
ولي نصر، فرزند پروفسور سيد حسين نصر است. وي عضو شوراي روابط خارجي امريكاست. مؤسسه اي كه معتبرترين مركز مشاوره به رئيس جمهور ايالات متحده در مسائل سياست خارجي است. وي با برخي اعضاء حزب مشاركت از جمله هادي سمتي ارتباطات نزديكي دارد و به دليل برخورداري ازاين كانال هاي داخلي، مورد توجه ويژه سياستگذاران كاخ سفيد است.
مصاحبه زير حاصل گفتگوي نصر با سايت شوراي روابط خارجي امريكا است درخصوص جنگ بصره است. نصر اصرار دارد كه تضاد ميان گروههاي شيعي مانند سپاه بدر و ارتش مهدي را در مقابل تقابل با گروههاي سنّي پر رنگ سازد.
بنا به عقيده نصر، هيچ رابطه اي ميان جنگ هاي جنوب عراق با نوري مالكي وجود ندارد. همچنين عبدالعزيز الحكيم، رئيس مجلس اعلاي عراق، به عنوان يكي از همپيمانان ايالات متحده با سپاه مهدي به رهبري صدر در رقابت سختي به سر مي برد و بيم آن مي رود كه برخي ازجبهه هاي تقابل نيز رو به گسترش برود. همچنين به نظر مي رسد كه شرايط درعراق به نحوي است كه داراي يك مكانيسم سياسي ثبات مندي نيست كه بتواند گروه هاي تا دندان مسلح را به صلح برساند. متن اين گفتگو در ادامه آمده است:
جنگ مهمي در بصره ميان حاكمان شيعه در مقابل نظاميان شيعه در حال رخ دادن است، آيا چنين چيزي ممكن است و پشت پرده آن چه مي تواند باشد؟
چنين چيزي انتظار مي رود زيرا زماني كه اختلافات به اوج خود رسيده بود و قدرت دائماً در حال تغيير بود، هيچ گونه توافق سياسي و راه صحيحي ارائه نشد كه بتواند عراق را به ثبات برساند. بحران اساسي درعراق، مربوط به توازن قدرت ميان نيروهاي شيعه و سني است و خصوصاً درگيري شيعيان كه بين دو گروه نيروهاي مقتدي صدر و عبدالعزيز حكيم مي باشد كه تا به حال لاينحل باقي مانده است.
در انتخابات قبل، حكيم گرايش بيشتري به امريكا داشت. وي تمايل دارد نيروهاي نظامي خود را زير پرچم نيروهاي امنيتي ببرد. حكيم درصدد است به امريكا نزديكتر شود و به طور تدريجي از قدرت يافتن صدر جلوگيري كند.
مقتدي صدر و جيش المهدي نيز به شدت در حال رصد تشكيلات بدر و حركت رو به رشد رهبران نهضت بيداري سني در استان الانبار مي باشند. اين نهضت در سال 2006 براي مقابله با رشد گروه افراطي القاعده ايجاد شده بود.
آيا در پاييز انتخابات برگزار خواهد شد؟
به احتمال زياد. برگزاري انتخابات به نوبه خود فرصتي براي تبيين قدرت حكيم و گروه بدر در جنوب عراق خواهد بود و به عنوان يك حركت پيشگيرانه، قبل از آن لازم است قدرت و آراي نيروهاي صدر و جيش المهدي را به حداقل برسانند. به همين دليل مقتدي صدر نيز به دنبال حركتي پيشدستانه است. گروه وي نيز به خوبي مي داند كه قدرت امريكا درجنوب عراق زياد نيست.
پس منظور شما اينست كه امريكا در پي حمايت از دولت نوري مالكي بر عليه گروه صدر در جنوب عراق مي باشد؟
بله من اينطور فكر مي كنم اما معتقدم مالكي نقش اصلي را در اين تقابل ندارد. اين تقابل بين گروه صدر و حكيم است. حكيم و نيروهاي بدر از متحدان امريكا در جنوب عراق مي باشند، بدين معني كه در ماه ژانويه يكي از گروه هاي محافظ و پشتيبان به حساب مي آمدند، بر شهر نجف حكومت مي كردند و بيشتر سپاه بدر جزء نيروهاي امنيتي عراق به شمار مي آيند. يكي از امتيازات و مناقشات مهم حكيم و صدر اين است كه سياست نوري مالكي در جنوب عراق، تحت تأثير افكار شيعيان نمي باشد. نوري مالكي رئيس تحت نفوذ پوشالي است كه تنها مسئوليت اجرايي و تشريفاتي را در عراق به عهده دارد.
