شکست می خوردیم اما آن نتیجه ای که منجر به نوشیدن جام زهر برای امام شد جنگ با آن نتیجه به پایان نرسید. آن نتیجه بعد از آن جام زهر خنثی شد. چه موقع عوض شد؟ موقعی که بعد از تصمیم امام حملات صدام به کرمانشاه و خرمشهر تماما با شکست مواجه شد تصمیم حضرت امام توانایی ها را افزایش داد و محدودیت های بین المللی برای صدام بوجود آورد. یکی از افسران عراق در کتاب خود گفته است"پذیرش قطعنامه توسط ایران شمشیری بود که به کمر صدام وارد شد". ایران از  توانی در مرداد ماه برخوردار می شود که تمامی حملات صدام را با شکست مواجه می کند و او را وادار به عقب نشینی تا مرزها کرد و آماده شد که وارد خاک عراق شود خود امام جلوی رزمندگان را گرفت. رزمندگان ما نه تنها صدام را با شکست مواجه کردند بلکه در تعقیب او می خواستیم به سوی بصره حمله کنیم،امام جلوی ما را گرفت. ما درسال آخرجنگ درمرداد ماه روزها وهفته های آن ما با پیروزی مواجه می شویم. درحالیکه درتیرماه، ماه بسیار تلخی بود وپذیرش قطعنامه هم یک رویداد تلخی بود بر همه ما و ما نمی دانستیم مرداد ماه چه اتفاقی می افتد و مرداد ماه ماه پیروزی های ایران است و جنگ با این پیروزی تمام می شود بنابراین نتیجه ای که منجر می شود که امام آن تصمیم را در تیرماه بگیرد آن نتیجه در مرداد ماه ادامه پیدا نمی کند بلکه نتیجه دیگری حاصل می شود که پیروزی های پی در پی ایران است وایران جنگ را با پیروزی پی در پی به پایان برد.
منظور شما کدام پیروزی هاست؟
ما در پایان جنگ و در مرداد ماه در عملیات مهم یعنی عملیات سرنوشت در خرمشهر و عملیات مرصاد در کرمانشاه را انجام دادیم و آن هم این بود که عراق در حمله به خرمشهر آنجا را محاصره کرده بود. با عملیات شرنوشت طی چهل و هشت ساعت آنجا را آزاد کردیم و درکرمانشاه عراقی ها ومنافقین تا 30 کیلومتری کرمانشاه می آیند یعنی بعد ازپذیرش قطعنامه 120 کیلو متر عمق پیشروی در خاک ما را داشتند که حتی در  اول جنگ در هیچ محوری نیز اینقدر پیشروی نداشتند اما این پیشروی را ایران درعملیات مرصادعقب می زند ودوباره آنها را تا مرزعقب می زند ومی خواهد ازمرزعبور کند خود امام جلوی رزمندگان را می گیرد یعنی در اوج پیروزی ها جنگ را تمام می کنیم. حضرت امام پس از این پیروزی ها فرمودند"ماحتی یک لحظه در جنگ نادم و پشیمان نیستیم".
اگر قطعنامه پذیرفته نمی شد در کوتاه مدت چه اتفاقی می افتاد؟
اگر قطعنامه پذیرفته نمی شد عراق به کرمانشاه وخرمشهر وارد می شد وهیچ وقت قطعنامه 598 را نمی پذیرفت وآنها قطعنامه 599 را به ایران تحمیل می کردند که در آن قطعنامه امتیازات بزرگی از ایران می گرفتند.
آیا قبول دارید به خاطر مقدس بودن فضای جنگ مقداری از ابهامات، مشکلات آن دوره باز نشده است، مثلا بحث اختلافاتی که بین فرماندهان بود ، مثلا اختلاف شما با شهید صیاد شیرازی اگر بوده؟
من در همایش مستند سازی عرض کردم. اختلافات در جنگ دو نوع اختلاف بود اختلافات سیاسی و تخصصی. آن چیزی که بین سپاه و ارتش بود عمدتا اختلافات فنی، تخصصی و کارشناسی بود. مثلا درعملیات بیت المقدس من و برادر صیاد در مرحله سوم یک نظر داشتیم ستاد ایشان (صیاد شیرازی) و بعضی از فرمانده لشکر های سپاه نظر دیگری داشتند حتی بحث های تندی بین ما با فرماندهان و عناصر ستادی منجر شد. ما دو نفر یک نظر داشتیم آنها نظر دیگری داشتند، یکی دو نفر قهر کردند و از جلسه ما رفتند بیرون اما این اختلافات سیاسی نبود.بنابراین این اختلافات بین ارتش و سپاه ازجنس تخصصی، فنی و کارشناسی بود. ولی اختلافات دیگری بود که معمولا جنبه های سیاسی به خود می گرفت که بین ما و ارتش نبود. البته برخی از دولتمردان کشور بدلیل ناپختگی دخالت هایی می کردند که این اختلافات را، تشدید می کردند و مدیریت و فرماندهی را در جنگ با مشکل مواجه می کرد.
درباره تقدیس دفاع مقدس نیز نظرتان را می گویید؟!
چهره قداست دفاع گاهی وقتها ممکن است مانع گفتن همه حقایق شود اما من معتقدم که جنگ در انحصار هیچ گروهی نیست و یک مسئله ملی است و همه حق دارند از جنگ تعریف کنند همه حق دارند انتقاد کنند مهم این است که انتقادات و تعریف ها در یک چارچوب منطقی مطرح شود که دچار غلو و افراط و تفریط نشود.
بحث انشقاق در روحانیت یکی از نکات مهم است که سال 66 اتفاق افتاد خیلی از رزمندگان احساس نگرانی می کردند نکند ما در جبهه کاری را جلو می بریم اما کسانی در پشت جبهه بر خلاف مشی امام و سیستم جلو می روند، این بحث شکاف بین روحانیت همین اختلافات سیاسی است که اشاره کردید یا موضوع دیگر؟
درعقب جبهه اختلاف سیاسی وجود داشت. بین سیاسیون و نظامی ها هم اختلافاتی در رابطه با اداره جنگ وجود داشت که جنبه سیاسی به خود می گرفت. وقتی جنگ در مرداد ماه تمام شد یکی از آقایان ظاهرا دکتر فیروزآبادی بود در هیئت دولت پیشنهاد می کند با توجه به پیروزی هایی که درمرصاد وبیت المقدس خرمشهر به دست آمده وصدام از روی ناچاری قطعنامه را پذیرفته است خوب است ما در مرداد ماه همان سال اعلام جشن کنیم اما دو نفر ازاعضای کابینه مخالفت می کنند ومی گویند ما در جنگ شکست خوردیم چرا شما می گویید جشن بگیرد که این قضاوتی سیاسی بود.

