سامان رسولپور: گمانهزنیهای زیادی در مورد عامل این بمبگذاری وجود دارد. اینکه این اقدام از سوی احزاب کرد، نیروهای تندروی مذهبی یا سلفیها یا حتی لایههای تندروی حاکمیت صورت گرفته یا نه، روشن نیست. اما پیامد این بمبگذاری بسیار مشخص است. نتیجهی مستقیم این بمبگذاری، تقویت پایگاه نیروهای امنیتی و نظامی در کردستان و محدودیت فضا برای نیروهای مدنی است. احتمال این هست که کسانی را دستگیر و به سرعت اعدام کنند. میتوان گفت که عدهای سعی دارند فضای کردستان را زاهدانیزه کنند. Saturday, September 25, 2010
انفجار مهاباد، هدفها و نشانهها
سامان رسولپور: گمانهزنیهای زیادی در مورد عامل این بمبگذاری وجود دارد. اینکه این اقدام از سوی احزاب کرد، نیروهای تندروی مذهبی یا سلفیها یا حتی لایههای تندروی حاکمیت صورت گرفته یا نه، روشن نیست. اما پیامد این بمبگذاری بسیار مشخص است. نتیجهی مستقیم این بمبگذاری، تقویت پایگاه نیروهای امنیتی و نظامی در کردستان و محدودیت فضا برای نیروهای مدنی است. احتمال این هست که کسانی را دستگیر و به سرعت اعدام کنند. میتوان گفت که عدهای سعی دارند فضای کردستان را زاهدانیزه کنند. Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 11:55:00 PM 0 Kommentare
هدفمندسازی با بنزین 495 تومانی
با تولید بنزین در پتروشیمیهای کشور خرید واردات بنزین 551 تومان به کشور متوقف شد
کلید خوردن تولید بنزین در پتروشیمیهای کشور و توقف واردات بنزین در عمل امکان اعمال تحریم بنزین و تاثیر گذاری این نوع تحریم را در کوتاه مدت و میان مدت از بین برده است و در عمل کشور دغدغهای از این لحاظ نخواهد داشت و در صورت به مرحله عمل درامدن پروزههای مربوط به توسعه ساخت پالایشگاههای بنزین در اینده نزدیک میتواند کشور به طور کامل از این نگرانی رهایی پیدا کرده وبه جمع صادرکنندگان جدی بنزین وارد شود.
البته باید توجه داشت به هر شکل تولید بنزین در واحدهای پتروشیمی یک کار ضربتی بوده و ادامه ان در دورهای بلند مدت ممکن نیست زیرا در عمل دو زیان اقتصادی به کشور تحمیل خواهد کرد اول کاهش تولیدات پتورشیمی که طی چند سال اخیر بخش عمدهای از صادارت غیر نفتی کشور را شامل شده است به طوریکه در پنج ماهه نخست سال جاری بیش از 11 میلیارد دلار صادرات نفتی کشور بالغ بر 2/ 4 میلیارد دلار صادرات محصولات پتروشیمی بوده است یعنی بیش از 35 درصد که در صورت خروج حتی بخشی از این محصولات از گردونه تولید میزان ارز آوری صادرات غیر نفتی کشور به شدت آسیب خواهد دید و البته از دیگر هزینههایی که این روند دارد مشکلات فنی است که با تغییر روند عادی فعالیت پتروشیمیها ایجاد میشود که از آن جمله افزایش فرسودگی تجهیزات این واحدهاست.
اما به هر شکل در حال حاضر بررسی آمارهای واردات بنزین نشان میدهد با خودکفایی در تولید در عمل واردات بنزین 551 تومان به کشور متوقف شده است و میتوان تصور کرد از این طریق دولت از هزینه کردن سالانه بین 3 تا 4 میلیارد دلار برای تامین مازاد نیاز داخلی رهایی پیدا کرده است.
روند واردات بنزین در سالهای اخیر
بررسی روند واردات بنزین در سالهای اخیر نشان میدهد دولت از سال 84 تا 88 بین سه تا 5 میلیارد دلار برای واردات بنزین هزینه کرده است و متوسط قیمت هر لیتر بنزین وارداتی طی این سالها معادل 466 تومان بوده است و روند تغییرات قیمت بنزین وارداتی به کشور یک روند صعودی داشته به طوریکه از 381 تومان در سال 84 به 613 تومان در سال 87 افزایش پیدا کرده و در سال 88 همزمان با افت قیمت جهانی نفت دوباره به حدود 435 تومان کاهش پیدا کرده و درنهایت در سال جاری با رشد قیمتهای نفت در بازارهای جهانی متوسط قیمت هر لیتر بنزین وارداتی کشور به رقمی معادل 551 تومان افزایش پیدا کرده است که البته این رقم در مقایسه با قیمت فوب خلیج فارس که در نیمه اول سال جاری 530 تومان بوده است حدود 20 تومان گرانتر بوده که این مسئله با توجه به تحریمهایی که برای خرید بنزین ایجاد محدودیت کرده است قابل توضیح والبته رقم مناسبی است که نشان میدهد دولت توانسته است با مدیریت خرید واردات را با قیمتی بسیار مناسب وارد کشور کند.

نکته قابل توجه دیگر در بررسی روند واردات بنزین رشد شدید واردات بنزین در سال 88 است که به رقمی معادل 10 میلیارد لیتر رسیده است که در مقایسه با واردات 4 میلیارد لیتری سال 87 نشان دهنده رشد 154 درصدی دارد که البته با توجه به افت قیمتها و تلاش دولت برای ذخیره سازی بنزین برای دوره افزایش قیمت نفت کاملا عملکرد به جا و مناسبی بوده است.
گمانه زنی قیمت بنزین بعد از هدفمندسازی یارانه ها
اما در کنار بحث واردات بنزین یکی از نکات دیگری که باید به آن پرداخت بحث هدفمندسازی یارانهها است که پیش بینی میشود به زودی و در کوتاه ترین فاصله بعد از بازگشت محمود احمدی نژاد از نیویورک کلید بخورد.

در این فرایند همانطور که بارها اعلام شده است در سال نخست دولت با افزایش حاملهای انرژی درآمدی معادل 20 هزار میلیارد تومان کسب و برای توزیع نقدی یارنه و دیگر بخشهای پیش بینی شده در قانون هزینه کند.
در قانون تاکید شده است که افزایش قیمت حاملهای انرژی در اختیار دولت است ولی سقف قیمت بنزین معادل 90 درصد قیمت فوب خلیج فارس باید باشد که بر اساس آمارهای منتشر شده توسط وزارت نفت متوسط قیمت فوب خلیج فارس در نیمه اول سال جاری معادل 530 تومان بوده و متوسط قیمت بنزین به کشور در حدود 551 تومان که براین اساس میتوان برآورد کرد قیمت بنزین بر اساس قانون میتواند همزمان با هدفمندسازی یارانهها به رقمی بین 480 تا 495 تومان افزایش پیدا کند.
سهم بنزین درهدفمندسازی یارانه ها
این افزایش قیمت با احتساب متوسط مصرف بنزین در نیمه اول سال جاری که در حدود 64 میلیون لیتر در روز بوده است معادل 7/ 5 هزار میلیارد تومان درآمد برای دولت به همراه خواهد یعنی دولت میتواند با افزایش قیمت بنزین به سقف تعیین شده توسط قانون معادل 5/ 28 درصد از کل منابع لازم برای اجرای قانون هدفمندسازی را تامین کند.