نقش ايران را درعراق چگونه مي بينيد، آيا ايران با حكيم و صدر روابط حسنه دارد يا نه؟
بله ايران با حكيم و صدر روابط حسنه اي دارد و از آنها حمايت مي كند. ايرانيان سعي مي كنند كه صدر و حكيم را در مقابل يك جبهه متحد كنند و از بروز جنگ بين آنها جلوگيري كنند زيرا آنچه سرنوشت عراق را رقم مي زند، درحال حاضر در جاي ديگري قرار دارد. اما صدر حاضر به صلح با حكيم نخواهد بود و قطع نظر از آنچه ايران مي گويد، امريكا در صدد كاهش نيروهاي خود و مقابله با او نمي باشد.
از سوي ديگر، ممكن است تصور شود ايران درصدد است صدر را به ايجاد ناامني و برهم زدن آرامش درجنوب عراق تشويق كند زيرا روابط ايران و امريكا رو به تنش بيشتر است و ايران تمايل دارد كه نيروهاي امريكايي هرچه سريعتر خاك عراق را ترك كنند. همكاري براي سركوب مقتدي صدر در حال حاضر مورد علاقه ايران نيست و ادامه اين رويكرد به نوع ارزيابي ايران از شرايط منطقه باز مي گردد. ايران گاهي براي تضعيف نيروهاي امريكايي در منطقه به پشتيباني و حمايت نيروهاي مقتدي صدر مي پردازد كه باعث بحران در عراق مي شود. ممكن است اين امرباعث شود كه كنترل ايران نسبت به همسايه خود كم رنگ شود. البته با كمك صدر و حكيم اين امر تا حدودي قابل اجراست ولي نه بطور كامل.
ما مجبوريم منتظر بمانيم و ببينيم كه نوع برخورد ايران با اين دو جريان چگونه خواهد بود؟ آيا ايران مي خواهد اين دو را مهار كند يا نه؟ در آينده معلوم خواهد شد. هنگامي كه نيروهاي انگليسي از بصره خارج شدند، چنين به نظر مي رسيد كه ايران ديگر نخواهد توانست بر بصره كنترلي داشته باشد ولي ديديم كه اين طور نشد. براي مدت طولاني حاكمان در بصره رابطه اي نزديك با ايران داشته اند و رد پاي حمايت گسترده نظامي ايران در اين منطقه مشهود است. درحقيقت اتفاقات جديد دربصره نشان داد كه قدرت ايران در اين بخش بسيار زياد و قابل تأمل است و تأثير گذاري ايران را در عراق را بار ديگر گوشزد كرد.
به نظر شما چرا امريكا سعي دارد به به حزب حكيم نزديك شود، با وجود اينكه حكيم بيشتر به ايران متمايل است. فكر مي كنيد كه امريكا
از تأثير ايران و نزديكي آن با حكيم در هراس است؟
امريكا در عراق داراي گزينه هاي زيادي نيست. امريكا در عراق بيشتر به دنبال شيعياني مثل احمد چلبي يا اياد علاوي است. نه تنها حكيم بلكه امريكاييها نيز مايل نيستند كساني بر سر كار آيند كه حاضر به ريختن خون و در صدد كشتن آنها باشند.
دليل ارتباط با حكيم هم كاملاً روشن است زيرا اگر شما بخواهيد ثباتي را به وجود بياوريد، مجبوريد با گروه هايي رابطه داشته باشيد كه نخواهند به شما شليك كنند. در حقيقت حكيم نقش بسيار واضح و روشني با طرفداران ايراني ندارد.
