گفتوگوي ما با محسن رضايي در آستانه هفته دفاع مقدس انجام شد. دفاع مقدسي كه هر جا نامي از آن برده ميشود، محسن رضايي از جمله اولين چهرههايي است كه در ذهن مردم كشور ما نقش ميبندد. فرمانده جوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در روزهاي دفاع مقدس، اين روزها در ميانسالي، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام است.
زمانيكه از او خواستيم تا جلسه را با خاطرهاي از دوران دفاع مقدس متبرك كند، داستان جوان همداني را تعريف كرد كه ميخواست با اختراع عجيب خود، خطوط نظامي عراق را نابود كند:
« يك روز اطلاع دادند كه برادري از سپاه همدان، بمب چند تني ساخته كه توسط موشكهاي كاتيوشا حمل ميشود و مدعي است كه اين بمب بهدليل قدرت بالا ميتواند خطوط نظامي دشمن را نابود كند. آقايهاشمي اين حرف را باور كرده بود. من و آقاي رفيقدوست در قرارگاه بوديم كه آقايهاشمي به رفيقدوست مأموريت داد كه براي امتحان اين بمب برود. بمب اختراعي را به موشكهاي كاتيوشا بسته و براي آزمايش، شليك كرده بودند. بمب پس از شليك، مقاديري بهصورت عمودي، بالاي سر شليككنندگان به آسمان رفته بود و سپس به سمت خود همان آزمايشكنندگان برگشته بود. طوريكه آقاياني كه آنجا بودند هر كدام به دنبال سر پناهي براي حفاظت از جان خود، به اين طرف و آن طرف ميدويدند. همين شهامتها بود كه امروز موشكهاي برد بلند ايران به يك نيروي بازدارنده تهديدات تبديل شده است.»
سوال: همانطور كه ميدانيد مردم ما از ابتداي انقلاب با انواع و اقسام تحريمها و فشارهاي اقتصادي روبهرو بودهاند. ارزيابي شما بهعنوان فردي كه در كوران حوادث ابتداي انقلاب و دوران دفاع مقدس، وظيفه خطير فرماندهي نيروهاي بسيج و سپاه را بر عهده داشتهايد، از ميزان موفقيت اين تحريمها چيست؟
پاسخ: در يك دستهبندي كلي، ما از ابتداي انقلاب تاكنون با چهار گروه از تحريمها مواجه بودهايم. اولين تحريمها بلافاصله پس از پيروزي انقلاب شكل گرفت و برخي از اموال ملت ايران توسط دولت آمريكا بلوكه شد. بعضي از داراييهاي ايران كه تا 12 ميليارد دلار هم ارزيابي ميشود، توسط آمريكا مصادره و حتي مصرف شد. برخي تجهيزات نظامي هم بود كه پول آن پرداخته شده بود، نظير هواپيماي اف 16 و حتي چندين ناو و برخي قطعات يدكي كه هيچگاه به ما داده نشد. حتي در دوران جنگ كه ما احتياج مبرمي به آنها داشتيم. متأسفانه در آن زمان دولت موقت و آقاي بازرگان در دام آمريكاييها افتادند و در حاليكه ايران بايد براي اجرايي شدن خيلي از قراردادها پافشاري ميكرد، ما شاهد اين بوديم كه در برخي اوقات، خود دولت موقت، يكطرفه اين قراردادها را لغو و با اين كار، آرزوهاي آنها را برآورده ميكرد. احتمالا دولت موقت تصور درستي از يك كشور انقلابي نداشت. چون داشتن يك نيروي نظامي قوي براي دفاع در مواقع لزوم، از بايستههاي يك انقلاب تازه تأسيس است.
در دوران دفاع مقدس با گروه دوم تحريمها مواجه شديم كه آمريكا، اروپا و ژاپن همراه با استراليا و كانادا كه در حقيقت مجموعه كشورهاي غربي و پيروان آنها بودند، ما را در تحريم اقتصادي قرار دادند. از سيم خاردار گرفته تا برخي تسليحات و برخي قطعات يدكي. اين تحريمها پا به پاي جنگ تا هنگام پذيرش قطعنامه با ما بودند. برخورد ايران با اين تحريمها در مجموع خوب بود. ما توانستيم از طريق برخي كشورها همانند سوريه، كره شمالي، ليبي و بعضا چين، برخي از سلاحها و مهمات مورد نياز جنگ را تأمين كنيم. از راههاي مختلفي هم توانستيم مواد غذايي و سوخت را فراهم آوريم. بنابراين مايحتاج نظامي و غيرنظامي كشور تأمين ميشد.
سوال: ضمن آنكه همان تحريمها باعث شد كه كارهاي مثبتي در زمينه خودكفايي و افزايش اعتماد به نفس انجام شود.
پاسخ: بله، موفقيتهايي كه امروز در زمينه خودكفايي تسليحات نظامي به آن دست يافتهايم، از موشك گرفته تا ديگر انواع سلاحهاي دفاعي، برخاسته از همان اعتماد به نفسي است كه از زمان جنگ آغاز شد. در اواخر جنگ، طوري شده بود كه قادر بوديم خيلي از مايحتاج نظامي خودمان را با دست خودمان بسازيم. در حالي كه در اوايل جنگ مجبور بوديم نيازهاي خود را از ذخاير محدود قبل از انقلاب يا خريد از كشورهاي ديگر تأمين كنيم. ماشين جنگي ايران، اواخر جنگ راه افتاد اما محصول نهايي خود را بعد از جنگ داد. بنابراين ما در زمينههاي دفاعي از فرصت تحريم در دوران جنگ خوب استفاده كرديم.
سوال: در حوزه اقتصادي چطور؟ آيا همانطور كه در جنگ موفق بوديم، در حوزه اقتصاد هم موفق عمل كرديم؟
پاسخ: بنده معتقدم در حوزه اقتصاد خوب عمل نشد. اين روزها البته بعضيها مدعي هستند كه توانستهاند، اقتصاد جنگي را خوب اداره كنند. مثلا مايحتاج مردم را تهيه كردهاند تا دچار قحطي نشوند. هر چند اين گام مثبتي بود، ولي برخلاف بخش نظامي كه ما توانستيم توليدات خوبي داشته باشيم، اين پيشرفت در بخش غيرنظامي مشاهده نشد. پشت جبههها بيشتر به توزيع عادلانه مصرف پرداخته شد، حتي به توزيع عادلانه فرصتها و توليد عادلانه پرداخته نشد. بيشتر به توزيع عادلانه درآمدهاي نفتي و مصرف عادلانه اكتفا شد. لذا مديران اقتصادي دوران دفاع مقدس نتوانستند از انگيزه فراواني كه در مردم بعد از انقلاب فراهم آمده بود، از روحيه جهادي و انگيزه مبارزه با متجاوزين و اشغالگران، بهرهاي در توليد و رونق اقتصادي ببرند و بهخوبي از آن استفاده كنند.