البته باید توجه داشت با اجرای هدفمندسازی یارنهها در یک دوره کوتاه مدت به طور حتم میزان مصرف کاهش بنزین کاهش پیدا خواهد کرد و دوباره به مرور افزایش پیدا میکند بنابراین دولت نمیتواند به طور قطع بر میزان درامد براوردی در این زمینه حساب کند شاید بتوان گفت در مقابل بنزین درآمدهای حاصل از افزایش حاملهایی مانند برق و گاز برای دولت قطعی تر خواهد بود ودر صورتی که دولت بخواهد به حدود تعیین شده در قانون عمل کند باید افزایش قیمتهای پیش بینی شده را در بخشهایی مانند گازوئیل، برق و گاز به شدت افزایش دهد تا به تواند رقم 20 هزار میلیارد تومان لازم برای هدفمندسازی یارانهها را از محل فروش حاملهای انرژی کسب کند.
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 11:52:00 PM 0 Kommentare
ایران: کرم رایانه ای «استاکسنت» حدود۳۰ هزار آیپی صنعتی را آلوده کرده است
به گزارش خبرگزاری مهر، دبیر شورای فنآوری اطلاعات وزارت صنایع و معادن ایران گفته است، حدود ۳۰ هزار آیپی در کشور به کرم رایانهای استاکسنت آلوده شدهاند.
محمود لیایی با اعلام این خبر گفته است: «هدفگیری این ویروس در راستای جنگ الکترونیکی علیه ایران است و این ویروس، اطلاعات مربوط به خطوط تولید را به خارج از کشور منتقل میکند».
در اوایل مرداد ماه سال جاری خورشیدی شرکت «سیمنتک»، به عنوان بزرگترین تولیدکننده نرمافزارهای ایمنی رایانههای شخصی اعلام کرده بود، یک کرم رایانهای خطرناک به نام استاکسنت، رایانهها را در ایران مورد حمله قرار داده است.
بر اساس اعلام این شرکت هر چند این کرم رایانهای در کشورهای اندونزی و هند و نیز مناطق دیگر نیز مشاهده شده است، اما ۶۰ درصد رایانههایی که به این کرم آلوده شدهاند، در ایران قرار دارند.
همچنین گزارشهای دیگر حاکی از آن است که این کرم رایانهای تاسیسات نیروگاهی و به ویژه نیروگاه هستهای بوشهر را هدف قرار داده است.
در این میان شان مکگورک، مدیر مرکز ملی امنیت فضای مجازی آمریکا، روز با ابراز بیخبری از منشأ و هدف کرم رایانهای استاکسنت گفته است: «استاکسنت نه تنها در نیروگاهها دیده شده است، بلکه تأسیسات تصفیه آب و کارخانههای شیمیایی که در آن از سامانههای زیمنس استفاده میشود، هم هدف حمله این کرم رایانهای بودهاند».
محمود لیایی، دبیر شورای فنآوری اطلاعات وزارت صنایع و معادن ایران هم در این باره گفته است:«سیستمهای اتوماسیون صنعتی در ایران و بسیاری از کشورها تحت برند اسکادا زیمنس تولید شدهاند که این سیستمها هدف اصلی این ویروس قرار دارند و حتی اگرآیپیهای آلوده از ویروس پاکسازی شوند تا زمانی که این ویروس در کل کشور نابود نشود، خطر آن همچنان وجود خواهد داشت».
به گفته وی با فعال شدن کرمرایانهای استاکس نت، سیستمهای اتوماسیون صنعتی در ایران، اطلاعات خط تولید خود را به مرکز اصلی تعیین شده توسط سازندگان این کرمرایانهای منتقل میکنند و از این اطلاعات برای «ضربه زدن به کشور» استفاده میشود.
آقای لیایی بدون نام بردن از کشوری خاص طراحی و انتشار کرمرایانهای استاکسنت را ناشی از یک «عزم دولتی و سیاسی» دانسته و از تشکیل ستادی با حضور نمایندگان وزارتخانهها و دستگاههای مرتبط خبر داده و گفته است:«تخصص و سرمایهگذاری مورد نیاز برای مقابله با ویروس جاسوس در کشور وجود دارد و هم اکنون نیز آنتی ویروس مخصوص برای مقابله با ویروس جاسوس توسط برخی شرکتهای تولیدی تهیه شده است».
در حالی که شماری از کارشناسان رایانهای هدف از طراحی کرم رایانهای استاکسنت را ضربه زدن به تاسیسات هستهای ایران اعلام کردهاند، سعید مهدیون، مدیرعامل شرکت فنآوری اطلاعات ایران نیز از تشکیل تیمی برای مقابله با این کرم و پاکسازی مراکز آلوده خبر داده است.
روز پنجشنبه کوین هوگن، یکی از مدیران ارشد شرکت سیمنتک، در باره منشا این کرم رایانهای گفته بود:«این واقعیت که ۶۰ درصد رایانههای مورد هدف استاکسنت در ایران قرار دارند، نشان میدهد هدف از طراحی این کرم رایانهای ضربه زدن به تاسیسات صنعتی ایرانی هستند».
در این میان رضا تقیپور، وزیر ارتباطات و فنآوری اطلاعات جمهوری اسلامی نیز با اعلام این که تاکنون خسارت جدی از ناشی از انتشار کرم رایانهای استاکسنت گزارش نشده است، از آمادگی تیمهای عملیاتی این وزارتخانه برای پاکسازی سیستمهای صنعتی آلوده خبر داده است.
پیشتر نیز معاون ایمنی و حفاظت هستهای سازمان انرژی اتمی ایران کشورهای دیگر به ویژه آمریکا و اسرائیل را به «تهدید سایبری» جمهوری اسلامی متهم کرده و گفته بود:«مقابله با جاسوسی حرفهای و خرابکاری صنعتی موسوم به انفجار خاموش که توسط ایادی و بیگانگان برنامهریزی میشود، در عرصههای مختلف صنعت هستهای مورد توجه قرار گرفته است».
از سوی دیگر ایالات متحده آمریکا هم اعلام کرده است که سرگرم بررسی کرم رایانهای استاکسنت و منشا آن است.
