شهرام همايون با اذعان به اينكه هر فردي
” فريدون هويدا: روزنامه نيويورك تايمز در ۱۰ژانويه ۱۹۷۹ با استناد به گفته منابع بانكي جهان ادعا كرد كه فقط اوراق بهادار متعلق به شاه بيش از يك ميليارد دلار قيمت دارد. “
براي مشخص شدن اين مسئله، بعضي از زواياي حكومت خاندان پهلوي را بررسي ميكنيم. يكي از نقاط ضعف اين خاندان، ثروتهاي هنگفتي است كه در اختيار شاه و اطرافيان او قرار داشت و به اين واسطه مفاسد اقتصادي زيادي را به بار ميآورد. فريدون هويدا در كتاب سقوط شاه ميگويد:
«درباره اينكه محمدرضا چهقدر ثروت داشت، بايد بگويم كه در مورد ميزان ثروت او هميشه ارقام نجومي در مطبوعات انتشار يافته است؛ به طور مثال، روزنامه نيويورك تايمز در ۱۰ژانويه ۱۹۷۹ با استناد به گفته منابع بانكي جهان ادعا كرد كه فقط اوراق بهادار متعلق به شاه بيش از يك ميليارد دلار قيمت دارد و نيز مبلغي بين ۲ تا ۴ ميليارد دلار تنها در طول دو سال آخر (۵۶-۵۷) از سوي خاندان سلطنتي ايران به آمريكا منتقل شده است.»۱
همچنين اردشير زاهدي مينويسد كه دادستان تهران در زمان شريف امامي اعلام كرد كه اعلي حضرت با ۳۱ميليارد دلار در صدر فهرست كساني قرار دارد كه ارز از كشور
” شهرام همايون اين موضوع يعني سوءاستفاده نزديكان شاه از ثروت و قدرت و دفاع شاه از خطاي آنها را امري طبيعي تلقي ميكند. “
در كتاب «خدمتگزار تخت طاووس» آمده است: «به گزارش كارمندان بانك مركزي، دو تن از خواهرزادههاي شاه و يك ژنرال ارتش به اضافه گروهي ديگر اخيراً مبلغي معادل دو ميليارد دلار و چهارصد هزار دلار از ايران به بانكهاي خارج از كشور انتقال دادهاند.»۳
احمد علي انصاري از نزديكان شاه بيان ميكند كه ثروت اشرف، خواهر شاه، حتي قبل از انتقال ثروت شاه به وراث از تمامي افراد اين خاندان بيشتر بود. وي در ادامه ميگويد قاچاق فروشي اشرف زبانزد خاص و عام است و وي از آنچنان ثروتي برخوردار است كه ۷۵ميليارد دلاري كه در دو معامله از دست داده بود، خم به ابرويش نياورد.4
شهرام همايون اين موضوع يعني سوءاستفاده نزديكان شاه از ثروت و قدرت و دفاع شاه از خطاي آنها را امري طبيعي تلقي ميكند و در يكي از برنامهها درباره اين مسئله ميگويد كه اگر خود شما شاه باشيد، آيا خواهران و برادرانتان شما را رها ميكنند؟ اگر
” چه طور ميتوان از يك سو به جامعه دموكراتيك اعتقاد داشت و از سوي ديگر از فردي دفاع كرد كه لااقل در اين مسئله به شدت دچار لغزش است؟ “
اما ايشان به راحتي از كنار اين مسئله كه "عدالت حكمران و قاطعيت او نسبت به نزديكانش كجا بايد خود را نشان دهد؟" ميگذرد. مگر نبايد فرد حاكم بر يك كشور از جهت رعايت قانون، بين بستگان خود و ساير افراد جامعه تفاوتي قائل نباشد؟ مگر در يك جامعه دموكراتيك همه مردم از حقوق يكسان برخوردار نيستند؟
سؤالي كه ذهن هر مخاطب منصف را همواره درگير خود ميكند، اين است كه چه طور ميتوان از يك سو به جامعه دموكراتيك اعتقاد داشت و از سوي ديگر از فردي دفاع كرد كه لااقل در اين مسئله به شدت دچار لغزش است؟

0 Kommentare:
Post a Comment