اگر هم مردم را شريك ميكردند، ميگفتند بياييد به جبههها كمك كنيد و مردم همان داراييهاي خود را با جبههها تقسيم ميكردند. در حالي كه ميتوانستند با اين انگيزه قوي كه در مردم انقلابي آن زمان وجود داشت، يك جهاد اقتصادي در پشت جبههها بهوجود آورند. خود جنگ ايران با آن ابعادي كه داشت، ميتوانست انگيزه بسيار خوبي براي سوق دادن مردم به سمت كار و تلاش و نوآوري و خلاقيت باشد تا توسط آن اقتصاد ايران يك جهش بسيار بلندي بكند؛ اما متأسفانه اينطور نشد. بنابراين ما اين انتقاد را به دولتهاي زمان جنگ داريم كه از انگيزه فراوان و عرق ملي مردم ايران كه در زمان جنگ تحريك شده بود، آنچنان كه در جنگ استفاده شد، در پشت جنگ و در عرصه اقتصاد استفاده نميكردند.
سوال: بهنظر ميرسد دولتهاي آن دوران بيشتر به فكر جلوگيري از نارضايتي مردم و ممانعت از وارد آمدن فشار جنگ بر مردم بودند.
پاسخ: ببينيد، همانطور كه ما توانستيم نيروهاي عظيمي را به جبهه بفرستيم، ميتوانستيم نيروهاي عظيمتري را در عقب جبهه به عرصه اقتصاد و توليد و فنآوري و گسترش اقتصاد بكشانيم. اما متأسفانه آنها اقتصاد را دولتي كرده بودند و اين اقتصاد دولتي، قدرت بسيج مردم در صحنه را نداشت. دولت بايد سياستهاي اصل 44 را همان موقع پيش ميگرفت. رونق اقتصادي و گسترش توليد را بايد همان زمان بهوجود ميآورد. مردم در كنار انگيزههاي ماديگرايانهاي نظير سود اقتصادي، از انگيزههاي قويتري نظير دفاع از كشور و ميهن برخوردار بودند. بايد اين انگيزه را كه مردم انقلابي در جبههها ميآمدند و جان خود را براي انقلاب و ميهن اسلامي ميدادند، از صحنههاي نبرد به عرصه اقتصاد ميبرديم، اما مديران ما نتوانستند. اين انگيزه انقلابي در سطح نيروي كار مردم تحريك نشد و از آن براي پيشرفت كشور و توسعه اقتصاد استفاده نكردند.
سوال: دليل اين كار چه بود؟
پاسخ: اولا مديران و مسئولان كشور عقيدهاي به بازار و بخش خصوصي و توليد ثروت نداشتند و آن را يك اقدام ضدارزشي ميدانستند؛ ثانيا تجربه هم نداشتند.
سوال: البته اين حرف جديدي بهنظر ميرسد. درگير كردن مردم در اقتصاد با استفاده از انگيزههاي انقلابي و بدون توجه به عامل سود. آيا تجربهاي هم در دنيا در اين خصوص سراغ داريد؟
پاسخ: موفقترين كشوري كه توانسته از جنگ براي تحول اقتصادي كشورش استفاده كند، آلمان است. در حقيقت قدرت فعلي اقتصادي آلمان ناشي، از بهكارگيري اقتصاد آن كشور در جنگ و بهكارگيري انگيزهاي حماسي در اقتصاد و توليد آن كشور است. مردم آلمان در زمان جنگ جهاني دوم، دو قسمت شده بودند؛ يا در جنگ حضور فيزيكي داشتند يا اين كه در پشت جبههها، صنعت و اقتصاد آلمان را پشتيبان جنگ كرده بودند. بخشي با ساخت تجهيزات جنگي و بخشي با افزايش توليد. يا توليد ملي را بالا ميبردند تا بتوانند جنگ را اداره كنند يا اينكه مستقيما نيازهاي جنگ را تأمين ميكردند. اگر بعد از جنگ جهاني دوم اقتصاد آلمان توسعه يافت، به اين دليل بود كه در زمان جنگ، واحدهاي اقتصادي آن، با انگيزه دفاع از كشور، توليدات خود را ساماندهي كرده بودند.
اين بنگاهها در دوران جنگ تقويت شدند و پس از جنگ بهسرعت اقتصاد آلمان را پيشرفته كردند و در شمار قدرتمندترين اقتصادهاي اروپا قرار گرفتند. آنها حتي در دورهاي كه درهاي اقتصاد خود را بستند، باز هم بخش خصوصي خود را محور اقتصاد قرار دادند. ما هم ميتوانستيم حضور بخش خصوصي در دوران دفاع مقدس را با انگيزه دفاع و با انگيزه جهاد اقتصادي تقويت كنيم اما بالعكس شد. نه تنها اين كار را نكرديم بلكه بسياري از نهادهاي مردمي كه با اين تفكر انقلابي ايجاد شد، مانند جهادسازندگي را در پايان جنگ در وزارت كشاورزي ادغام كرديم. در حالي كه بايد چندين جهاد سازندگي ديگر به خود مردم واگذار ميشد كه حتي به رقابت با وزارت كشاورزي بپردازند.
خود سپاه و جهاد سازندگي بهعنوان نهادهاي انقلابي در رقابت با نهادهاي سنتي پديد آمدند. اتفاقا ويژگي آنها مردمي بودن و غيردولتي بودن آنها بود. اما آنطوري كه اين نهادهاي انقلابي توانستند مردم را در جنگ بسيج كنند، دولتمردان ما نتوانستند، مردم را در عرصه اقتصاد درگير كنند. اين حرف البته جديد زده ميشود، اما ايرادي است قديمي كه همان موقع هم بيان ميشد. ولي ما بهدليل جلوگيري از برداشتهاي سياسي آنها را در دل خود نگه داشتهايم.
سوال: احتمالا نظر آنها اين بوده كه اگر مردم بخواهند با انگيزههاي سودمحور وارد جنگ بشوند، ممكن است به دليل تلاش براي منفعتجويي بيشتر، براي مردم ايجاد مشكل كنند كه البته نگاه شما براي انگيزه حضور، متفاوت است.
پاسخ: مشكل همين بود كه اين دوستان حضور در اقتصاد را فقط با انگيزه سود ميديدند وگرنه ميشود سود را در كنار انگيزههاي ملي مطرح كرد. مثلا تيمي كه همين امروز در تركيه بر سر كار است، از همين راهكار استفاده از انگيزههاي ميهني در عرصه اقتصاد فعاليت ميكند. مسئولين اقتصادي آنها همانطور با فعالان عرصه اقتصاد تركيه صحبت ميكنند كه ما در زمان جنگ با نيروهاي بسيجي خودمان صحبت ميكرديم. اما نخبگان ما هنوز به اين نتيجه نرسيدهاند كه بيرون كردن فقر و فساد و تبعيض و عقبماندگي از كشور كمتر از آزادسازي خرمشهر نيست. هنوز اقتصاد را از زاويه ماديگرايانه و سود ميبينند. كارآفريني را از زاويه ثروتمندي ميبينند و ثروت را ضدارزش ميدانند. در حالي كه كارآفرين ميتواند يك سرباز ميهن باشد.
يك فرمانده جهاد مقدس اقتصادي كه هدفش ارتقاي توانمندي ايران در عرصه جهاني و توسعه و گسترش و ساختن يك تمدن بزرگ در ايران است. قبول كنيم كه اگر قرار است فرهنگ انقلاب اسلامي توسعه يابد، با حرف زدن صرف نميشود الگو سازي كرد يا ساير كشورها را با خود همراه كرد. ما بايد به صراحت اعلام كنيم كه به دنبال يك قدرت بزرگ علمي - اقتصادي مبتني بر فضيلتهاي انقلاب اسلامي هستيم. بنابراين براي آن كه در منطقه، حرفمان خريدار داشته باشد و بهعنوان كانوني تأثيرگذار شناخته شويم، در شرايط فعلي نيازمند يك اقتصاد مقاومتي و جهادي هستيم. البته من از ايستادگي منطقي مسئولان كشور بهويژه آقاي رييسجمهوري در سازمان ملل تشكر ميكنم و صحبتهاي آقاي اوباما را شتابزده و نسنجيده ميدانم.