چه کسانی گفتند جشن نگیرید؟

حالا این موضوع مربوط به گذشته است.

بفرمائید جهت اطلاع نسل فعلی !
آقای فیروزآبادی به من گفت این دو نفر بهزاد نبوی و آقای خاتمی بوده اند.

با توجه به اینکه بخشی از ناگفته های جنگ مربوط به سال 66 و 67 است سئوالات را در این بخش متمرکز کرده ایم یکی از سئوالات ما این است با توجه به نگاهی که به مستند سازی دارید چرا کتابی را نمی نویسید مجموعه خاطرات  و مستندات مکتوب غیر مکتوب ...؟

من مستندات مربوط به خودم را جمع آوری کرده ام اما بنا به چند دلیل منتشرنکرده ام. یکی برای حفظ نظام بوده که نمی خواستم عده ای از نوشته های من سوء استفاده بکنند علیه اشخاص یا علیه مسئولان کشورو دررابطه با بحث های سیاسی روز بخواهند از این تاریخ استفاده کنند این انگیزه اول من بود.

انگیزه دوم من این بود که بعضی ازمسائل هنوزحالت محرمانه داشته که من نمی توانم آنها را بگوییم که یک مدت زمان طولانی باید از آن می گذشت. یک بعدآن هم اخلاقی بود که اگر من بخواهم اسنادم یا خاطرات خود را منتشر کنم ممکن است که این تداعی را ایجاد کند که من بدنبال این هستم که خود و دوستانم را متولی جنگ نشان دهم و طوری وانمود شود که نقش موثر در جنگ داشته ام. از نظر اخلاقی هم همیشه این را برای خود مانع روحی می دانستم.

ولی امروزه بنا به این دلیل که احساس می کنم تحریف های زیادی در رابطه با جنگ صورت می گیرد و بیش از حد هم حملاتی دارد صورت می گیرد که تا حالا ما همیشه صبر کردیم و پاسخ ندادیم اما از یک حدی دارد تجاوز می کند تهمت زدن ها و تخریب هایی که دارد صورت می گیرد و مسئله سوم هم فشارهای خیلی زیادی که از سوی رزمندگان، مردم و دوستان سیاسی در این چند سال اخیر به من وارد شده که خاطراتم را بنویسم لذا ناچار شدم که اولین آثار خود را تا پایان امسال منتشر کنم.
 
 

 
در طول 8 سال دفاع مقدس چرا بیشترین عملیات ها سالهای اول و آخر جنگ بوده و سالهای میانی جنگ ما تحرکات نظامی نداشته ایم؟
ما همیشه تحرک داشته ایم اما در یک مقطعی مثلا بعد از آزادی خرمشهر و عملیات فاو حدود 3 - 4 سال از جنگ تحرکات ما در جنگ منجر به دستیابی به انتظارتمان نمی شد و اهدافی که در پیش می گرفتیم عملیات های ما منجر به فتح و دستیابی به آن اهداف نمی شد که ما آن را عدم الفتح نامگذاری کردیم. مثلا ما درخیبر اهداف بلندی داشتیم که جز جزیره شمالی و جنوبی چیزی به دست نیاوردیم. ما در عملیات رمضان خیلی اهداف بزرگی را داشتیم اما پیشروی های ما متناسب با آن اهداف نبود. لذا این عدم دستیابی به همه اهداف در عملیات ها در طول این دوران بعد از آزادی خرمشهر تا قبل از عملیات فاو در حقیقت منجر شده بود ما نتوانیم مشابه آزادی خرمشهر در عملیات ها شاهد پیروزی باشیم.
 
بحث دیگری که افکار عمومی را به خود مشغول کرده این است که با توجه به بافت جمعیتی آن موقع انقلاب آیا همه افراد در این سنین در جنگ برای دفاع از سرزمین خود حاضر می شدند یا جزء قشر خاصی مثل مستضعفین بودند؟
از همه اقشار در جنگ حاضر شدند از همه مذاهب و گروه ها از قبیل ارامنه و مسیحیان و برادران اهل سنت  حاضر و شهید دادند و...البته  به نسبت جمعیتی این حضور متفاوت است. از برادران اهل سنت افراد زیادی داریم که آمدند در استانهای شیعه مثلا در استان خوزستان با ارتش عراق جنگیدند، تعداد زیادی شهید دادند. از همه اقشار بودند از دانشگاهی، کارگر، کشاورز، روحانی از همه اقشار حتی کسانی که ملی گرا بودند نیز در جنگ حضور داشتند.
 