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 11:48:00 PM 0 Kommentare
اعتصاب طلافروشان تهران در اعتراض به قانون مالیات بر ارزش افزوده
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 11:46:00 PM 0 Kommentare
واکنش احمدی نژاد به مصاحبه اوباما با بیبیسی فارسی
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 11:44:00 PM 0 Kommentare
گفتگوی اختصاصی خودنویس با زهرا رهنورد
- نقد یک نعمت و یک فرصت برای نقد شونده است. حتی نقد یعنی اینکه نقد کننده هم نقد شود برای او نیز یک فرصت است. همه ما اگر خود را در معرکه نقد قرار دهیم هم رشد فکری و شخصی خواهیم داشت و هم از خود محوری و خودکامگی و نهایتا در بعد سیاسی از دیکتاتوری مصون خواهیم بود. به سخن واضح تر نقد بر شما، نقد بر من، نقد بر موسوی، نقد بر جنبش سبز، نقد بر مردم یعنی همه ما در معرکه نقد قرار بگیریم شانس اصلاحات است برای همه ما. البته یک کاریکاتوریست شیوه نقد خاص خود را دارد که از تند و تیزی و ریشخند مایه میگیرد. نقد یک فکاهی نویس به صورت دیگری است، نقد شاعرانه به صورت دیگر و در قلمرو ادبیات شعر و نقد روزنامه نگارانه هم شکل خاص خود را دارد. یک بار آقای گلآقا شعری را که درباره جنگ گفته بودم نقد کرد و واژگان "حالا و هلا" را به صورتهای ریشخندی به کار برد و البته من در آن وقت ناراحت شدم که چرا به تکنیکهای شعری من نقد طنز گونه میشود. من هم در جایی نیشی به او زدم. اما حالا فکر می کنم که تند رفتهام و باید از طنز ایشان استقبال میکردم. البته آن موقع کودتایی نشده بود و مردم و حقیر نسبت به حالا وضع آرام تری داشتیم. شاید منتقدین شما، شما را با "کاریکاتور تمساح"در سطح بالایی از حق طلبی و نقادی میبینند که آنقدر بر آشفتهاند و از شما انتظار دارند که همچنان دوستدار رفیقان و همراهان و معترض به قدرت خودکامه باشید. اما من به همه دوستان منتقد و معترض از تجربیات خود میگویم. خوب است که همه ما از " ان ربکم الا علا " یعنی «فرعون گونه خود را پرستیدن» بپرهیزیم و در معرکه نقد وارد شویم و از زبان و بیانهای تخصصی نقد در حوزههای فکری و هنری استقبال کنیم.
- طبیعتا خاطرههای بسیاری از مردم از دوران انقلاب با خاطرات شما متفاوت است. بسیاری «دوران طلایی امام» را جور دیگری میبینند بسیاری آرمان های «امام» را برنمیتابند به نظر شما تاکید زیاد بر همین چیزها عامل تفرقه نیست؟
- همه ما خاطرات فردی مان با هم متفاوت است و در عین حال مشترکاتی هم دارد. آن سالها، سالهای عزت و سر بلندی همراه با خطاها و اشتباهات و تندروی هاست. این سخن من طی سی سال گذشته است. از سویی تقدیس عظمتها و از سویی نق زدن برای کاستیها و تند رویها. به عنوان یک روشنفکر منتقد که سر در چاه دانشگاه کرده و نالههای خود را در آنجا ضبط کرده، یادمان باشد در تفکرو باورهای مان چهارده معصوم داریم و نه بیشتر. پس هیچ فردی را نباید مطلق کرد اصلا چرا بر اصول و ارزشهای آزادیخواهانه و دمکراتیک توافق نکنیم؟ بر قانونگرایی و اینکه چرا در این مقطع قانون اساسی را به عنوان محور مشترک خود نپذیریم. با این تکلمه که قانون اساسیها در هیچ کجای دنیا وحی منزل نیستند و هر از گاهی دوباره بررسی میشوند و متمم میخورند. اما در عین حال ملتی متکثر از ذوق و سلیقه و فکر و باور و نژاد و فرهنگ و زبانهای متنوع به تاریخ پر فراز و نشیب خود فکر میکنند و آنقدر بلوغ فکری و شخصیتی دارند که اوج و فرودهای خود را درک کنند و سلیقهها و اندیشههای خود را پیگیری کنند چرا فکر میکنید ایدئولوژی بر بلوغ یک ملت غلبه دارد؟
- بخش بزرگی از طبقه متوسط نگاهی متفاوت به انقلاب دارد. اکثریت خاموش یا همان بخش خاکستری جامعه آنقدر بزرگ است که باید تلاش بیشتری برای جذب آن انجام گیرد. چرا پیامهای آقای موسوی آنچنان که باید و شاید روی این گروه تاثیر نگذاشته است؟ چرا چنین به نظر میرسد که نگرانی عمده آقای موسوی ریزش نیروهای ارزشی است؟
- من فکر میکنم تمام تجربیات سی ساله ما در این مقطع در انتخابات دهم ریاست جمهوری بار دیگر در معرض نقد و قضاوتمان قرار گرفته است. هر کس حق دارد هر فکر و سلیقه ای داشته باشد و برای آن آرمان پردازی کند و در عمل هم برای تحقق آن تلاش کند. امروز به این نتیجه رسیدهایم که شکوه وحدت رنگین کمان ملت شهر فرنگ نیست اما از همه رنگ است. و این تجربه بزرگی است. کثرت در وحدت هم فلسفی است و هم سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، چرا حق نمیدهید در این هفت رنگ یا رنگارنگی، موسوی مذهبی دوستدار امام خمینی هم صادقانه رنگ خودش را داشته باشد. او که گفته است من در کنار شما هستم یعنی همین رنگی از رنگین کمان اندیشه و فرهنگ و سلیقه و قومیتها و زبانها. در این رنگین کمان از ارزشیترین مذهبی ها تا باورها و نگرشهای دیگر حضور دارند. آزادی و دمکراسی، رنگ بیرنگیهاست. چرا به موسوی حق ندهیم که به عنوان یک فرد مذهبی و دوستدار امام خمینی از او به نیکی یاد کند؟ البته ما بیش از چهارده معصوم نداریم و هیچ کس هم مطلق نیست اما باید قبول کرد ضمن حفظ حق انتقاد نسبت به هر فرد سیاسی و مذهبی، امام خمینی فروپاشی یک نظام پوسیده پلیسی و استبدادی وابسته به خارج را رهبری کرد و بخش عظیمی از ملت ما به او باور دارند.
- نگاه شما به آزادی بیان چیست؟ نگاه میر حسین موسوی چطور؟ دوستان زیادی میگویند وقتی سایت کلمه بسیاری از کامنتهای محترمانه را سانسور میکند، وقتی آقای موسوی به قدرت برسد چه اتفاقی خواهد افتاد؟
- هم من و هم موسوی به آزادی قلم، زبان و اندیشه باور داریم و عمده حضورمان در انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز به همین دلیل بوده است. البته من شخصا مایل بودهام نظرات خودم را درباره سعادت ملت در بعد اقتصادی بین المللی و سیاسی و فرهنگی و آزادیها در خارج از چارچوب انتخابات بیان کنم اما در هر حال وضع به این صورت پیش رفت که همه شاهد بودیم. همین جا میگویم که من با «سایت کلمه» در ارتباط مستقیم نیستم و شخصا معتقدم نباید کامنتها سانسور شود مگر اینکه شخص پرستی و فردپرستی و فرعون پروری باشد که همیشه در تاریخ کشور ما دیده شده است. اگر نقد و راهنمایی در کامنتها باشد که چه بهتر. اما نکته آخر که گفتید اگر موسوی به قدرت برسد چه اتفاقی می افتد؟ از اول هم قرار نبود موسوی به قدرت برسد. نکته در همین جاست قرار بود مردم به قدرت برسند. مردم امنیت داشته باشند. مردم به حقوق خود برسند پس قرار نبود و نخواهد بود باز هم فردی به قدرت برسد.