سوال: اين موضوعي است كه ما هم در مورد آن سئوال داريم و خواهيم پرسيد. از موضوع دور نشويم؛ شما دو گروه از تحريمها را برشمرديد. بقيه تحريمهاي غرب عليه ايران را چطور دسته بندي ميكنيد؟
پاسخ: بله، گروه سوم تحريمها پس از دوران دفاع مقدس باز هم از سوي آمريكا با هدف منع سرمايهگذاري انجام شد و تقريبا به مدت 15 سال و تا سال 84 به طول انجاميد. اين تحريمها در دوران بيل كلينتون به قانون داماتو معروف شد كه سرمايهگذاري بيش از 20 ميليون دلار در ايران را منع كرده بود و هيچ آمريكايي حق تجارت با ايران در مسائلي نظير فنآوري را نداشت كه البته عمده كشورها در اين زمينه با آمريكا همكاري نكردند. ديگراني هم كه در ظاهر با آمريكاييها همكاري ميكردند در عمل آنها را تنها ميگذاشتند.
در اين تحريم، آمريكاييها كمتر از دوران دفاع مقدس، توانستند همراهي ساير كشورها را جذب كنند. ايران هم روشهاي جديدي را پيش گرفت و با ايجاد رابطه با اروپا اين تحريمها را كمرنگ كرد. امثال شركتهاي فرانسوي در شكستن تحريمها ورود پيدا كردند. بقيه اروپاييها هم آمدند. به دنبال آنها برخي شركتهاي آمريكايي هم آمدند و در نتيجه، تحريم ناكارآمد شد. اما امروز ما با دسته چهارم تحريمها مواجه هستيم كه در حقيقت شديدترين تحريمهايي است كه كشور از ابتداي انقلاب تاكنون با آن روبهرو بوده است.
سوال: چه تفاوتي باعث شده كه شما تحريمهاي اخير را شديدترين تحريم عليه ايران بدانيد؟
پاسخ: چون اولا چين و روسيه براي اولين بار به اين تحريمها پيوستند. از طرف ديگر، آمريكا و اروپا تحريمهاي مضاعفي را علاوهبر تحريمهاي شوراي امنيت اعمال كردند. نكته سوم هم اين كه براي اولين بار است كه ايران از سوي شوراي امنيت تحريم ميشود. اين سه ويژگي همگي جديد هستند. بنابراين گروه چهارم تحريمها گستردهتر و شديدتر از تحريمهاي پيشين است. نكته ديگري كه در كالبدشكافي تحريمها بايد به آن اشاره كرد، اين است كه در تحريمهاي پيشين، محور اصلي برخورد آمريكا با ايران، امنيتي و نظامي؛ از جمله حمايت از شورشهاي داخلي، تهديد نظامي و ايجاد جنگ يا ديپلماسي بود. در حقيقت از تحريمها در كنار ساير راهكارها بهعنوان عنصر پشتيبان و تقويتكننده استفاده ميشد.
اما در حال حاضر محور برخورد غرب با ايران، جنگ اقتصادي از طريق تحريمهاي اقتصادي است و از ابزار ديگر نظير ديپلماسي يا عمليات نظامي قرار است بهعنوان پشتيباني از تحريمها استفاده شود. من هم به جنگ نرم معتقدم و حوادث سال گذشته را جنگ نرم استكبار عليه انقلاب ميدانم، اما اين جنگ نرم مقدمه رويارويي اصلي ما با آمريكا بود. رويارويي اصلي ما در جبهه اقتصاد است. اين را قبلا پيشبيني كرده بودم؛ به همين خاطر هم بعد از جنگ رشته اقتصاد را براي ادامه تحصيل انتخاب كردم، چون پيشبيني ميكردم كه جنگ بعدي ما در حوزه اقتصاد و فرهنگ خواهد بود.
سالهاست كه من منتظر اين بودم كه يا از داخل با بحران اقتصادي و فرهنگي مواجه شويم يا از بيرون، بحراني از اين جنس به ما تحميل شود. از داخل شروع كردند، موفق نشدند. امروز جنگ تحميلي اقتصادي شروع شده است. جنگي كه حداقل پنج سال ادامه خواهد داشت و ممكن است به 10 سال هم برسد. البته همانطور كه ما جنگ 20 ساله را در هشت سال تمام كرديم، اينجا هم ميتوانيم تحريمهاي 10 ساله آمريكا را ظرف چند سال به اتمام برسانيم. شرط اصلي اين كار، بسيج گسترده مردم و نخبگان است. اين ديگر بستگي به مديريت اجرايي كشور دارد كه آيا ميتواند از توانايي ملي كشور براي از بين بردن تحريمها، به نحو مطلوب استفاده كند يا خير.
سوال: بهنظر ميرسد كه آمريكا و غرب اين بار با تمام قوا آمدهاند؟
پاسخ: شكي نيست كه آمريكاييها اين بار آمدهاند تا يك جنگ اقتصادي را به ما تحميل كنند و اميد زيادي به آن بستهاند. ما هم بايد پاسخي اقتصادي به آنها بدهيم. لازمه آن يك جهاد اقتصادي مقدس است. در اين جهاد اقتصادي ديگر سود به تنهايي نميتواند انگيزه اصلي باشد. انگيزههاي بالاتري هم وجود دارد. اگر تأكيد ميكنيم كه در زمان جنگ، تزريق انگيزههاي جهادي به صحنه اقتصاد راحتتر ميتوانست صورت بگيرد، به اين دليل بود كه مردم در آن زمان شاهد بودند كه تمام دنيا درها را به روي ما بسته و حتي سيم خاردار به ما نميدادند. متأسفانه دولتمردان ما در آن زمان به دليل اشتباه نگاهي كه به اقتصاد داشتند، نقش مردم را كمرنگتر و نقش دولت را بيشتر كردند. يعني برعكس عمل كردند. اين بار ديگر نبايد اشتباه بكنيم. بايد تحريم را تبديل به فرصتي براي به صحنه آوردن مردم كنيم.
حال كه باز دوباره درها به روي ما بسته شده، چرا اعلام جهاد مقدس اقتصادي ندهيم؟ چرا انرژي مردم را در اقتصاد، آزاد نكنيم؟ چرا همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند، دستيابي به اقتصاد مقاومتي را بهعنوان خط مشي اساسي كشور تعريف نكنيم؟ ايشان رهنمود ميدهند، اما اين دولت و مجلس است كه بايد، براي اين رهكردها قانون بنويسند و آن را اجرايي كنند. حتي خودشان دست بالا بزنند و كاري كنند كه مردم، جديت آنها را براي ايجاد تحول اقتصادي ببينند. ما قرار است در اين زمينه هم پوزه آمريكا را به خاك بماليم، بنابراين براي ورود انگيزه جهادي به اقتصاد، بهترين فرصت را داريم. اقتصاد مقاومتي ميتواند تبديل به يك مانيفست و يك منشور كامل براي خروج اقتصاد از اقتصاد دولتي و بسيج بخش خصوصي و تعاوني بشود.