اما از دو گروه بیشتر شرکت می کردند یکی نیروهای حزب الهی و معتقد که نسبت به جمعیت خود رقم بالایی دارند و مسئله دوم از محرومین و مستضعف که نسبت به جمعیت از قشرهای دیگر بیشتر در جنگ شرکت می کردند و حضور بیشتری داشتند.
 
از دوران دفاع مقدس شبهه ای مطرح شد که ایران در جنگ برای خرید سلاح با واسطه به معامله با اسرائیل روی آورد که تجهیزات و تسلیحات نظامی را در اختیار بگیرد در این باره نظرتان چیست و با چه اهدافی این موضوعات مطرح می شد؟
 
در طول جنگ همیشه شایعاتی از این قبیل علیه ایران راه می افتاد که دو منشاء داشت که یکی خود اسرائیلی ها بودند و دیگری عراقی ها که شایعاتی را مطرح می کردند که یکی ازاین شایعات این بود که ایران اسلحه ومهمات از اسرائیل می گیرد و عراقی ها با این انگیزه این حرف را می زدند که از عربها و کشورهای عربی کمک بیشتری بگیرند و اسرائیلی ها در حقیقت در این جهت این مسائل را مطرح می کردند که آن جنبه انقلابی گری ایران و صدور انقلاب ایران را تضعیف کنند و ملت های دیگر به انقلاب ما نپیوندند و با اهداف سیاسی این کار صورت می گرفت لذا کاملا این ادعا یک دروغ محض بود و ایران دشمن شماره یک خود را اسرائیل می دانست و اسرائیل هم به شدت وحشت داشت که ایران پایش وارد عراق شود و می دانست که با ورود ایران به عراق رژیم غاصب اسرائیل دیگر نمی تواند در فلسطین بماند و به شدت از پیشروی ها و پیروزی های ایران وحشت داشت و همیشه به دنبال این بود که به صدام  به شکل های مستقیمی کمک شود و به عنوان سدی مانع از نفوذ ایران به عراق و از عراق حمایت می کرد.

بعد که جنگ تمام شد دیدند که از بس به عراق کمک کردند ممکن است خود این عراقی که در جنگ قوی شده با کمک های خودشان برایشان به مشکل تبدیل شود به این دلیل ریختند روی سر صدام چرا که از آینده اش می ترسیدند.

در دوران جنگ هدف حفظ خاک بود یا ایران فراتر از مرزها به دنبال پیشروی بود؟
در حقیقت جنگ تحمیلی و دفاع مقدس دومین رویارویی آمریکا و  غرب با ایران بود آنها به دنبال آن بودند که استقلال جمهوری اسلامی را بگیرد یعنی جمهوری اسلامی را تبدیل به یک حکومت دست نشانده در منطقه کنند از طرف دیگر از صدور انقلاب هم جلوگیری کنند یعنی انقلاب در درون مرزها مهار شود. مهار انقلاب و وابسته کردن جمهوری اسلامی به نظم جهانی و بین المللی و سردمداری آمریکا. خود آمریکا باور نمی کرد که بتواند در این جنگ جمهوری اسلامی را از بین ببرد و به دنبال آن بود که انقلاب را مهار کند و جمهوری اسلامی را دست نشانده کند.
 
اهداف ما درست درمقابل این قرار داشت ما می خواستیم استقلال ایران را تثبیت کنیم وبه عنوان یک قدرت موثر درمنطقه ظاهر شویم و دوم صدور انقلاب را ادامه دهیم که کشورهای دیگر اسلامی هم به انقلاب و اندیشه امام بپیوندند. ما اگر در عراق پیروز می شدیم به این دو هدف دست پیدا می کردیم اگر شکست می خوردیم آمریکایی ها به اهدافشان دست می یافتند اگر ایران شکست می خورد ایران تبدیل به رژیمی وابسته می شد ولو با نام جمهوری اسلامی یعنی اگر شکست می خوردیم یک جمهوری اسلامی وابسته به آمریکا شکل می گرفت و انقلاب ما هم در مرزها محدود می شد ولی اگر پیروز می شدیم ایران به عنوان بازیگر بین الملل ظهور می کرد و انقلاب را نیز صادر می کردیم که این اتفاق افتاد ما نه تنها سرزمین های خود را آزاد کردیم و این ما بودیم که سالهای آخر به خاک عراق حمله می کردیم و آنها بودند که التماس می کردند که جنگ پایان یابد. مخصوصا از عملیات فاو به این طرف. البته درمقطعی از جنگ که ما با عدم الفتح مواجه بودیم آمریکاییها به استراتژی "جنگ نباید برنده داشته باشد" روی آورده بودند و خواهان طولانی شدن جنگ بودند ولی وقتی ما وارد برنده شدن شدیم آنها گفتند نه باید جنگ زود پایان یابد یعنی عملیات فاو باعث شد که قدرت های بین المللی به این نتیجه برسند که این جنگ نباید طول بکشد و باید تمام شود اما قبل از عملیات فاو آنها می گفتند این جنگ باید 20 سال طول بکشد.
 