- گرچه بسیاری از نامههای رهبری به آقای موسوی در میان گروهی دست به دست شده اما اکثر مردم از این نامه نگاری ها بیاطلاعند. با این حال به نظر میرسد تجربه سال های ۶۷ و ۶۸ برای نخست وزیر امام چندان رضایت بخش نبوده به عبارتی قدرت کمتری داشتهاند . وقتی رییس دولت قدرت کمتری دارد، عملا نمیتواند پاسخگوی بسیاری از کارهای دولتش هم باشد. آقای موسوی با چه تصوری باز به میدان آمدند؟ با آنکه نه نیروهای مسلح و نه بسیاری از نیروها وفاداری گذشتگان را نداشتند و عملا نمیتوانستند در صورت پیروزی با توجه به ساختار حاکمیت کار خاصی از پیش ببرند؟
- من فکر میکنم اگر موسوی یا آقای کروبی در این انتخابات رییس جمهور میشدند قطعا رییس جمهور موفقی نبودند چرا که ساختار انقلاب اسلامی خیلی زود از مسیر سالم خودش خارج شده بود وبسیاری از اتفاقات و انحرافات در این ایام گریبانگیر کشور ما شده است که کودتای انتخاباتی ریاست جمهوری یکی از آنها و باعث برملا شدن آن شد. من فکر می کنم این اتفاق برای ملت قدم مهمی در دست یابی به دمکراسی و آزادی و قانونگرایی است که امیدوارم از طریق جنبش مسالمت جوی اصلاحی تحقق پیدا کند.
- چرا سخن گفتن از وقایع دهه ۶۰ این قدر سخت است؟ قابل درک است که یک گروه با عملیات تروریستی خود فضا را مخدوش کرده بود، اما آیا میتوان اسرای یک گروه را به این راحتی در تابستان سال ۶۷ سر به نیست کرد؟ آیا میتوان پذیرفت که نخست وزیر از این ماجرا بیاطلاع بوده؟ آیا سکوت و حتی توجیه این اتفاق به معنی قبول داشتنش نیست؟
- البته همانطور که شما اشاره کردید جنایات و عملیات تروریستی آن گروه کذایی بر کسی پوشیده نیست. اما انتقامجویی طرف مقابل هم خطای بزرگی بوده است و هیچ کج روی قابل قبول یا اغماض نیست. اما به طوری که بارها گفته شده از این جنایت نه آقای خامنهای و نه آقای موسوی هیچ یک اطلاعی نداشتهاند و در حوزه وظایف شان هم نبوده است .البته سکوت و توجیهی هم در کار نیست و آن اقدامات خارج از چارچوبهای حقوقی و ملاحظات اخلاقی بوده که بارها در نشستها و در پاسخ به سوال کنندگان درباره آن تقبیح شده است، آن اتفاق لکههای سیاهی است که به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد.
- آیا هیچگاه به [خاوران] رفتهاید تا به خانوادههای کشته شدگان سالهای ۶۰ و خانوادههای اقلیتهای مذهبی که عزیزی را در آنجا به خاک دارند تسلیت بگویید؟ اگر نه فکر میکنید کی چنین کنید تا فاصلهها کمتر و کمتر شود؟
- آقای کوثر شما چه فکر میکنید؟ کاش ایران بودید و در جریان محیط پلیسی و خفقان قرار می گرفتید! فکر میکنید من روی صندلی تابدار با لیوان آب میوهای در دست پا روی پا انداخته ام و دارم کتابهای هری پاتر می خوانم یا حسین کرد شبستری را حفظ میکنم. فکر میکنید شما در سپهر آزادیخواهان و ما هم پالکی بیخیالان و یا در کنار جنایتکاران هستیم؟ حاشا و کلا که چنین نیست همه ما یک خانوادهایم. زندانی داده، دردمند و مصیبت دیده و شناخته و شکنجه شده و هزینه داده. در گورستانها به سوگ نشسته و در مرگ و شهادت جوانان و عزیزانمان داغدارو سیهپوش. شما هم سری به ایران بزنید و با ما باشید یا حداقل با خواندن بیوگرافیها و با در جریان قرار گرفتن از مصائب ما از باتوم برقی خوردنها از گاز فلفل اختصاصی برای چشم و ریههای مجروح و از بازجویی های خیابانی و ترور شخصیتهای روزنامهای و دیجیتالی در جریان مصائب ما قرار بگیرید تا جنبش سبز را تنها نگذارید.
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 11:15:00 PM 0 Kommentare
«خبرنامه ی کلمه» منتشر شد
در گزارشی که سایت کلمه در این مورد منتشر کرده، آمده است:
«کلمه» برای همسایه، همکلاسی و همکار
«مردم ایران ما» رسانه ندارند. مخالفان «مردم ایران ما» در این خیال خام اند که امروز همان روزگاری است که معاویه، علی (ع) را به بی نمازی و کفر متهم نمود و عوام الناس را برای چندی در خواب بی خبری نگه داشت.
آنها اگر آنگونه بی پروا شده اند که با خیال آسوده در هفته دفاع مقدس یاران شهید باکری و همت را هتک می کنند. همسر شهید باکری را کتک می زنند و پسرش را دستگیر می کنند. روحانی دلسوزی را که به قدرت شرک آلود تسلیم نمی شود، به چوب تکفیر می رانند. منتقد دلسوزی که استبداد را هشدار می دهد به داغ تهدید و ایرانی آزادی را که مقهور قدرت نامشروعشان نمی شود به عربده ی تهمت بدنام می کنند برای این است که با هزار هزار فریب روی ندانستن «مردم ایران ما» حساب باز کرده اند.
«مردم ایران ما» رسانه ندارند و سهمشان از صدها میلیارد بودجه ی رسانه ای تنها تهمت و دروغ و شرک است.
اما اگر راهی را ببندند «مردم ایران ما» چون جویباری روان راه خود را از میان سنگلاخ ها خواهند یافت.
«مردم ایران ما» حق دارند بدانند. و اگر همه بدانند «سیاه» تا «سبز» از آن بهره می برند.
شمارگان ما معلوم است. ما بی شماریم. برای انتشار و توزیع آن روی شما حساب باز کرده ایم. کارگران در کارخانه ها، دانش آموزان در مدرسه، دانشجویان در دانشگاه، کارمندان در اداره، معلمان در کلاس و همسایه ها در محله ما آن را چاپ کنند و روزنامه ی خود را توزیع کنند. کلمه روزنامه ی همه ی کسانی است که آن را دست به دست می رسانند و سینه به سینه می خوانند.
آنها باید بدانند که اگر با همه دنیایشان به خیال خود تلاش کنند جلوی اطلاع رسانی به مردم را بگیرند ما نیز مانند پدرانمان در دوران خفقان، سینه به سینه به هم خبر خواهیم داد تا مردم کوچه و بازار هم بدانند. و بدانند که دوران حصر و تبعید و محدودیت برای رسیدن قاصد خبری به مقصد گذشته است.
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 02:22:00 PM 0 Kommentare
پاسخ احمدی نژاد به سخنان اوباما
به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا، ' محمود احمدي نژاد' بعد از ظهر شنبه پس از ورود به تهران در فرودگاه مهرآباد در جمع خبرنگاران تاكيد كرد كه طرح موضوع 11 سپتامبر از سوي ايران در سازمان ملل موضوع جديدي نبود اما چون از موضع ملت ايران مطرح شد، آنان در برابر آن موضع گرفتند.