سوال: ملزومات دستيابي به اقتصاد مقاومتي و تغيير نگاه سودمحورانه اقتصاد به تكليفمحوري و روحيه جهادي چيست؟
پاسخ: ما بايد در محيط اقتصاد، فرهنگسازي كنيم. اين در زمان جنگ تجربه شده. بعد از جنگ هم فرهنگ جهادي در تجربيات موفق ما وجود داشته است. مشكلي كه در دانشگاهيان و روحانيون امروز ديده ميشود اين است كه در زمينه فرهنگسازي ضعيف عمل كردهاند. سياسيون هميشه در نزديكي انتخابات براي راي جمع كردن، سراغ تحريك عواطف ميروند. اما دولتمردان ما متأسفانه قادر نيستند كه از عواطف مردم براي جهادي كردن عرصه كار و فعاليت استفاده كنند. اين فرهنگسازي، فرمول و معادلاتي دارد كه در دوران جنگ استفاده شده است. به ياد بياوريد كه حضور مقام معظم رهبري در عرصه دفاع مقدس با لباس نظامي چه تحولي در روحيه رزمندگان ايجاد ميكرد. اين فرهنگسازي بود وگرنه ايشان براي زدن توپ و تانك كه نيامده بودند. يا حضور آقاي هاشمي و مرحوم مشكيني؛ اما حضور ايشان در آن زمان از دهها توپ و تانك هم اثر بيشتري داشت. چون يك نوع بسيج عمومي در كشور ايجاد ميكرد.
بنابراين بايد از تغيير در فضا شروع كنيم. در اين صورت، آدمهاي پاك، پاكتر ميشوند و آدمهاي آلوده هم ديگر فضا را مساعد آلودگي نميبينند. در اين فضا، همه سبقت ميگيرند براي سازندگي مناطق محروم، براي كمك به ميهن، براي قويتر كردن كشور. اگر فضا متحول شود، خيلي از مشكلات حل ميشود. مثل اول انقلاب كه خيلي از كساني كه معتقد نبودند، به دليل فضاي انقلابي جامعه، خود را تطبيق داده بودند. بخش خصوصي مثل همان زمان جنگ هم آدمهاي مخلص و علاقهمند به اسلام و ميهن دارد و هم آدم دلال و به اصطلاح زالوصفت. مثل حوضي است كه در معرض جريان است و پيوسته آدمهاي جديد ميآيند و برخي ديگر ميروند. ما اگر بتوانيم فضاي اقتصاد كشور را جهادي كنيم، بسياري از اين افراد، خود را با آن تطبيق خواهند داد. در بخش خصوصي و كارآفرين كشور، صدها انسان شايسته وجود دارد.
سوال: بيشترين نگراني شما از تحريمها در مورد كدام بخش است؟ آيا اقتصاد ايران را آنقدر توانمند ميبينيد كه تحريمها را شكست دهد؟
پاسخ: بله، ما اگر بتوانيم از اين تحريمها، اولا كارآفرينان و نخبگان را در توليد و اشتغال بسيج كنيم و ثانيا يارانهها را هم بر همين اساس توزيع كنيم و فضاي جامعه را براي جهادي كردن اقتصاد كشور تغيير دهيم، ميتوانيم جنگ تحميلي اقتصادي را به يك نعمت تبديل كنيم. هم تحريمها را شكست دهيم و هم اقتصاد خود را پيشرفت دهيم. اما بيشترين نگراني من از تحريمها، اثرات بلندمدت آن است. ما ميتوانيم نيازهاي كشور در دوران تحريم را تأمين كنيم. برخي ميگويند ايران با كمبود مواد غذايي مواجه ميشود يا سوخت، چنين و چنان ميشود. معتقدم ما از اينها عبور خواهيم كرد به اين دليل نگراني از اين بابت نخواهيم داشت.
نگراني من از اين بابت است كه از اين فرصت طلايي براي جهش اقتصادي استفاده نكنيم. الان بهترين فرصت است كه ره 40-30 ساله را ظرف چند سال طي كنيم. اين انگيزهاي كه پيدا شده، ميتواند اهرمي براي دستيابي به اهداف سند چشمانداز هم باشد. در حال حاضر ملت ايران ميداند در حاليكه هيچ تخلف بينالمللي نكرده است، بهصورت ظالمانهاي تحريم شده. خوب اين فرصتي خيلي خوب است كه ميتوان بهوسيله آن مردم را به يك جمعبندي خوب رساند و عزم ملي براي آن بهوجود آورد. اما اگر اين كار صورت نگيرد و اين تحريمها بتواند توسعه ملي ايران را به جاي 1404، يك 40-30 سالي عقب بيندازد، ناگوار خواهد بود.
لذا اميدوارم با كمك همه نيروهاي انقلاب مثل دوران ابتداي انقلاب و دفاع مقدس، با همان انگيزهها، براي مقابله با جنگ تحميلي اقتصادي، گرد هم آييم و از اين بازيهاي انتخاباتي هم دست برداريم. الان همه فكر ميكنند اگر رييسجمهوري شوند ميتوانند معجزه كنند، در حالي كه هيچ فردي بهتنهايي هيچ كار اساسي نميتواند بكند. ما به تيمي اصولگرا و ارزشي و معتقد به انقلاب احتياج داريم. چنانچه كسي مدعي باشد كه اگر رييسجمهوري شود به تنهايي ميتواند تحريمها را پشت سر بگذارد، اشتباه ميكند. اگر ميفهمد و اين حرفها را ميزند، كلاهبردار قهاري بيش نيست.
سوال: اين نكات را در جلسه با دكتر احمدينژاد هم مطرح كرديد؟ اصلا چطور شد كه احساس كرديد، اين ديدار بايد انجام شود؟
پاسخ: در جلسه با آقاي احمدينژاد به هيچ بحث سياسي نپرداختيم. تنها درباره عبور از تحريمها صحبت شد. در مورد دور زدن تحريمها و تقويت نهادهاي بينالمللي كشور، در مورد تقويت بخش خصوصي و توليد ملي و در مورد مديريت يكپارچه صحبت كرديم. آنجا مطرح شد كه همانطور كه در آن طرف، قرارگاهي براي اين موضوع زير نظر معاون خزانهداري آمريكا ايجاد شده، اين طرف هم تيمي متحد براي مقابله با تحريمها تشكيل شود. خوشبختانه ايشان ستاد مقابله با تحريمها را شكل دادهاند. من البته طرح خودم براي مقابله با تحريم را به صورت كتبي براي رييسجمهوري ارسال خواهم كرد.
اما در مورد سئوال دوم شما، بايد بگويم كه در قاموس ما بهعنوان افراد تكليفمحور و انقلابي اين كه انتقادات و اختلاف سليقههاي خود با دولت را بهانه كنيم و با دولت همكاري نكنيم، وجود ندارد. براي من اين مهم است كه در زمان مشكل كشورمان مثل همين تحريمهاي گسترده و تهديدها، در كنار دولت كشورم بايستم و آنچه در توان دارم، در اختيار آنها قرار دهم. وقتي كه كشور وارد تحريم و تهديد ميشود، ديگر هاشمي و احمدينژاد و خاتمي و رضايي ندارد، بحث ملت ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي است. اتقافا برخورد رييسجمهوري هم برخورد مثبتي بود و تحريمها را جدي ميدانست و معتقد بود كه ميشود اين تحريمها را خنثي كرد. در اين بخش من هم با او همعقيده بودم كه ما ميتوانيم اين تحريمها را كماثر بكنيم. در مجموع جلسات خوبي بود.