 در ایران فضا فرق می کرد، خود شما گفتید اگر امام نمی پذیرفت ممکن بود صدام خرمشهر و کرمانشاه را بگیرد؟

این مساله در رابطه با آخر جنگ بود. در حقیقت فروردین ، اردیبهشت و خرداد و تیر ماه سال 1367.  در آن زمان وضعیت جبهه ها طوری شده بود که ورق کاملا به نفع صدام برگشته بود، اما درمردادماه طور دیگری شد برعکس شد. دوباره در مرداد ماه که ما صدام را عقب زدیم، زیربار پذیرش قطعنامه 598 نمی رفت اما آلمانی ها، شوروی وآمریکایی ها وهمه فشار آوردند به صدام که قطعنامه را بپذیرد یعنی آن هفته های آخر جنگ فشارهای بین المللی به صدام زیاد شده بود که سریعا قطعنامه را بپذیرد.
 
یعنی این کشورها از ایران حمایت می کردند ؟!

حمایت نمی کردند آنها نگران بودند که اگر جنگ ادامه یابد ایران صدام را ساقط می کند و موجب زیان های بزرگی به آنها شود. در حقیقت آنها از ترس منافع خودشان که منافعشان را از دست ندهند تشخیص دادند که جنگ سریعتر پایان یابد.

ما که پیروز شدیم ایران تبدیل به قدرت منطقه ای شد و انقلاب ایران هم صادر شد. آن چیزی که در لبنان و فلسطین اتفاق افتاده بعد از پیروزی ما در عراق بود. یعنی اگر ما پیروز نمی شدیم انتفاضه در فلسطین بوجود نمی آمد و صدام هم از بین نمی رفت یعنی اگر ما شکست می خوردیم ایران تبدیل به کشوری وابسته می شد و انقلاب هم در مرزهای کشور مهار می شد اما پیروزی ما باعث شد که صدام برای اینکه چاره ای بیندیشد که به کویت حمله کند و کویت را لقمه ای قابل هضم می دانست که آنجا هم شکست خورد و امروز همان هایی که در یک سنگر با ما علیه صدام می جنگیدند امروز در عراق حاکمند آقای طالبانی و مالکی و حکیم.  بنابراین پیروزی ماباعث صدور انقلاب به خارج از مرزهای کشور و ایجاد جبهه هایی در سوریه، لبنان، فلسطین و ... شد
 
 

 
 با توجه به اینکه شما یکی از فرماندهان و یکی از موسسین سپاه هستید بفرمایید به لحاظ شرایط بین المللی و منطقه ای احتمال جنگ آینده علیه ایران را چگونه ارزیابی می کنید، خیلی از تحلیل گران و حتی مسئولان نظامی بر این باورند که باید انتظار یک جنگ از سوی غرب به سرکردگی امریکا یا بوسیله اسرائیل و دیگر ایادی آنها داشته باشیم؟

آمریکاییها و غربیها یک رویارویی سوم را با ما شروع کرده اند. در حقیقت بعد از 15 سال بررسی گذشته و به کمین نشستن و انتظار نشستن بالاخره یک رویارویی سومی طی سالهای اخیر به ویژه از سال گذشته و مخصوصا از امسال با قطعنامه 1929 اینها یک رویارویی سوم را با ما آغاز کرده اند. در این رویارویی سوم بر خلاف رویارویی اول که عمدتا سیاسی و امنیتی بود مثل حوادث کردستان  و سیستان و بلوچستان، کودتا و تروها و... که سیاسی امنیتی بود و برخلاف رویارویی دوم که سیاسی - دفاعی بود و جنگ تحمیلی در رویارویی جدید سیاسی - اقتصادی است و البته بخشی از آن هم ممکن است تهدیدات نظامی باشد.

بنابراین رویارویی سوم ما با آمریکاییها با رویارویی های گذشته متفاوت است. مهمترین محور این رویارویی جنگ اقتصادی است. تهدیدها جنگ اقتصادی کارشکنی هایی که در پیشرفت ایران دارند که مسئله هسته ای بخشی از آن است. اینها تلاش می کنند ما را از دسترسی به فناوری های برتر باز بدارند. تجارت ایران را محدود کنند در معاملات بین المللی ایران مشکل بوجود خواهند آورد با یک جنگ اقتصادی تحمیلی مواجه هستیم.

تهدیدات نظامی را نیز مطرح می کنند که در کنار فشارهای اقتصادی تهدیدات نظامی هم داشته باشند چه آمریکایی ها چه اسرائیلی ها.

 چند درصد احتمال حمله نظامی به ایران وجود دارد؟
حمله نظامی به ایران کار ساده ای نیست خود آنها هم می دانند. بزرگترین مشکلی که آنها دارند یکی اینکه حمله آنها مثل حمله طبس ناموفق باشد. دوم اینکه ایران بر خلاف افغانستان و عراق پاسخ خواهد داد و به آنها آسیب می زند. عدم موفقیت و آسیب های بعد از حمله فوق العاده آنها را دچار نگرانی کرده و مثل یک سپر بلندی این 2 احتمال آنها را از حمله به ایران تا کنون باز داشته در آینده هم آنها این دغدغه را خواهند داشت لذا حمله به ایران کار ساده و تصمیم گیری ساده ای برای آنها نخواهد بود.

در صورت بروز جنگ فکر می کنید که مثل همان دوران جنگ دفاع مقدس همه اقشار حضور پیدا می کنند یا از قشر حزب الهی ها به جبهه ها می آیند ؟

ما ایرانی ها یک فرهنگی داریم که هروقت تهدید خارجی آمده ما متحد و منسجم شدیم و درمقابل تهدیدات اگریک دولت وحکومت همراه با مردم بوده، مردم همیشه درصحنه بوده اند بعد ازانقلاب همیشه اینگونه بوده. البته قبل ازانقلاب وقتی ایران تهدید نظامی می شده یا مردم می آمدند در صحنه دولت ها همراهی نمی کردند یا دولت تقاضا می کرده و مردم جدی نمی گرفتند.