احمدي نژاد تصريح كرد: دولتآمريكا عكس العمل ناشيانه اي در اين زمينه داشت زيرا اگر ريگي به كفش آنها نبود بايد بپذيرند.
وي افزود: اگر آمريكايي ها اسناد قاطعي دارند كه نشان ميدهد اين كار تروريستها بوده است، آن را در اختيار گروه حقيقت ياب قرار دهد تا همه در مبارزه با تروريست ها مشاركت كنند.
رييس جمهوري تصريح كرد: توقع اينكه هرچه آمريكا گفت: همه بپذيرند، توقع زياده خواهانه و ناشي از روحيه استكباري است.
احمدي نژاد با بيان اينكه عده قليلي خود را حاكم جهان ميدانند و از طرف همه دولتها و ملتها سخن ميگويند، گفت: اما هنگامي كه كسي سوال ميكند بلافاصله توهين كرده و موجوديت آن كشور را زير سوال ميبرند.
وي طي توصيهاي به دولتمردان آمريكا تصريح كرد دوران سخن گفتن از موضع ابرقدرت به پايان رسيده است.
احمدينژاد ادامه داد اگر جعبه سياه 11 سپتامبر بازخواني شود ريشه بسياري از حوادث امروز منطقه ما آشكار ميشود.
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 02:12:00 PM 0 Kommentare
23 ماه زندان برای انتقال قطعات اف-5 به ایران
به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری فرانسه، "ژاک موسیو" تبعه بلژیک و ساکن فرانسه متهم به انتقال سلاح از آمریکا به ایران برخلاف تحریم های واشنگتن است.
یک کارمند دادگاه فدرال آمریکا در این باره گفت: این متهم بلژیکی 57 ساله پس از طی 23 ماه زندان، به مدت سه سال تحت مراقبت خواهد بود.
موسیو در ماه اوت 2009 و به هنگام ورود به فرودگاه نیویورک، بازداشت و سه ماه پس از آن، اتهامات خود را پذیرفت.
براساس این گزارش، این تبعه بلژیک براساس اتهامات وارده می بایست به پنج سال حبس محکوم می شد ولی به دلیل همکاری با مقامات آمریکایی، مدت زمان مجازات وی ، کاهش یافت.
دادگاه فدرال آمریکا همچنین پنج اتهام دیگر این تبعه بلژیک را وارد ندانست. در صورت محکومیت وی به این پنج اتهام، او می بایست 10 تا 20 سال در زندان می ماند.
از میان این پنج اتهام می توان به تجارت اسلحه بدون مجوز قانونی، قاچاق و پول شویی اشاره کرد.
محکومیت اصلی این تبعه بلژیکی به دلیل صادرات قطعات هواپیماهای نظامی به ایران از جمله قطعات هواپیماهای اف - 5 است.
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 02:10:00 PM 0 Kommentare
رئیس جمهور آرژانتین در سازمان ملل: تهران با محاکمه مقاماتش در کشور ثالث موافقت کند!
وی از ایران خواست تا کشور سومی را به عنوان محل محاکمه اتباع ایرانی متهم به انفجارهای آرژانتین، معین کند.
رئیس جمهور آرژانتین که روز جمعه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک سخنرانی می کرد؛ از ایران خواست تا توافق مشترکی را با آرژانتین بپذیرد و کشور ثالثی را انتخاب کند تا محاکمه عادلانه ای انجام شود.
وی با اشاره به ماجرای انفجار لاکربی افزود: این نوع از محاکمه ها برای نخستین بار نیست که اجرا می شوند.
در ماجرای انفجار یک فروند هواپیمای مسافربری آمریکایی برفراز منطقه لاکربی اسکاتلند، متهم تبعه لیبی این بمب گذاری، در کشور اسکاتلند محاکمه و به زندان محکوم شد.
آرژانتین از سال ها پیش از ایران می خواهد که تعدادی از اتباع خود را به اتهام مشارکت در دو بمب گذاری در شهر بوینس آیرس، تحویل آرژانتین دهد.
آرژانتین مدعی است که تعدادی ازکارمندان سابق سفارت ایران در بوینس آیرس در دو حمله علیه سفارت اسرائیل در بوینس آیرس در سال 1992 و انجمن یهود آرژانتین (امیا) در سال 1996 مشارکت داشتند. در انفجار نخست 29 نفر کشته شدند و انفجار دوم هم منجر به کشته شدن 85 نفر و زخمی شدن 300 تن دیگر شد. مسئله بمب گذاری در انجمن یهود آرژانتین به پرونده امیا نیز معروف شد.
دادستانی آرژانتین، ایران را به دخالت در این بمب گذاری ها متهم می کند.
ایران تاکنون ضمن رد دخالت در ماجرای بمب گذاری مراکز وابسته به اسرائیل در آرژانتین، با تسلیم اتباع خود به آرژانتین مخالفت کرده است.
هدف از انفجارهای آرژانتین
براساس متن منتشر شده در سایت ویکیپدیا، برخلاف نظر دادستانی آرژانتین درباره اتهام زنی به اتباع ایرانی درباره انفجارهای امیا، بسیاری از تحلیل گران معتقدند که انفجار مرکز یهودیان در آرژانتین به دست خود یهودیان صهیونیست انجام شد و آنان دو هدف را از این حادثه دنبال می کردند. اول دادن نسبت اتهام به جمهوری اسلامی ایران و نیز حزب الله لبنان که هر دو از دشمنان واقعی اسرائیل هستند و دوم پیش گیری از مهاجرت یهودیان اسراییل به کشور آرژانتین به دلیل اوج گرفتن انتفاضه توسط فلسطینیان.
متهمان چه کسانی هستند؟
دادستانی آرژانتین جمعی از اتباع و مقامات ارشد ایرانی را متهم به دخالت در بمب گذاری های این کشور می داند. این افراد شامل اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهور وقت)، علیاکبر ولایتی (وزیر خارجه وقت) ، علی فلاحیان (وزیر اطلاعات وقت)، محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه)، احمدرضا اصغری (دبیر سوم پیشین سفارت ایران در آرژانتین)، احمد وحیدی (فرمانده سابق نیروی قدس سپاه)، محسن ربانی (رایزن فرهنگی پیشین سفارت ایران ) و عماد مغنیه (رئیس وقت ستاد عملیات ویژه حزب الله لبنان) هستند.
دولت آرژانتین اسامی این افراد را برای صدور حکم جلب بین المللی در اختیار پلیس بین الملل قرار داد که این نهاد تنها با صدور حکم جلب برای علی فلاحیان، محسن رضائی، احمد وحیدی، محسن ربانی و احمدرضا اصغری موافقت کرد.
ناگفته نماند که این افراد در زمانی متهم شدند که یک قاضی آرژانتینی به نام "گالیانو" عهده دار پرونده بود . در اثنای رسیدگی او به پرونده ، اتهام رشوه خواری او ثابت و معلوم شد که از تشکل های یهدوی آرژانتین ، پول گرفته است. گالیانو برکنار شد و پرونده به حالت عادی بازگشت اما بعد از تغییر و تحولات سیاسی در آرژانیتن ، بار دیگر ، ایران متهم به بمب گذاری شد!