زمانيكه از او خواستيم تا جلسه را با خاطرهاي از دوران دفاع مقدس متبرك كند، داستان جوان همداني را تعريف كرد كه ميخواست با اختراع عجيب خود، خطوط نظامي عراق را نابود كند:
« يك روز اطلاع دادند كه برادري از سپاه همدان، بمب چند تني ساخته كه توسط موشكهاي كاتيوشا حمل ميشود و مدعي است كه اين بمب بهدليل قدرت بالا ميتواند خطوط نظامي دشمن را نابود كند. آقايهاشمي اين حرف را باور كرده بود. من و آقاي رفيقدوست در قرارگاه بوديم كه آقايهاشمي به رفيقدوست مأموريت داد كه براي امتحان اين بمب برود. بمب اختراعي را به موشكهاي كاتيوشا بسته و براي آزمايش، شليك كرده بودند. بمب پس از شليك، مقاديري بهصورت عمودي، بالاي سر شليككنندگان به آسمان رفته بود و سپس به سمت خود همان آزمايشكنندگان برگشته بود. طوريكه آقاياني كه آنجا بودند هر كدام به دنبال سر پناهي براي حفاظت از جان خود، به اين طرف و آن طرف ميدويدند. همين شهامتها بود كه امروز موشكهاي برد بلند ايران به يك نيروي بازدارنده تهديدات تبديل شده است.»
سوال: همانطور كه ميدانيد مردم ما از ابتداي انقلاب با انواع و اقسام تحريمها و فشارهاي اقتصادي روبهرو بودهاند. ارزيابي شما بهعنوان فردي كه در كوران حوادث ابتداي انقلاب و دوران دفاع مقدس، وظيفه خطير فرماندهي نيروهاي بسيج و سپاه را بر عهده داشتهايد، از ميزان موفقيت اين تحريمها چيست؟
پاسخ: در يك دستهبندي كلي، ما از ابتداي انقلاب تاكنون با چهار گروه از تحريمها مواجه بودهايم. اولين تحريمها بلافاصله پس از پيروزي انقلاب شكل گرفت و برخي از اموال ملت ايران توسط دولت آمريكا بلوكه شد. بعضي از داراييهاي ايران كه تا 12 ميليارد دلار هم ارزيابي ميشود، توسط آمريكا مصادره و حتي مصرف شد. برخي تجهيزات نظامي هم بود كه پول آن پرداخته شده بود، نظير هواپيماي اف 16 و حتي چندين ناو و برخي قطعات يدكي كه هيچگاه به ما داده نشد. حتي در دوران جنگ كه ما احتياج مبرمي به آنها داشتيم. متأسفانه در آن زمان دولت موقت و آقاي بازرگان در دام آمريكاييها افتادند و در حاليكه ايران بايد براي اجرايي شدن خيلي از قراردادها پافشاري ميكرد، ما شاهد اين بوديم كه در برخي اوقات، خود دولت موقت، يكطرفه اين قراردادها را لغو و با اين كار، آرزوهاي آنها را برآورده ميكرد. احتمالا دولت موقت تصور درستي از يك كشور انقلابي نداشت. چون داشتن يك نيروي نظامي قوي براي دفاع در مواقع لزوم، از بايستههاي يك انقلاب تازه تأسيس است.
در دوران دفاع مقدس با گروه دوم تحريمها مواجه شديم كه آمريكا، اروپا و ژاپن همراه با استراليا و كانادا كه در حقيقت مجموعه كشورهاي غربي و پيروان آنها بودند، ما را در تحريم اقتصادي قرار دادند. از سيم خاردار گرفته تا برخي تسليحات و برخي قطعات يدكي. اين تحريمها پا به پاي جنگ تا هنگام پذيرش قطعنامه با ما بودند. برخورد ايران با اين تحريمها در مجموع خوب بود. ما توانستيم از طريق برخي كشورها همانند سوريه، كره شمالي، ليبي و بعضا چين، برخي از سلاحها و مهمات مورد نياز جنگ را تأمين كنيم. از راههاي مختلفي هم توانستيم مواد غذايي و سوخت را فراهم آوريم. بنابراين مايحتاج نظامي و غيرنظامي كشور تأمين ميشد.
سوال: ضمن آنكه همان تحريمها باعث شد كه كارهاي مثبتي در زمينه خودكفايي و افزايش اعتماد به نفس انجام شود.
پاسخ: بله، موفقيتهايي كه امروز در زمينه خودكفايي تسليحات نظامي به آن دست يافتهايم، از موشك گرفته تا ديگر انواع سلاحهاي دفاعي، برخاسته از همان اعتماد به نفسي است كه از زمان جنگ آغاز شد. در اواخر جنگ، طوري شده بود كه قادر بوديم خيلي از مايحتاج نظامي خودمان را با دست خودمان بسازيم. در حالي كه در اوايل جنگ مجبور بوديم نيازهاي خود را از ذخاير محدود قبل از انقلاب يا خريد از كشورهاي ديگر تأمين كنيم. ماشين جنگي ايران، اواخر جنگ راه افتاد اما محصول نهايي خود را بعد از جنگ داد. بنابراين ما در زمينههاي دفاعي از فرصت تحريم در دوران جنگ خوب استفاده كرديم.
سوال: در حوزه اقتصادي چطور؟ آيا همانطور كه در جنگ موفق بوديم، در حوزه اقتصاد هم موفق عمل كرديم؟
پاسخ: بنده معتقدم در حوزه اقتصاد خوب عمل نشد. اين روزها البته بعضيها مدعي هستند كه توانستهاند، اقتصاد جنگي را خوب اداره كنند. مثلا مايحتاج مردم را تهيه كردهاند تا دچار قحطي نشوند. هر چند اين گام مثبتي بود، ولي برخلاف بخش نظامي كه ما توانستيم توليدات خوبي داشته باشيم، اين پيشرفت در بخش غيرنظامي مشاهده نشد. پشت جبههها بيشتر به توزيع عادلانه مصرف پرداخته شد، حتي به توزيع عادلانه فرصتها و توليد عادلانه پرداخته نشد. بيشتر به توزيع عادلانه درآمدهاي نفتي و مصرف عادلانه اكتفا شد. لذا مديران اقتصادي دوران دفاع مقدس نتوانستند از انگيزه فراواني كه در مردم بعد از انقلاب فراهم آمده بود، از روحيه جهادي و انگيزه مبارزه با متجاوزين و اشغالگران، بهرهاي در توليد و رونق اقتصادي ببرند و بهخوبي از آن استفاده كنند.
اگر هم مردم را شريك ميكردند، ميگفتند بياييد به جبههها كمك كنيد و مردم همان داراييهاي خود را با جبههها تقسيم ميكردند. در حالي كه ميتوانستند با اين انگيزه قوي كه در مردم انقلابي آن زمان وجود داشت، يك جهاد اقتصادي در پشت جبههها بهوجود آورند. خود جنگ ايران با آن ابعادي كه داشت، ميتوانست انگيزه بسيار خوبي براي سوق دادن مردم به سمت كار و تلاش و نوآوري و خلاقيت باشد تا توسط آن اقتصاد ايران يك جهش بسيار بلندي بكند؛ اما متأسفانه اينطور نشد. بنابراين ما اين انتقاد را به دولتهاي زمان جنگ داريم كه از انگيزه فراوان و عرق ملي مردم ايران كه در زمان جنگ تحريك شده بود، آنچنان كه در جنگ استفاده شد، در پشت جنگ و در عرصه اقتصاد استفاده نميكردند.