 پس چرا ایران ژاندارم منطقه شاخته می شده؟

قدرت های خارجی فقط روی نیروهای کلاسیک و سازمان یافته ایران حساب می کردند. آن هم عمدتا روی بخش محدودی از نیروهای کلاسیک که مجهز به تجهیزات مدرن بوده، حساب می کردند. انقلاب اسلامی به آنها نشان داد که همین حساب آنها هم درست نبوده است. سال 1353 که بین ایران وعراق چالش های مرزی بوجود آمد و حتی ایران ارتفاعاتی ازعراق را گرفت ایران به عراق حمله ای محدود کرد هیچ گاه مردم این درگیری را جدی نمی گرفتند ومی گفتند که قدرتهای بین المللی خود سازش می کنند. برعکس جنگ هایی که بین ایران و روس بوده مردم در مقابل ارتش روس می جنگیدند ولی دولت مرکزی 200 سال پیش از آنها هیچ حمایتی نکردند 10 سال مردم و روحانیت در مقابل ارتش روس جنگیدند اما دولت و حکومت از آنها حمایت نمی کردند اما امروز اینگونه نیست اگر تهدید خارجی بوجود آید، مردم و هم حکومت متحد از کشور دفاع می کنند.

اختلافات سیاسی را کنار می گذارند؟

اختلافات سیاسی در ایران بنیادی نیست آنها را کنار می گذارند و چون منافع ملی برایشان مهم است و به همه آنها ارتباط پیدا می کنند می آیند صحنه و دفاع می کنند.

با توجه به اینکه شما فرمانده سپاه بودید درآن دوره خیلی از عملیاتهای ایران شکست می خورد آیا نفوذی ها باعث شکست عملیات ها می شدند یا کارشکنی هایی در بالاتر یا ستاد جنگ یا کابینه، علت شکست خوردن عملیات های مهم ایران بود؟

درصد شکست های ایران نسبت به پیروزی های آن خیلی کم بود و نسبت به ارتش عراق قابل مقایسه نبود یعنی در حقیقت ما می توانیم 8 سال جنگ را بگوییم بیش از 6 سال ما هجوم کردیم و کمتر از 2 سال عراق در حال هجوم به ایران بود. مثل دو کشتی گیر که از 8 امتیاز کلی 6.5 را ایران گرفت و 1.5 امتیاز عراق بگیرد. هجوم با ما بود. البته آن شکست ها هم دلایلی داشت.
شکست هایی که ایران درسال اول جنگ داشت ضعف مدیریت جنگ بود. فرمانده قوی در سال اول جنگ که ارتش عراق حمله کرد وجود نداشت. اما در سال سوم و چهارم به دلیل تقویت سیستم اطلاعاتی عراق بوده که از آمریکایی ها گرفته تا منافقین به آنها کمک می کردند و رشد تجهیزات نظامی عراق، توان رزمی عراق که چند برابر ما شده بود در مقابل، شتاب رشد و تقویت توان نظامی ایران کند شده بود. در طول سالهای بعد از آزادی خرمشهر تا قبل از عملیات خببر که ما با ابتکارات این توانایی ها و اطلاعات وسیع ارتش عراق را دور می زدیم. چه از طریق فریب هایی که ما به کار می بردیم و چه از طریق ضد اطلاعاتی که ما موفق شدیم در سالهای سوم و چهارم جنگ به یک سیستم ضداطلاعاتی دست پیدا کنیم که اطلاعات آنها را خنثی می کردیم با ابتکارات عملیاتی که در فاو و شلمچه به آن دست یافته بودیم توان رزمی عراق که چند برابر ایران شده بود ما آن توان رزمی را خنثی می کردیم. بنابراین یا با کمک ضد اطلاعات یا با کمک ابتکارات عملیاتی ما توانستیم سالهای اخر جنگ با پیروزی های پی در پی مواجه شویم.

دلیل خروج شما از سپاه؟

16 سال من فرمانده سپاه بودم باید نسل های بعدی می آمدند و خودشان را برای آینده سپاه آماده می کردند مسئله دوم اینکه من در خارج از پادگان ها یعنی در جامعه و اداره کشور احساس خطر می کردم و فکر می کردم که در مسائل اقتصادی دیر یا زود با مشکلات جدی مواجه می شویم و من معتقد بودم بعد از جنگ تهدید آینده ایران یک تهدید اقتصاد می دانستم و چون خودم را آماده کرده بودم برای کمک به نظام از سپاه بیرون آمدم.
 
البته امکانی دراختیار من قرار نگرفت و دولتمردان به من کمکی نکردند ولی همین امکان مجمع که آن هم رهبرانقلاب در اختیار من قرار دادند در مسئله تدوین چشم انداز و سیاست های کلی کشور به ویژه اصل 44 توانستم از بخشی از توانایی هایم استفاده کنم از نظر تخصصی کمک کنم به نظام. بعد از پایان جنگ تهدید آینده ایران را فرهنگ و اقتصاد می دانستم و مترصد بودم که فرصتی پیش بیاید بیرون بیام. البته مقام معظم رهبری بعد از 3 سال که قانع شدند، من با اجازه ایشان از سپاه بیرون آمدم.