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 01:58:00 PM 0 Kommentare
نوه خمینی به درجه اجتهاد رسید
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 01:53:00 PM 0 Kommentare
پاسخ های مشروح محسن رضایی به 20 سوال از ناگفته های جنگ
چه کسانی گفتند جشن نگیرید؟
حالا این موضوع مربوط به گذشته است.
بفرمائید جهت اطلاع نسل فعلی !
با توجه به اینکه بخشی از ناگفته های جنگ مربوط به سال 66 و 67 است سئوالات را در این بخش متمرکز کرده ایم یکی از سئوالات ما این است با توجه به نگاهی که به مستند سازی دارید چرا کتابی را نمی نویسید مجموعه خاطرات و مستندات مکتوب غیر مکتوب ...؟
من مستندات مربوط به خودم را جمع آوری کرده ام اما بنا به چند دلیل منتشرنکرده ام. یکی برای حفظ نظام بوده که نمی خواستم عده ای از نوشته های من سوء استفاده بکنند علیه اشخاص یا علیه مسئولان کشورو دررابطه با بحث های سیاسی روز بخواهند از این تاریخ استفاده کنند این انگیزه اول من بود.
انگیزه دوم من این بود که بعضی ازمسائل هنوزحالت محرمانه داشته که من نمی توانم آنها را بگوییم که یک مدت زمان طولانی باید از آن می گذشت. یک بعدآن هم اخلاقی بود که اگر من بخواهم اسنادم یا خاطرات خود را منتشر کنم ممکن است که این تداعی را ایجاد کند که من بدنبال این هستم که خود و دوستانم را متولی جنگ نشان دهم و طوری وانمود شود که نقش موثر در جنگ داشته ام. از نظر اخلاقی هم همیشه این را برای خود مانع روحی می دانستم.
ولی امروزه بنا به این دلیل که احساس می کنم تحریف های زیادی در رابطه با جنگ صورت می گیرد و بیش از حد هم حملاتی دارد صورت می گیرد که تا حالا ما همیشه صبر کردیم و پاسخ ندادیم اما از یک حدی دارد تجاوز می کند تهمت زدن ها و تخریب هایی که دارد صورت می گیرد و مسئله سوم هم فشارهای خیلی زیادی که از سوی رزمندگان، مردم و دوستان سیاسی در این چند سال اخیر به من وارد شده که خاطراتم را بنویسم لذا ناچار شدم که اولین آثار خود را تا پایان امسال منتشر کنم.

بعد که جنگ تمام شد دیدند که از بس به عراق کمک کردند ممکن است خود این عراقی که در جنگ قوی شده با کمک های خودشان برایشان به مشکل تبدیل شود به این دلیل ریختند روی سر صدام چرا که از آینده اش می ترسیدند.
در دوران جنگ هدف حفظ خاک بود یا ایران فراتر از مرزها به دنبال پیشروی بود؟
این مساله در رابطه با آخر جنگ بود. در حقیقت فروردین ، اردیبهشت و خرداد و تیر ماه سال 1367. در آن زمان وضعیت جبهه ها طوری شده بود که ورق کاملا به نفع صدام برگشته بود، اما درمردادماه طور دیگری شد برعکس شد. دوباره در مرداد ماه که ما صدام را عقب زدیم، زیربار پذیرش قطعنامه 598 نمی رفت اما آلمانی ها، شوروی وآمریکایی ها وهمه فشار آوردند به صدام که قطعنامه را بپذیرد یعنی آن هفته های آخر جنگ فشارهای بین المللی به صدام زیاد شده بود که سریعا قطعنامه را بپذیرد.
حمایت نمی کردند آنها نگران بودند که اگر جنگ ادامه یابد ایران صدام را ساقط می کند و موجب زیان های بزرگی به آنها شود. در حقیقت آنها از ترس منافع خودشان که منافعشان را از دست ندهند تشخیص دادند که جنگ سریعتر پایان یابد.
ما که پیروز شدیم ایران تبدیل به قدرت منطقه ای شد و انقلاب ایران هم صادر شد. آن چیزی که در لبنان و فلسطین اتفاق افتاده بعد از پیروزی ما در عراق بود. یعنی اگر ما پیروز نمی شدیم انتفاضه در فلسطین بوجود نمی آمد و صدام هم از بین نمی رفت یعنی اگر ما شکست می خوردیم ایران تبدیل به کشوری وابسته می شد و انقلاب هم در مرزهای کشور مهار می شد اما پیروزی ما باعث شد که صدام برای اینکه چاره ای بیندیشد که به کویت حمله کند و کویت را لقمه ای قابل هضم می دانست که آنجا هم شکست خورد و امروز همان هایی که در یک سنگر با ما علیه صدام می جنگیدند امروز در عراق حاکمند آقای طالبانی و مالکی و حکیم. بنابراین پیروزی ماباعث صدور انقلاب به خارج از مرزهای کشور و ایجاد جبهه هایی در سوریه، لبنان، فلسطین و ... شد

آمریکاییها و غربیها یک رویارویی سوم را با ما شروع کرده اند. در حقیقت بعد از 15 سال بررسی گذشته و به کمین نشستن و انتظار نشستن بالاخره یک رویارویی سومی طی سالهای اخیر به ویژه از سال گذشته و مخصوصا از امسال با قطعنامه 1929 اینها یک رویارویی سوم را با ما آغاز کرده اند. در این رویارویی سوم بر خلاف رویارویی اول که عمدتا سیاسی و امنیتی بود مثل حوادث کردستان و سیستان و بلوچستان، کودتا و تروها و... که سیاسی امنیتی بود و برخلاف رویارویی دوم که سیاسی - دفاعی بود و جنگ تحمیلی در رویارویی جدید سیاسی - اقتصادی است و البته بخشی از آن هم ممکن است تهدیدات نظامی باشد.
بنابراین رویارویی سوم ما با آمریکاییها با رویارویی های گذشته متفاوت است. مهمترین محور این رویارویی جنگ اقتصادی است. تهدیدها جنگ اقتصادی کارشکنی هایی که در پیشرفت ایران دارند که مسئله هسته ای بخشی از آن است. اینها تلاش می کنند ما را از دسترسی به فناوری های برتر باز بدارند. تجارت ایران را محدود کنند در معاملات بین المللی ایران مشکل بوجود خواهند آورد با یک جنگ اقتصادی تحمیلی مواجه هستیم.
تهدیدات نظامی را نیز مطرح می کنند که در کنار فشارهای اقتصادی تهدیدات نظامی هم داشته باشند چه آمریکایی ها چه اسرائیلی ها.
چند درصد احتمال حمله نظامی به ایران وجود دارد؟
در صورت بروز جنگ فکر می کنید که مثل همان دوران جنگ دفاع مقدس همه اقشار حضور پیدا می کنند یا از قشر حزب الهی ها به جبهه ها می آیند ؟
ما ایرانی ها یک فرهنگی داریم که هروقت تهدید خارجی آمده ما متحد و منسجم شدیم و درمقابل تهدیدات اگریک دولت وحکومت همراه با مردم بوده، مردم همیشه درصحنه بوده اند بعد ازانقلاب همیشه اینگونه بوده. البته قبل ازانقلاب وقتی ایران تهدید نظامی می شده یا مردم می آمدند در صحنه دولت ها همراهی نمی کردند یا دولت تقاضا می کرده و مردم جدی نمی گرفتند.