سوال: بهنظر ميرسد دولتهاي آن دوران بيشتر به فكر جلوگيري از نارضايتي مردم و ممانعت از وارد آمدن فشار جنگ بر مردم بودند.
پاسخ: ببينيد، همانطور كه ما توانستيم نيروهاي عظيمي را به جبهه بفرستيم، ميتوانستيم نيروهاي عظيمتري را در عقب جبهه به عرصه اقتصاد و توليد و فنآوري و گسترش اقتصاد بكشانيم. اما متأسفانه آنها اقتصاد را دولتي كرده بودند و اين اقتصاد دولتي، قدرت بسيج مردم در صحنه را نداشت. دولت بايد سياستهاي اصل 44 را همان موقع پيش ميگرفت. رونق اقتصادي و گسترش توليد را بايد همان زمان بهوجود ميآورد. مردم در كنار انگيزههاي ماديگرايانهاي نظير سود اقتصادي، از انگيزههاي قويتري نظير دفاع از كشور و ميهن برخوردار بودند. بايد اين انگيزه را كه مردم انقلابي در جبههها ميآمدند و جان خود را براي انقلاب و ميهن اسلامي ميدادند، از صحنههاي نبرد به عرصه اقتصاد ميبرديم، اما مديران ما نتوانستند. اين انگيزه انقلابي در سطح نيروي كار مردم تحريك نشد و از آن براي پيشرفت كشور و توسعه اقتصاد استفاده نكردند.
سوال: دليل اين كار چه بود؟
پاسخ: اولا مديران و مسئولان كشور عقيدهاي به بازار و بخش خصوصي و توليد ثروت نداشتند و آن را يك اقدام ضدارزشي ميدانستند؛ ثانيا تجربه هم نداشتند.
سوال: البته اين حرف جديدي بهنظر ميرسد. درگير كردن مردم در اقتصاد با استفاده از انگيزههاي انقلابي و بدون توجه به عامل سود. آيا تجربهاي هم در دنيا در اين خصوص سراغ داريد؟
پاسخ: موفقترين كشوري كه توانسته از جنگ براي تحول اقتصادي كشورش استفاده كند، آلمان است. در حقيقت قدرت فعلي اقتصادي آلمان ناشي، از بهكارگيري اقتصاد آن كشور در جنگ و بهكارگيري انگيزهاي حماسي در اقتصاد و توليد آن كشور است. مردم آلمان در زمان جنگ جهاني دوم، دو قسمت شده بودند؛ يا در جنگ حضور فيزيكي داشتند يا اين كه در پشت جبههها، صنعت و اقتصاد آلمان را پشتيبان جنگ كرده بودند. بخشي با ساخت تجهيزات جنگي و بخشي با افزايش توليد. يا توليد ملي را بالا ميبردند تا بتوانند جنگ را اداره كنند يا اينكه مستقيما نيازهاي جنگ را تأمين ميكردند. اگر بعد از جنگ جهاني دوم اقتصاد آلمان توسعه يافت، به اين دليل بود كه در زمان جنگ، واحدهاي اقتصادي آن، با انگيزه دفاع از كشور، توليدات خود را ساماندهي كرده بودند.
اين بنگاهها در دوران جنگ تقويت شدند و پس از جنگ بهسرعت اقتصاد آلمان را پيشرفته كردند و در شمار قدرتمندترين اقتصادهاي اروپا قرار گرفتند. آنها حتي در دورهاي كه درهاي اقتصاد خود را بستند، باز هم بخش خصوصي خود را محور اقتصاد قرار دادند. ما هم ميتوانستيم حضور بخش خصوصي در دوران دفاع مقدس را با انگيزه دفاع و با انگيزه جهاد اقتصادي تقويت كنيم اما بالعكس شد. نه تنها اين كار را نكرديم بلكه بسياري از نهادهاي مردمي كه با اين تفكر انقلابي ايجاد شد، مانند جهادسازندگي را در پايان جنگ در وزارت كشاورزي ادغام كرديم. در حالي كه بايد چندين جهاد سازندگي ديگر به خود مردم واگذار ميشد كه حتي به رقابت با وزارت كشاورزي بپردازند.
خود سپاه و جهاد سازندگي بهعنوان نهادهاي انقلابي در رقابت با نهادهاي سنتي پديد آمدند. اتفاقا ويژگي آنها مردمي بودن و غيردولتي بودن آنها بود. اما آنطوري كه اين نهادهاي انقلابي توانستند مردم را در جنگ بسيج كنند، دولتمردان ما نتوانستند، مردم را در عرصه اقتصاد درگير كنند. اين حرف البته جديد زده ميشود، اما ايرادي است قديمي كه همان موقع هم بيان ميشد. ولي ما بهدليل جلوگيري از برداشتهاي سياسي آنها را در دل خود نگه داشتهايم.
سوال: احتمالا نظر آنها اين بوده كه اگر مردم بخواهند با انگيزههاي سودمحور وارد جنگ بشوند، ممكن است به دليل تلاش براي منفعتجويي بيشتر، براي مردم ايجاد مشكل كنند كه البته نگاه شما براي انگيزه حضور، متفاوت است.
پاسخ: مشكل همين بود كه اين دوستان حضور در اقتصاد را فقط با انگيزه سود ميديدند وگرنه ميشود سود را در كنار انگيزههاي ملي مطرح كرد. مثلا تيمي كه همين امروز در تركيه بر سر كار است، از همين راهكار استفاده از انگيزههاي ميهني در عرصه اقتصاد فعاليت ميكند. مسئولين اقتصادي آنها همانطور با فعالان عرصه اقتصاد تركيه صحبت ميكنند كه ما در زمان جنگ با نيروهاي بسيجي خودمان صحبت ميكرديم. اما نخبگان ما هنوز به اين نتيجه نرسيدهاند كه بيرون كردن فقر و فساد و تبعيض و عقبماندگي از كشور كمتر از آزادسازي خرمشهر نيست. هنوز اقتصاد را از زاويه ماديگرايانه و سود ميبينند. كارآفريني را از زاويه ثروتمندي ميبينند و ثروت را ضدارزش ميدانند. در حالي كه كارآفرين ميتواند يك سرباز ميهن باشد.
يك فرمانده جهاد مقدس اقتصادي كه هدفش ارتقاي توانمندي ايران در عرصه جهاني و توسعه و گسترش و ساختن يك تمدن بزرگ در ايران است. قبول كنيم كه اگر قرار است فرهنگ انقلاب اسلامي توسعه يابد، با حرف زدن صرف نميشود الگو سازي كرد يا ساير كشورها را با خود همراه كرد. ما بايد به صراحت اعلام كنيم كه به دنبال يك قدرت بزرگ علمي - اقتصادي مبتني بر فضيلتهاي انقلاب اسلامي هستيم. بنابراين براي آن كه در منطقه، حرفمان خريدار داشته باشد و بهعنوان كانوني تأثيرگذار شناخته شويم، در شرايط فعلي نيازمند يك اقتصاد مقاومتي و جهادي هستيم. البته من از ايستادگي منطقي مسئولان كشور بهويژه آقاي رييسجمهوري در سازمان ملل تشكر ميكنم و صحبتهاي آقاي اوباما را شتابزده و نسنجيده ميدانم.