با خواست خودتان بود؟
بله اما بعد از قانع شدن مقام معظم رهبری که زمانی که ایشان فرمودند من دیگر "قانع شدم" از سپاه خارج شدم، البته چند سال طول کشید.

به اعتقاد شما غرامت جنگ چقدر بوده و پیشنهاد شما برای پیگیری آن چیست؟ اقدامات به چه شکلی بوده؟

همان 90 میلیارد دلار سازمان ملل را من قبول دارم. شاخص خوبی است که دبیر کل سازمان ملل اعلام کرد معیار خوبی است و از طریق سرمایه گذاری های مشترک با عراق در حوزه های نفتی مشترک قابل دست یافتن است ما چاه های نفت مشترکی در نقاط مرزی با عراق داریم. می توانیم سرمایه گذاری کنیم و در یک دوره معقول بیست یا سی ساله این 90 میلیارد دلار را از این حوزه های مشترک برداشت کنیم این حوزه های مشترک امروزه راکد مانده است و کار جدی در استخراج نفت صورت نگرفته من نمی دانم چرا دولت این کار را انجام نمی دهد.

از بازجویی با چشمان بسته تا خواستگاری در کنار سوسک‌های زندان

سارا شورد، کوهنورد آمریکایی، که پس از ۴۱۰ روز بازداشت در زندان اوین، با سپردن وثیقه نیم میلیون دلاری آزاد شد،در یک نشست رسانه‌ای در نیویورک گفته که هیچ جرمی مرتکب نشده است. او در گفت‌وگو با سامانتا گراس، خبرنگار اسوشیتدپرس، خاطرات تلخ و شیرین دوران زندانش را بازگو کرده‌است.
سارا شورد در این گفتگو یکی از شادترین روزهایش در زندان را روز جشن تولد ۳۲ سالگی اش می‌داند که در زندان برگزار شد. به گفته او، دوستانش که در سلول جداگانه‌ای نگهداری می‌شدند، مامور زندان را ترغیب کردند که برای سارا کیک تولد بخرد و کمی او را آزاد بگذارد.
سارا می‌گوید: «آنها هرچه عکس از خانواده‌شان با خود داشتند، آوردند و کنار هم چیدند و به این ترتیب ما همه افراد خانواده را در زندان دور هم داشتیم.» وی سپس در حالی که بغض کرده‌، می‌گوید: «گریه کردم.»
اما زندان اوین برای سارا شورد فقط این لحظه‌های شاد و زیبا نبود. او می‌گوید: «بعد از دستگیری، وقتیکه چشم‌هایمان را بستند، به هم قول دادیم اگر ما را از هم جدا کردند، دست به اعتصاب غذا بزنیم تا وقتی که ما را به هم برگردانند. چهار روز در سلول انفرادی‌ گرسنگی را تحمل کردم، اما روز چهارم دوستانم را برای پنچ دقیقه آوردند و بعد از آن غذا خوردن را شروع کردم.»
به گفته او در همه دفعات بازجویی، چشمانش را بسته بودند و نمی‌توانسته صورت بازجوهایش را ببیند.
وی در مورد بازجویی‌هایش در اوین می‌گوید به مدت دو ماه صدها صفحه برگه بازجویی پر کرده و هر بار بازجویش به او می‌گفته که این‌ها کافی نیست. بازجو برگه‌های بازجویی را پاره کرده ‌و او هم همان گفته‌ها را تکرار می‌کرده، اما برگه‌ها دوباره پاره می‌شد و او صدای پاره شدن کاغذها را می‌شنید.
سارا شورد درباره انگیزه سفرش به شمال عراق می‌گوید: «بعد از یک سال اقامت در سوریه، دلم برای کوه‌های سرسبز آمریکا تنگ شده بود، از این رو به آبشار احمد آوا سفر کردیم، جایی که هزاران آواره کرد در اردوگاه‌ها زندگی می‌کردند.»
او آرزو می‌کند که کاش راهی را که مرد قهوه‌چی در نزدیکی آبشار کوهستان نشانشان داد، نمی‌رفتند. آن طور که سارا تعریف می‌کند، زمانی فهمیدند در نزدیکی مرز ایران هستند که سه ساعت کوه‌پیمایی کرده بودند و بعد که ماموران ایرانی را دیدند دیگر دیر شده بود.
سارا شورد می‌گوید: «هنگام دستگیری با گریه به ماموران التماس می کردم که اجازه دهند با خانواده‌ام تماس بگیرم.»
بعد او را در یک سلول انفرادی کوچک سه در یک و نیم متری انداختند و او اجازه داشت هر روز ابتدا نیم ساعت و بعد دوساعت، دوستانش را ببیند. شورد می‌گوید که در زندان قرآن می‌خوانده و با عربی ناقص و الکن‌اش با زندانبانان فارسی‌زبان درباره مذهب بحث می‌کرده است.
شورد همچنین لحظه خواستگاری شین باوئر از خودش را به یاد می‌آورد؛ روزی که شین از جاش فتال خواست که هنگام ملاقات آنها را تنها بگذارد. آنگاه آن دو در حالی که سوسک‌ها اطرافشان رژه می‌رفتند، دست هم را گرفتند و باوئر که با استفاده از دو تکه فنر، برای هردوشان حلقه ازدواج درست کرده بود، از او خواست که با او ازدواج کند.
سارا می‌گوید: «این صحنه شاید به نظر خیلی‌ها رمانتیک به نظر نرسد اما برای من خیلی رمانتیک بود.»
او آزاد شده اما می‌گوید مدام به دوستانش در زندان فکر می‌کند اما تنها می‌تواند «صدای آنان باشد تا جهان فراموششان نکند.» سارا تاکید می‌کند تا وقتی که آنها در کنارش نباشند، احساس نخواهد کرد که «زندگی دوباره آغاز شده است.