حكيم ازهمان ابتدا بطور مستقيم با دخالت امريكا در انتخابات موافق بود و سپاه بدر نيز هيچ گاه به نيروهاي امريكايي حمله نكرده است. حكيم از امريكا خواست زمينه اي را فراهم سازد كه سپاه بدر بتواند ازنيروهاي امنيتي عراق شود و حزب او وارد حكومت شود. بعلاوه حكيم و پسرش به امريكا سفر كردند و او با بوش نيز ملاقات داشته است. به نظر مي رسد او دوست دارد به عنوان پلي رابط ميان ايران و آمريكا ايفاي نقش كند. حكيم نقش بسيار مؤثري در روند گفتگوهاي ايران با مقامات امريكايي بر سر مسائل عراق ايفا كرده است. او باعث شد براي اولين بار بعد از 28-27 سال، رهبرحكومت جمهوري اسلامي ايران گفتگو را بپذيرد. حكيم نقش بسزايي در اين روند ايفا كرد.
حكيم به عنوان يك سياستمدار شيعه مي داند كه بايد از حمايت ايران برخوردار باشد و به اين پشتيباني نياز دارد زيرا ايران يكي از حاميان اصلي و بزرگترين حامي شيعيان عراق بشمار مي آيد. حكيم نمي تواند با ايران مخالفت كند و درعين حال نمي تواند به طور آشكار چنين تصميمي را ابراز كند و لي مي خواهد دست به ايجاد يك حاكميت شيعي بزند كه همزمان حمايت امريكا را نيز داشته باشد زيرا او خيلي ضعيف تر از مقتدي صدر است كه بتواند بدون پشتيباني امريكا در عراق بماند.
به عبارت ديگر، حكيم در يك ترديد و شك به سر مي برد كه ميان دو ستون ايران و امريكا، براي برپايي يك حكومت شيعه در عراق، به كدام سو متوسل شود زيرا تمايل به يك سو، مساوي با طرد از سوي ديگر خواهد بود. از نظر شيعيان، صدر مورد حمايت ايران است واز نفوذ امريكا حمايت نمي كند در حاليكه حكيم اينچنين نيست.
به نظر شما همپيماني امريكا و حكيم كه باعث شكست صدر در بصره شد، مي تواند باعث شكست او در بغداد هم شود؟
هيچ چيز در عراق به راحتي اتفاق نمي افتد و اين اتفاق ممكن است مستلزم خونريزي هاي بسيار و كار طاقت فرسايي باشد. يكي از كارهايي كه امريكا بايد در عراق انجام دهد، ايجاد ثبات است تا اينگونه نباشد كه با هر اتفاقي، بازگشت آتش بس به راحتي ممكن نباشد و باعث شود كه آمار كشته شده هاي آمريكايي نيز بالا رود. اين، بازتاب خوبي براي منافع آمريكا نخواهد داشت.
سپاه مهدي بيش از 50 هزار نيرو دارد و ممكن است چنين حركتي يك تا دو ميليون نفر را به حمايت از وي بكشاند. اين درگيري ها در مناطق شهري رخ خواهد داد و خون هاي بسياري ريخته خواهد شد. حركتي كه ممكن است به راحتي قابل كنترل و مهار نباشد.
آيا درگيري بين گروه هاي شيعه در عراق باعث حيرت و غافلگيري شما نمي شود؟
آنها قبلاً هم با يكديگر درگير شده اند. درست همين سال گذشته بود كه نيروهاي صدر با نيروهاي امنيتي در كربلا درگير شدند كه نيروهاي نظامي شيعه زيادي را در كنار هم يكپارچه كرد و باعث برآشفتن صدر شد. بعلاوه ارتش مهدي متهم است طي چند ماه گذشته دست به ترور برخي اعضاء سپاه بدر و تعدادي از رهبران مذهبي در جنوب عراق زده است.
بايد اقرار كرد با وجود هزاران نيروي نظامي تا بن دندان مسلح، برقراي صلح و ثبات سياسي در عراق بسيار مشكل است و تنها راه حل اين است كه تعدادي از نيروهاي نظامي كنترل شوند. تنها راه ايجاد ثبات در جنوب عراق، يك نيروي بسيار قوي است كه بتواند تعادل قدرت را برقرار كند
0 Kommentare:
Post a Comment