سوال: اين موضوعي است كه ما هم در مورد آن سئوال داريم و خواهيم پرسيد. از موضوع دور نشويم؛ شما دو گروه از تحريمها را برشمرديد. بقيه تحريمهاي غرب عليه ايران را چطور دسته بندي ميكنيد؟
پاسخ: بله، گروه سوم تحريمها پس از دوران دفاع مقدس باز هم از سوي آمريكا با هدف منع سرمايهگذاري انجام شد و تقريبا به مدت 15 سال و تا سال 84 به طول انجاميد. اين تحريمها در دوران بيل كلينتون به قانون داماتو معروف شد كه سرمايهگذاري بيش از 20 ميليون دلار در ايران را منع كرده بود و هيچ آمريكايي حق تجارت با ايران در مسائلي نظير فنآوري را نداشت كه البته عمده كشورها در اين زمينه با آمريكا همكاري نكردند. ديگراني هم كه در ظاهر با آمريكاييها همكاري ميكردند در عمل آنها را تنها ميگذاشتند.
در اين تحريم، آمريكاييها كمتر از دوران دفاع مقدس، توانستند همراهي ساير كشورها را جذب كنند. ايران هم روشهاي جديدي را پيش گرفت و با ايجاد رابطه با اروپا اين تحريمها را كمرنگ كرد. امثال شركتهاي فرانسوي در شكستن تحريمها ورود پيدا كردند. بقيه اروپاييها هم آمدند. به دنبال آنها برخي شركتهاي آمريكايي هم آمدند و در نتيجه، تحريم ناكارآمد شد. اما امروز ما با دسته چهارم تحريمها مواجه هستيم كه در حقيقت شديدترين تحريمهايي است كه كشور از ابتداي انقلاب تاكنون با آن روبهرو بوده است.
سوال: چه تفاوتي باعث شده كه شما تحريمهاي اخير را شديدترين تحريم عليه ايران بدانيد؟
پاسخ: چون اولا چين و روسيه براي اولين بار به اين تحريمها پيوستند. از طرف ديگر، آمريكا و اروپا تحريمهاي مضاعفي را علاوهبر تحريمهاي شوراي امنيت اعمال كردند. نكته سوم هم اين كه براي اولين بار است كه ايران از سوي شوراي امنيت تحريم ميشود. اين سه ويژگي همگي جديد هستند. بنابراين گروه چهارم تحريمها گستردهتر و شديدتر از تحريمهاي پيشين است. نكته ديگري كه در كالبدشكافي تحريمها بايد به آن اشاره كرد، اين است كه در تحريمهاي پيشين، محور اصلي برخورد آمريكا با ايران، امنيتي و نظامي؛ از جمله حمايت از شورشهاي داخلي، تهديد نظامي و ايجاد جنگ يا ديپلماسي بود. در حقيقت از تحريمها در كنار ساير راهكارها بهعنوان عنصر پشتيبان و تقويتكننده استفاده ميشد.
اما در حال حاضر محور برخورد غرب با ايران، جنگ اقتصادي از طريق تحريمهاي اقتصادي است و از ابزار ديگر نظير ديپلماسي يا عمليات نظامي قرار است بهعنوان پشتيباني از تحريمها استفاده شود. من هم به جنگ نرم معتقدم و حوادث سال گذشته را جنگ نرم استكبار عليه انقلاب ميدانم، اما اين جنگ نرم مقدمه رويارويي اصلي ما با آمريكا بود. رويارويي اصلي ما در جبهه اقتصاد است. اين را قبلا پيشبيني كرده بودم؛ به همين خاطر هم بعد از جنگ رشته اقتصاد را براي ادامه تحصيل انتخاب كردم، چون پيشبيني ميكردم كه جنگ بعدي ما در حوزه اقتصاد و فرهنگ خواهد بود.
سالهاست كه من منتظر اين بودم كه يا از داخل با بحران اقتصادي و فرهنگي مواجه شويم يا از بيرون، بحراني از اين جنس به ما تحميل شود. از داخل شروع كردند، موفق نشدند. امروز جنگ تحميلي اقتصادي شروع شده است. جنگي كه حداقل پنج سال ادامه خواهد داشت و ممكن است به 10 سال هم برسد. البته همانطور كه ما جنگ 20 ساله را در هشت سال تمام كرديم، اينجا هم ميتوانيم تحريمهاي 10 ساله آمريكا را ظرف چند سال به اتمام برسانيم. شرط اصلي اين كار، بسيج گسترده مردم و نخبگان است. اين ديگر بستگي به مديريت اجرايي كشور دارد كه آيا ميتواند از توانايي ملي كشور براي از بين بردن تحريمها، به نحو مطلوب استفاده كند يا خير.
سوال: بهنظر ميرسد كه آمريكا و غرب اين بار با تمام قوا آمدهاند؟
پاسخ: شكي نيست كه آمريكاييها اين بار آمدهاند تا يك جنگ اقتصادي را به ما تحميل كنند و اميد زيادي به آن بستهاند. ما هم بايد پاسخي اقتصادي به آنها بدهيم. لازمه آن يك جهاد اقتصادي مقدس است. در اين جهاد اقتصادي ديگر سود به تنهايي نميتواند انگيزه اصلي باشد. انگيزههاي بالاتري هم وجود دارد. اگر تأكيد ميكنيم كه در زمان جنگ، تزريق انگيزههاي جهادي به صحنه اقتصاد راحتتر ميتوانست صورت بگيرد، به اين دليل بود كه مردم در آن زمان شاهد بودند كه تمام دنيا درها را به روي ما بسته و حتي سيم خاردار به ما نميدادند. متأسفانه دولتمردان ما در آن زمان به دليل اشتباه نگاهي كه به اقتصاد داشتند، نقش مردم را كمرنگتر و نقش دولت را بيشتر كردند. يعني برعكس عمل كردند. اين بار ديگر نبايد اشتباه بكنيم. بايد تحريم را تبديل به فرصتي براي به صحنه آوردن مردم كنيم.
حال كه باز دوباره درها به روي ما بسته شده، چرا اعلام جهاد مقدس اقتصادي ندهيم؟ چرا انرژي مردم را در اقتصاد، آزاد نكنيم؟ چرا همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند، دستيابي به اقتصاد مقاومتي را بهعنوان خط مشي اساسي كشور تعريف نكنيم؟ ايشان رهنمود ميدهند، اما اين دولت و مجلس است كه بايد، براي اين رهكردها قانون بنويسند و آن را اجرايي كنند. حتي خودشان دست بالا بزنند و كاري كنند كه مردم، جديت آنها را براي ايجاد تحول اقتصادي ببينند. ما قرار است در اين زمينه هم پوزه آمريكا را به خاك بماليم، بنابراين براي ورود انگيزه جهادي به اقتصاد، بهترين فرصت را داريم. اقتصاد مقاومتي ميتواند تبديل به يك مانيفست و يك منشور كامل براي خروج اقتصاد از اقتصاد دولتي و بسيج بخش خصوصي و تعاوني بشود.