Friday, September 24, 2010

وزیر اطلاعات ایران درباره تشکیل "صهیونیسم شیعی" هشدار داد

حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، روحانیون برجستۀ حوزه علمیه قم را متهم کرد که در دام سرویس های اطلاعاتی آمریکا افتاده اند که می خواهند از طریق حوزه ها، جریان هایی به اصلاح او "صهیونیستی شیعی" ایجاد کنند.

به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی "سحام نیوز"، مصلحی که پنجشنبه 23-9-2010 در شهر مذهبی قم سخن می گفت، نسبت به آن چه "شکل‌گیری یک صهیونیسم شیعی" نامید هشدار داد و به روحانیون برجسته این شهر گفت که "حوزه علمیه قم هدف حمله سازمان اطلاعاتی آمریکا، (سیا) قرار گرفته است."

وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در توضیح بیشتر افزود: "‌همانطور که در آمریکا جریان صهیونیستی مسیحی شکل گرفته است، امروز صهیونیسم شیعی نیز درحال شکل ‌گیری است و سرمایه گذاری‌های کلانی هم در این زمینه شده است."

حیدر مصلحی ادامه داد: "بعضی ها فکر ‌می‌کنند شبکه شیعی راه انداخته‌اند، در حالی که شبکۀ آنان با اتکا به صهیونیسم شیعی به وجود آمده است."

او سپس بهائیان را متهم به جذب اقشار مختلف مردم و حتی روحانیان شیعه کرد و افزود : "انجمن حجتیه با وجوه امام زمان و مردم چاقوی دشمنان شیعه را تیز می‌کند.
"
وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران سپس با اشاره به آنچه "جریان تبشیری" نامید افزود که "مبانی فکری این جریان برخاسته از تفکر صهیونیستی است و در صدد ایجاد جوامع شیعی مسیحی است." او در ادامه گفت : "جریان تبشیری با کلیساهای خانگی سالانه هزاران نفر را به دین مسیحیت جلب می کند و صدها نفر را غسل تعمید می‌دهد."

حیدر مصلحی در بخش دیگری ازسخنانش تاکید کرد: "بسیاری از روحانیان حوزۀ علمیه قم در تله سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، سیا، افتاده اند."

او تله‌های سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا را از نوع علمی خواند و گفت: "این سرویس ها با مباحث علمی به میدان می‌آیند و به محض اینکه نخبگان ما از کشور خارج می‌شوند از طریق فضای مجازی به سراغ آنها می‌روند و می‌گویند، ما می‌خواهیم برای شیعه و اسلام کار کنیم، هر چند اهداف ضددینی خود را دنبال می‌کنند."

وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی تبلیغ ادیان باستانی از جمله دین زرتشی را در مقابل اسلام از جمله اقدام های دشمنان نظام مذهبی ایران توصیف کرد و مدعی شد که ناآرامی های پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز از سوی همین “دشمنان” طراحی شده بود که طی آن جریان های لائیک و مذهبی، مارکسیست ها و بهائیان و اعضای انجمن حجتیه در کنار یکدیگر قرار گرفتند.

کتاب آدینه: روابط سکسی در ایران در گذشته و حال

توسط فرج سرکوهی (منتقد و روزنامه نگار)

کتاب «تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران»،نوشته ویلم فلور، که ترجمه فارسی آن اخیراً در اروپا منتشر شد،از انگشت شمار پژوهش‌های جامعه شناختی،مردم شناختی و تطبیقی  ـ تاریخی است که در باره روابط سکسی در جامعه ایرانی تالیف شده است.

این کتاب را محسن مینوخرد به فارسی ترجمه کرده است.

نظام ارزشی و اخلاقی جامعه ایرانی از دیرباز تا کنون، ثبت روابط سکسی و نوشتن و گفتن در باره این روابط را، جز در پرده اشاره و استعاره، منع کرده است

تاریخ‌نویسی نیز در ایران، دستکم تا پیش از مشروطه و جز در مواردی نادر، از ثبت زندگی واقعی مردمان و از نگارش مناسبات اجتماعی آنان پرهیز کرده و به گزارش شاه‌پسند زندگی شاهان و درباریان محدود بوده است.

بر این بستر پژوهشگری که به عرصه‌ها و ابعاد زندگی مردم ایران،و به ویژه به روابط سکسی و جنسی می‌پردازد، با کمبود منابع مستند رو به رو بوده و آن جا که پای مناسبات و روابط واقعی مردمان در کار است، دستکم تا دوران مشروطه، به اجبار به منابعی چون حاشیه‌های رخدادهای تاریخی ثبت شده، سفرنامه و گزارش‌های غیرایرانیان و به بازتاب زندگی واقعی مردمان در ادبیات و هنر تکیه می‌کند.

بخش مهمی از کتاب «تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران» نیز بر مبنای این گونه منابع تألیف شده است.

مؤلف در بخشی از کتاب منابع خود از جمله آثار مسعود سعد سلمان، سوزنی سمرقندی، عطار، مولوی، سعدی و حافظ و نیز سفرنامه و گزارش‌ها غیرایرانیانی را که به ایران سفر کرده‌اند، معرفی و نقد می‌کند.