پس چرا ایران ژاندارم منطقه شاخته می شده؟
قدرت های خارجی فقط روی نیروهای کلاسیک و سازمان یافته ایران حساب می کردند. آن هم عمدتا روی بخش محدودی از نیروهای کلاسیک که مجهز به تجهیزات مدرن بوده، حساب می کردند. انقلاب اسلامی به آنها نشان داد که همین حساب آنها هم درست نبوده است. سال 1353 که بین ایران وعراق چالش های مرزی بوجود آمد و حتی ایران ارتفاعاتی ازعراق را گرفت ایران به عراق حمله ای محدود کرد هیچ گاه مردم این درگیری را جدی نمی گرفتند ومی گفتند که قدرتهای بین المللی خود سازش می کنند. برعکس جنگ هایی که بین ایران و روس بوده مردم در مقابل ارتش روس می جنگیدند ولی دولت مرکزی 200 سال پیش از آنها هیچ حمایتی نکردند 10 سال مردم و روحانیت در مقابل ارتش روس جنگیدند اما دولت و حکومت از آنها حمایت نمی کردند اما امروز اینگونه نیست اگر تهدید خارجی بوجود آید، مردم و هم حکومت متحد از کشور دفاع می کنند.
اختلافات سیاسی را کنار می گذارند؟
اختلافات سیاسی در ایران بنیادی نیست آنها را کنار می گذارند و چون منافع ملی برایشان مهم است و به همه آنها ارتباط پیدا می کنند می آیند صحنه و دفاع می کنند.
با توجه به اینکه شما فرمانده سپاه بودید درآن دوره خیلی از عملیاتهای ایران شکست می خورد آیا نفوذی ها باعث شکست عملیات ها می شدند یا کارشکنی هایی در بالاتر یا ستاد جنگ یا کابینه، علت شکست خوردن عملیات های مهم ایران بود؟
درصد شکست های ایران نسبت به پیروزی های آن خیلی کم بود و نسبت به ارتش عراق قابل مقایسه نبود یعنی در حقیقت ما می توانیم 8 سال جنگ را بگوییم بیش از 6 سال ما هجوم کردیم و کمتر از 2 سال عراق در حال هجوم به ایران بود. مثل دو کشتی گیر که از 8 امتیاز کلی 6.5 را ایران گرفت و 1.5 امتیاز عراق بگیرد. هجوم با ما بود. البته آن شکست ها هم دلایلی داشت.
شکست هایی که ایران درسال اول جنگ داشت ضعف مدیریت جنگ بود. فرمانده قوی در سال اول جنگ که ارتش عراق حمله کرد وجود نداشت. اما در سال سوم و چهارم به دلیل تقویت سیستم اطلاعاتی عراق بوده که از آمریکایی ها گرفته تا منافقین به آنها کمک می کردند و رشد تجهیزات نظامی عراق، توان رزمی عراق که چند برابر ما شده بود در مقابل، شتاب رشد و تقویت توان نظامی ایران کند شده بود. در طول سالهای بعد از آزادی خرمشهر تا قبل از عملیات خببر که ما با ابتکارات این توانایی ها و اطلاعات وسیع ارتش عراق را دور می زدیم. چه از طریق فریب هایی که ما به کار می بردیم و چه از طریق ضد اطلاعاتی که ما موفق شدیم در سالهای سوم و چهارم جنگ به یک سیستم ضداطلاعاتی دست پیدا کنیم که اطلاعات آنها را خنثی می کردیم با ابتکارات عملیاتی که در فاو و شلمچه به آن دست یافته بودیم توان رزمی عراق که چند برابر ایران شده بود ما آن توان رزمی را خنثی می کردیم. بنابراین یا با کمک ضد اطلاعات یا با کمک ابتکارات عملیاتی ما توانستیم سالهای اخر جنگ با پیروزی های پی در پی مواجه شویم.
دلیل خروج شما از سپاه؟
16 سال من فرمانده سپاه بودم باید نسل های بعدی می آمدند و خودشان را برای آینده سپاه آماده می کردند مسئله دوم اینکه من در خارج از پادگان ها یعنی در جامعه و اداره کشور احساس خطر می کردم و فکر می کردم که در مسائل اقتصادی دیر یا زود با مشکلات جدی مواجه می شویم و من معتقد بودم بعد از جنگ تهدید آینده ایران یک تهدید اقتصاد می دانستم و چون خودم را آماده کرده بودم برای کمک به نظام از سپاه بیرون آمدم.
با خواست خودتان بود؟
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 01:45:00 PM 0 Kommentare
از بازجویی با چشمان بسته تا خواستگاری در کنار سوسکهای زندان
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/25/2010 01:23:00 PM 0 Kommentare
Friday, September 24, 2010
وزیر اطلاعات ایران درباره تشکیل "صهیونیسم شیعی" هشدار داد
به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی "سحام نیوز"، مصلحی که پنجشنبه 23-9-2010 در شهر مذهبی قم سخن می گفت، نسبت به آن چه "شکلگیری یک صهیونیسم شیعی" نامید هشدار داد و به روحانیون برجسته این شهر گفت که "حوزه علمیه قم هدف حمله سازمان اطلاعاتی آمریکا، (سیا) قرار گرفته است."
وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در توضیح بیشتر افزود: "همانطور که در آمریکا جریان صهیونیستی مسیحی شکل گرفته است، امروز صهیونیسم شیعی نیز درحال شکل گیری است و سرمایه گذاریهای کلانی هم در این زمینه شده است."
حیدر مصلحی ادامه داد: "بعضی ها فکر میکنند شبکه شیعی راه انداختهاند، در حالی که شبکۀ آنان با اتکا به صهیونیسم شیعی به وجود آمده است."
او سپس بهائیان را متهم به جذب اقشار مختلف مردم و حتی روحانیان شیعه کرد و افزود : "انجمن حجتیه با وجوه امام زمان و مردم چاقوی دشمنان شیعه را تیز میکند.
"
وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران سپس با اشاره به آنچه "جریان تبشیری" نامید افزود که "مبانی فکری این جریان برخاسته از تفکر صهیونیستی است و در صدد ایجاد جوامع شیعی مسیحی است." او در ادامه گفت : "جریان تبشیری با کلیساهای خانگی سالانه هزاران نفر را به دین مسیحیت جلب می کند و صدها نفر را غسل تعمید میدهد."
حیدر مصلحی در بخش دیگری ازسخنانش تاکید کرد: "بسیاری از روحانیان حوزۀ علمیه قم در تله سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، سیا، افتاده اند."
او تلههای سرویسهای اطلاعاتی آمریکا را از نوع علمی خواند و گفت: "این سرویس ها با مباحث علمی به میدان میآیند و به محض اینکه نخبگان ما از کشور خارج میشوند از طریق فضای مجازی به سراغ آنها میروند و میگویند، ما میخواهیم برای شیعه و اسلام کار کنیم، هر چند اهداف ضددینی خود را دنبال میکنند."
وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی تبلیغ ادیان باستانی از جمله دین زرتشی را در مقابل اسلام از جمله اقدام های دشمنان نظام مذهبی ایران توصیف کرد و مدعی شد که ناآرامی های پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز از سوی همین “دشمنان” طراحی شده بود که طی آن جریان های لائیک و مذهبی، مارکسیست ها و بهائیان و اعضای انجمن حجتیه در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/24/2010 11:46:00 PM 0 Kommentare
کتاب آدینه: روابط سکسی در ایران در گذشته و حال
این کتاب را محسن مینوخرد به فارسی ترجمه کرده است.
نظام ارزشی و اخلاقی جامعه ایرانی از دیرباز تا کنون، ثبت روابط سکسی و نوشتن و گفتن در باره این روابط را، جز در پرده اشاره و استعاره، منع کرده است
تاریخنویسی نیز در ایران، دستکم تا پیش از مشروطه و جز در مواردی نادر، از ثبت زندگی واقعی مردمان و از نگارش مناسبات اجتماعی آنان پرهیز کرده و به گزارش شاهپسند زندگی شاهان و درباریان محدود بوده است.
بر این بستر پژوهشگری که به عرصهها و ابعاد زندگی مردم ایران،و به ویژه به روابط سکسی و جنسی میپردازد، با کمبود منابع مستند رو به رو بوده و آن جا که پای مناسبات و روابط واقعی مردمان در کار است، دستکم تا دوران مشروطه، به اجبار به منابعی چون حاشیههای رخدادهای تاریخی ثبت شده، سفرنامه و گزارشهای غیرایرانیان و به بازتاب زندگی واقعی مردمان در ادبیات و هنر تکیه میکند.
بخش مهمی از کتاب «تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران» نیز بر مبنای این گونه منابع تألیف شده است.
مؤلف در بخشی از کتاب منابع خود از جمله آثار مسعود سعد سلمان، سوزنی سمرقندی، عطار، مولوی، سعدی و حافظ و نیز سفرنامه و گزارشها غیرایرانیانی را که به ایران سفر کردهاند، معرفی و نقد میکند.
کتاب «تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران»به ابعاد گوناگون روابط سکسی از جمله ازدواج دائم، ازدواج موقت، روسپیگری، همجنسگرایی، شاهد بازی (رابطه سکسی مردان با نوجوانان نابالغ)، رابطه سکسی با حیوانات و بیماریهای واگیردار سکسی در ایران میپردازد.
کتاب در پنج فصل تدوین شده است. فصل اول به بررسی تطبیقی ـ تاریخی ازدواج در ایران از دوران هخامنشیان به بعد، قوانین و رسوم ازدواج، آداب همخوابگی و بستر و مسائلی چون معیارهای اجتماعی و اقتصادی همسر گزینی، چند همسری مردان، بکارت زنان و طلاق اختصاص یافته است.
در فصل دوم ازدواج موقت از دوره صفوی تا قاجار و برخورد اقلیتهای مذهبی ایران با ازدواج موقت بررسی شده است.
فصل سوم کتاب روسپیگری در تاریخ ایران، به ویژه از دوران حکومت خلفای اموی و عباسی تا دوران مغول و روسپیگری در جمهوری اسلامی را بررسی و مسائلی چون نحوه تعیین دستمزد روسپیان و نگاه جامعه به این لایه را تحلیل میکند.
همجنسگرایی در ایران موضوع فصل چهارم کتاب است. در این فصل نه فقط همجنسگرایی مردان و زنان که «شاهد بازی» و پدیده رایج تجاوز به کودکان و نوجوانان پسر نیز بررسی شده است.
فصل پنجم کتاب به مطالعه بیماریهای جنسی در تاریخ ایران و گسترش این بیماریها در جمهوری اسلامی اختصاص یافته است.
ویلم فلور، مؤلف کتاب «تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران»، در سال ۱۹۴۲ در هلند متولد شد. در دانشگاه اوترخت در جامعهشناسی و اقتصاد تحصیل و دکترای خود را در همین عرصهها از دانشگاه لیدن دریافت کرد و نزدیک به ۲۰ سال کارشناس انرژی در بانک جهانی بود.
فلور به زبانهای فارسی و عربی نیز تسلط دارد و بارها به ایران سفر کرده است.
از دیگر آثار او میتوان به تاریخ تئاتر در ایران، بهداشت عمومی در ایران دوران قاجار، تاریخ اقتصادی اجتماعی در دوران صفویه، ظهور عربهای خلیج فارس، تاریخ پنج شهر از جمله بندرلنگه و رساله درباره بندرعباس و میناب اشاره کرد.
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/24/2010 11:37:00 PM 0 Kommentare
نمايندگان جمهوريخواه کنگره خواستار اقدام اوباما عليه ايران شدند
اين نامه را ۵۰ نماينده جمهوريخواه مجلس نمايندگان آمريکا و از جمله جان بويهنر، رهبر اقليت جمهوريخواه امضا کرده اند.
تام رايس، نماينده جمهوريخواه، در اين زمينه گفته است:محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، از فرصت خود در عرصه بين المللی استفاده کرده است تا بیثباتی در منطقه را گسترش داده و در برابر تلاشهای جامعه جهانی برای ممانعت از دستيابی به سلاح اتمی کسانی خواهان نابودی کشورها و مردم هستند، مانع ايجاد کند.
تام رايس گفته است: من از باراک اوباما میخواهم به تلاشها و راهنمايیها در کنگره توجه کند که خواهان آنند که آمريکا نقش رهبری تلاشها برای ممانعت از دستيابی ايران به سلاح های اتمی را برعهده بگيرد.
کشورهای غربی ايران را متهم میکنند که در پوشش برنامه هستهای خود در صدد دستيابی به سلاح اتمی است. اما ايران اين اتهام را رد کرده و میگويد برنامه هستهایاش صلحآميز و برای توليد انرژی است.
در حالی نمايندگان جمهوريخواه از باراک اوباما خواستهاند تا مانع دستيابی ايران به سلاح اتمی شود، که روز گذشته رييس جمهوری آمريکا تاکيد کرد: بعد از تصويب چهارمين قطعنامه تحريمی عليه ايران درهای ديپلماسی همچنان به روی اين کشور گشوده است، اما ايران بايد به جهانيان ثابت کند که ماهيت برنامه هستهایاش صلح آميز است.
باراک اوباما گفته بود: «ايران تنها عضو «ان پی تی» (پيمان منع گسترش سلاح های اتمی) است که نتوانسته نشان دهد که مقاصد برنامه هستهایاش صلحآميز است ، و چنين اقداماتی پيامدهايی خواهد داشت.»
رييس جمهوری آمريکا گفت: از طريق قطنامه ۱۹۲۹ شورای امنيت سازمان ملل متحد، ما اين را روشن کرديم که قوانين بينالمللی وعدههای توخالی نيستند.
شورای امنيت سازمان ملل متحد در خردادماه سال جاری چهارمين قطعنامه تحريمی عليه ايران را تصويب کرد. در این قطعنامه باردیگر از ایران خواسته شده است فعالیتهای مربوط به غنی سازی اورانیوم را متوقف کند.
Eingestellt von تریبون آزاد um 9/24/2010 11:35:00 PM 0 Kommentare

