سوال: ملزومات دستيابي به اقتصاد مقاومتي و تغيير نگاه سودمحورانه اقتصاد به تكليفمحوري و روحيه جهادي چيست؟
پاسخ: ما بايد در محيط اقتصاد، فرهنگسازي كنيم. اين در زمان جنگ تجربه شده. بعد از جنگ هم فرهنگ جهادي در تجربيات موفق ما وجود داشته است. مشكلي كه در دانشگاهيان و روحانيون امروز ديده ميشود اين است كه در زمينه فرهنگسازي ضعيف عمل كردهاند. سياسيون هميشه در نزديكي انتخابات براي راي جمع كردن، سراغ تحريك عواطف ميروند. اما دولتمردان ما متأسفانه قادر نيستند كه از عواطف مردم براي جهادي كردن عرصه كار و فعاليت استفاده كنند. اين فرهنگسازي، فرمول و معادلاتي دارد كه در دوران جنگ استفاده شده است. به ياد بياوريد كه حضور مقام معظم رهبري در عرصه دفاع مقدس با لباس نظامي چه تحولي در روحيه رزمندگان ايجاد ميكرد. اين فرهنگسازي بود وگرنه ايشان براي زدن توپ و تانك كه نيامده بودند. يا حضور آقاي هاشمي و مرحوم مشكيني؛ اما حضور ايشان در آن زمان از دهها توپ و تانك هم اثر بيشتري داشت. چون يك نوع بسيج عمومي در كشور ايجاد ميكرد.
بنابراين بايد از تغيير در فضا شروع كنيم. در اين صورت، آدمهاي پاك، پاكتر ميشوند و آدمهاي آلوده هم ديگر فضا را مساعد آلودگي نميبينند. در اين فضا، همه سبقت ميگيرند براي سازندگي مناطق محروم، براي كمك به ميهن، براي قويتر كردن كشور. اگر فضا متحول شود، خيلي از مشكلات حل ميشود. مثل اول انقلاب كه خيلي از كساني كه معتقد نبودند، به دليل فضاي انقلابي جامعه، خود را تطبيق داده بودند. بخش خصوصي مثل همان زمان جنگ هم آدمهاي مخلص و علاقهمند به اسلام و ميهن دارد و هم آدم دلال و به اصطلاح زالوصفت. مثل حوضي است كه در معرض جريان است و پيوسته آدمهاي جديد ميآيند و برخي ديگر ميروند. ما اگر بتوانيم فضاي اقتصاد كشور را جهادي كنيم، بسياري از اين افراد، خود را با آن تطبيق خواهند داد. در بخش خصوصي و كارآفرين كشور، صدها انسان شايسته وجود دارد.
سوال: بيشترين نگراني شما از تحريمها در مورد كدام بخش است؟ آيا اقتصاد ايران را آنقدر توانمند ميبينيد كه تحريمها را شكست دهد؟
پاسخ: بله، ما اگر بتوانيم از اين تحريمها، اولا كارآفرينان و نخبگان را در توليد و اشتغال بسيج كنيم و ثانيا يارانهها را هم بر همين اساس توزيع كنيم و فضاي جامعه را براي جهادي كردن اقتصاد كشور تغيير دهيم، ميتوانيم جنگ تحميلي اقتصادي را به يك نعمت تبديل كنيم. هم تحريمها را شكست دهيم و هم اقتصاد خود را پيشرفت دهيم. اما بيشترين نگراني من از تحريمها، اثرات بلندمدت آن است. ما ميتوانيم نيازهاي كشور در دوران تحريم را تأمين كنيم. برخي ميگويند ايران با كمبود مواد غذايي مواجه ميشود يا سوخت، چنين و چنان ميشود. معتقدم ما از اينها عبور خواهيم كرد به اين دليل نگراني از اين بابت نخواهيم داشت.
نگراني من از اين بابت است كه از اين فرصت طلايي براي جهش اقتصادي استفاده نكنيم. الان بهترين فرصت است كه ره 40-30 ساله را ظرف چند سال طي كنيم. اين انگيزهاي كه پيدا شده، ميتواند اهرمي براي دستيابي به اهداف سند چشمانداز هم باشد. در حال حاضر ملت ايران ميداند در حاليكه هيچ تخلف بينالمللي نكرده است، بهصورت ظالمانهاي تحريم شده. خوب اين فرصتي خيلي خوب است كه ميتوان بهوسيله آن مردم را به يك جمعبندي خوب رساند و عزم ملي براي آن بهوجود آورد. اما اگر اين كار صورت نگيرد و اين تحريمها بتواند توسعه ملي ايران را به جاي 1404، يك 40-30 سالي عقب بيندازد، ناگوار خواهد بود.
لذا اميدوارم با كمك همه نيروهاي انقلاب مثل دوران ابتداي انقلاب و دفاع مقدس، با همان انگيزهها، براي مقابله با جنگ تحميلي اقتصادي، گرد هم آييم و از اين بازيهاي انتخاباتي هم دست برداريم. الان همه فكر ميكنند اگر رييسجمهوري شوند ميتوانند معجزه كنند، در حالي كه هيچ فردي بهتنهايي هيچ كار اساسي نميتواند بكند. ما به تيمي اصولگرا و ارزشي و معتقد به انقلاب احتياج داريم. چنانچه كسي مدعي باشد كه اگر رييسجمهوري شود به تنهايي ميتواند تحريمها را پشت سر بگذارد، اشتباه ميكند. اگر ميفهمد و اين حرفها را ميزند، كلاهبردار قهاري بيش نيست.
سوال: اين نكات را در جلسه با دكتر احمدينژاد هم مطرح كرديد؟ اصلا چطور شد كه احساس كرديد، اين ديدار بايد انجام شود؟
پاسخ: در جلسه با آقاي احمدينژاد به هيچ بحث سياسي نپرداختيم. تنها درباره عبور از تحريمها صحبت شد. در مورد دور زدن تحريمها و تقويت نهادهاي بينالمللي كشور، در مورد تقويت بخش خصوصي و توليد ملي و در مورد مديريت يكپارچه صحبت كرديم. آنجا مطرح شد كه همانطور كه در آن طرف، قرارگاهي براي اين موضوع زير نظر معاون خزانهداري آمريكا ايجاد شده، اين طرف هم تيمي متحد براي مقابله با تحريمها تشكيل شود. خوشبختانه ايشان ستاد مقابله با تحريمها را شكل دادهاند. من البته طرح خودم براي مقابله با تحريم را به صورت كتبي براي رييسجمهوري ارسال خواهم كرد.
اما در مورد سئوال دوم شما، بايد بگويم كه در قاموس ما بهعنوان افراد تكليفمحور و انقلابي اين كه انتقادات و اختلاف سليقههاي خود با دولت را بهانه كنيم و با دولت همكاري نكنيم، وجود ندارد. براي من اين مهم است كه در زمان مشكل كشورمان مثل همين تحريمهاي گسترده و تهديدها، در كنار دولت كشورم بايستم و آنچه در توان دارم، در اختيار آنها قرار دهم. وقتي كه كشور وارد تحريم و تهديد ميشود، ديگر هاشمي و احمدينژاد و خاتمي و رضايي ندارد، بحث ملت ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي است. اتقافا برخورد رييسجمهوري هم برخورد مثبتي بود و تحريمها را جدي ميدانست و معتقد بود كه ميشود اين تحريمها را خنثي كرد. در اين بخش من هم با او همعقيده بودم كه ما ميتوانيم اين تحريمها را كماثر بكنيم. در مجموع جلسات خوبي بود.

0 Kommentare:
Post a Comment