کتاب «تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران»به ابعاد گوناگون روابط سکسی از جمله ازدواج دائم، ازدواج موقت، روسپیگری، همجنس‌گرایی، شاهد بازی (رابطه سکسی مردان با نوجوانان نابالغ)، رابطه سکسی با حیوانات و بیماری‌های واگیردار سکسی در ایران می‌پردازد.

کتاب در پنج فصل تدوین شده است. فصل اول به بررسی تطبیقی ـ تاریخی ازدواج در ایران از دوران هخامنشیان به بعد، قوانین و رسوم ازدواج، آداب همخوابگی و بستر و مسائلی چون معیار‌های اجتماعی و اقتصادی همسر گزینی، چند همسری مردان، بکارت زنان و طلاق اختصاص یافته است.

در فصل دوم ازدواج موقت از دوره صفوی تا قاجار و برخورد اقلیت‌های مذهبی ایران با ازدواج موقت بررسی شده است.

فصل سوم کتاب روسپیگری در تاریخ ایران، به ویژه از دوران حکومت خلفای اموی و عباسی تا دوران مغول و روسپیگری در جمهوری اسلامی را بررسی و مسائلی چون نحوه تعیین دستمزد روسپیان و نگاه جامعه به این لایه را تحلیل می‌کند.

همجنسگرایی در ایران موضوع فصل چهارم کتاب است. در این فصل نه فقط همجنسگرایی مردان و زنان که «شاهد بازی» و پدیده رایج تجاوز به کودکان و نوجوانان پسر نیز بررسی شده است.

فصل پنجم کتاب به مطالعه بیماری‌های جنسی در تاریخ ایران و گسترش این بیماری‌ها در جمهوری اسلامی اختصاص یافته است.

ویلم فلور، مؤلف کتاب «تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران»، در سال ۱۹۴۲ در هلند متولد شد. در دانشگاه اوترخت در جامعه‌شناسی و اقتصاد تحصیل و دکترای خود را در همین عرصه‌ها از دانشگاه لیدن دریافت کرد و نزدیک به ۲۰ سال کارشناس انرژی در بانک جهانی بود.

فلور به زبان‌های فارسی و عربی نیز تسلط دارد و بارها به ایران سفر کرده است.

از دیگر آثار او می‌توان به تاریخ تئاتر در ایران، بهداشت عمومی در ایران دوران قاجار، تاریخ اقتصادی اجتماعی در دوران صفویه، ظهور عرب‌های خلیج فارس، تاریخ پنج شهر از جمله بندرلنگه و رساله درباره بندرعباس و میناب اشاره کرد.

نمايندگان جمهوريخواه کنگره خواستار اقدام اوباما عليه ايران شدند

ده‌ها تن از جمهوريخواهان در مجلس نمايندگان آمريکا روز پنجشنبه در نامه ای از باراک اوباما، رييس جمهوری ايالات متحده خواستند تا هرچه در توان دارد به کار بگيرد و مانع دستيابی ايران به سلاح اتمی شود.

اين نامه را ۵۰ نماينده جمهوريخواه مجلس نمايندگان آمريکا و از جمله جان بويهنر، رهبر اقليت جمهوريخواه امضا کرده اند.
تام رايس، نماينده جمهوريخواه، در اين زمينه گفته است:محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، از فرصت خود در عرصه بين المللی استفاده کرده است تا بی‌ثباتی در منطقه را گسترش داده و در برابر تلاش‌های جامعه جهانی برای ممانعت از دستيابی به سلاح اتمی کسانی خواهان نابودی کشورها و مردم هستند، مانع ايجاد کند.

تام رايس گفته است: من از باراک اوباما می‌خواهم به تلاش‌ها و راهنمايی‌ها در کنگره توجه کند که خواهان آنند که آمريکا نقش رهبری تلاش‌ها برای ممانعت از دستيابی ايران به سلاح های اتمی را برعهده بگيرد.

کشورهای غربی ايران را متهم می‌کنند که در پوشش برنامه هسته‌ای خود در صدد دستيابی به سلاح اتمی است. اما ايران اين اتهام را رد کرده و می‌گويد برنامه هسته‌ای‌اش صلح‌‌‌‌آميز و برای توليد انرژی است.

در حالی نمايندگان جمهوريخواه از باراک اوباما خواسته‌اند تا مانع دستيابی ايران به سلاح اتمی شود، که روز گذشته رييس جمهوری آمريکا تاکيد کرد: بعد از تصويب چهارمين قطعنامه تحريمی عليه ايران درهای ديپلماسی همچنان به روی اين کشور گشوده است، اما ايران بايد به جهانيان ثابت کند که ماهيت برنامه هسته‌ای‌اش صلح آميز است.

باراک اوباما گفته بود: «ايران تنها عضو «ان پی تی» (پيمان منع گسترش سلاح های اتمی) است که نتوانسته نشان دهد که مقاصد برنامه هسته‌ای‌اش صلح‌آميز است ، و چنين اقداماتی پيامدهايی خواهد داشت.»

رييس جمهوری آمريکا گفت: از طريق قطنامه ۱۹۲۹ شورای امنيت سازمان ملل متحد، ما اين را روشن کرديم که قوانين بين‌المللی وعده‌های توخالی نيستند.

شورای امنيت سازمان ملل متحد در خردادماه سال جاری چهارمين قطعنامه تحريمی عليه ايران را تصويب کرد. در این قطعنامه باردیگر از ایران خواسته شده است فعالیت‌های مربوط به غنی سازی اورانیوم را متوقف کند.